معرفی بانک ژن BT
بر اساس گزارشات سازمان ملل ، حدود 800 ملیون نفر از جمعیت جهان ( 14 در صد ) دچار نفر فقر غذایی هستند که تا سال 2020 به یک میلیارد نفر خواهد رسید. از سوی دیگر ، بشر با استفاده نسبتا کامل از منابع و امکانات موجود ، امروزه برای افزایش تولیدات کشاورزی با محدودیت منابع موجه است . در این راستا ، فناوری زیستی یا بیوتکنولوژی – کشاورزی افقی روشن در برابر دیدگان ما می گشاید . تا شاهد دومین انقلاب سبز باشیم .
پیچیده ترین شاخه بیوتکنولوژی ؛ مهندسی ژنتیک Genetic Inginearing ، می باشد که روشهای مبتنی بر ژنتیک سلولی ملکولی ، نشانگرهای ملکولی ، کشت سلولی بافت ، میکروبیولوژی و بیوشیمی را در بر می گیرد . به طور کلی مهندسی ژنتیک شامل استفاده از روشهای انتخاب ژن مورد نظر ، جداسازی ، خالص سازی ، تکثیر و انتقال ژن ها و ارزیابی بروز آنها در موجود زنده می باشد .
یکی از مهمترین و کاربردی ترین استفاده های مهندسی ژنتیک در کشاورزی تراریزش یا انتقال ژن و تولید گیاهان و جانواران تراریخته transgenic Plant می باشد . این گیاهان دارای صفات جدید و یا تغییر یافته ای هستند که می توانند قابلیت مقابله با آفات را به طور اتوماتیک داشته باشند و این مسئله درآنها به حالت بالقوه در آید.
از سال 1901 که " ایشی واتا " باکتری شناس ژاپنی ، از بدن یک لارو مرده کرم ابریشم باکتری را جدا کرد تاکنون قریب به یک قرن است که مطالعات گسترده ای در زمینه تاثیرات و نحوه عملکرد و اثر این باکتری انجام می گیرد .
Bacillus thuringiensis یا BT نامی آشنا در کنترل آفات و حشرات است که در تولید بیش از 90% آفت کش های میکروبی و تعداد زیادی از گیاهان فراریخته مقاوم به حشرات کاربرد دارد ؛ به عنوان عاملی برای مبارزات بیولوژیک این باکتری یک باسیل گرم مثبت و اسپورزا است که به دلیل دارا بودن توکسین هایی که خواص حشره کشی دارند ، در مقابله با حشرات زیان آور کشاورزی ، بهداشت و محیط زیست جایگاه مهمی دارد .
توکسین های این باکتری که به " دلتا اندو توکسین " معروفند ، در حقیقت پروتئین های کریستالی هستند که هنگام اسپورزایی باکتری تولید می شوند . هنگامی که این توکسین توسط حشره بلعیده می شود .پروتئین کریستالی در محتویات و شیره قلیایی روده حشره حل شده و تحت تاثیر آنزیم های پروتئاز به قطعات کوچک تر تبدیل می شود . در اثر واکنش هایی که این قطعات با سلولهای اپی تلیال روده میانی حشره انجام می دهند ، دیواره روده حشره سوراخ شده و محتویات روده با هموسل مخلوط می گردد که این امر موجب بروز یک عدم تعادل بیوشیمیایی در بدن لارو می شود که برای حشره کشنده است . پس از جذب میزان کافی از توکسین و صورت پذیرفتن فعل و انفعالات مذکور ، لارو دست از تغذیه می کشد، در نتیجه ظرف چند روز از گرسنگی می میرد .
پژوهشها نشان داده است که این باکتری قابلیت استفاده علیه طیف وسیعی از آفات راسته های Lepidoptera, Coleoptera,dipter,Homoptera و حتی آفات غیره حشره مانند نماتد ها و پارازیتهای حیوانات اهلی را دارا می باشند .
چند مثال از کاربرد های BT:
- انتقال ژن BT به باکتری خاکزی Pseudomonas fluorescence
که با ریشه غلات و سویا همزیست می باشد و اضافه کردن این باکتری به خاک می تواند خسارت کرم اگروتیس یا شب پره زمستانی
(Agrotis ipsilon or Black cutworm ) در غلات را کنترل کند .
- انتقال ژن BT به یک ریز سازواره درونزاد Endophyte Microorganism که داخل دستگاه آوندی گیاهان زندگی می کند و تکثیر می شود و آغشته سازی بذور ذرت و برنج با آنها ، موجب کنترل کرم ساقه خوار ذرت و برنج می شود .
- آزمایشات مزرعه ای نشان داده است که ریزسازواره در خارج از گیاه زنده نمی ماند و به گیاهان تلقیح نشده همجوار نیز منتقل نمی شود . بنابر این مشکل زیست محیطی نخواهد داشت .
در پایان باید یاد آور شد که استفاده از روشهای مبتنی بر مبارزات بیولوژیک با آفات به جای استفاده از سموم شیمیایی هم از نظر حفاظت محیط زیست بسیار حائز اهمیت است و هم از نظر صرفه جویی اقتصادی کشاورزان ، به عبارتی می تواند بهینه سازی مبارزه و کنترل آفات باشد .
مقدمه
کلمه بيوتكنولوژي اولين بار در مجمع سازمان ملل متحد ، در شهر ليدز انگلستان و در سال 1920 به کار برده شد .
بيوتكنولوژي يکي از مدرن ترين شاخه هاي زيست شناسي است که مجموعه اي از علوم بيوشيمي ، ميکروبيولوژي سلولي ، بيولوژي ، مهندسي ژنتيک و ... را شامل مي شود. در دهه ششم از قرن بيستم اصلاح گران نباتات توانستند عملکرد بالايي از واريته هاي جديد به دست آورده و بدين ترتيب انقلاب سبز را به وجود آوردند . اما همزمان با ا?زايش جمعيت ، اين ا?زايش نتوانست کمبود مواد غذايي را جبران کند لذا دانشمندان به تحقيق در اين زمينه پرداختند. پيشرفت هاي جديد زمينه هاي جديد را بوجود آورده که با کمک آن مي توان از ميکروارگانيزم ها براي توليد محصولات تجاري متفاوت شامل مواد غذايي و دارو بهره گرفت. به همين کيفيت تکنيک هايي براي تشخيص بيماري ها ، توليدات شيميايي بيولوژي و سوخت براي آينده مورد استفاده قرار گرفته است.
مهندسي ژنتيک يکي از ابزارهاي کارآمد بيوتکنولوژي مي باشد که هدف از آن، شناخت ساختمان و کارآيي ژن ، توليد پروتئين و مواد اوليه مفيد ديگر به وسيله روش هاي متداول و نوظهور و توليد گياهان و حيوانات تراريخته با ويژگي هاي مطلوب مي باشد.البته بايد توجه داشت که مهندسي ژنتيک با ژنتيک تفاوت داشته ، بدين ترتيب که ژنتيک بيشتر يک علم است و به بررسي نحوه انتقال صفا ت از والدين به فرزندان ميپردازد و از ابتداي قرن ?? پس از کشف مجدد قوانين مندل به صورت يک علم نوين ظهور کرد ، اما مهندسي ژنتيک يک فناوري يا يک تکنيک است که با استفاده از علوم مختلف طي دستورزي يا دستکاري ژنتيکي موجودات زنده در سطح مولکول
DNA تغييراتي در موجودات ايجاد ميشود. مهندسي ژنتيك بخشي از بيوتكنولوژي مدرن امروزي است كه از دهه ?? ميلادي به طور جدي مطرح شده است.تاريخچه بيوتکنولوژي
بيوتكنولوژي ريشه در تاريخ دارد و تكوين آن از سالهاي بسيار دور آغاز شده تابحال ادامه يافته است.
درتقسيم بندي زماني ميتوان سه دوره براي تكامل بيوتكنولوژي قائل شد.
1) دورة تاريخي كه بشر با استفاده ناخودآگاه از فرآيندهاي زيستي به توليدمحصولات تخميري مانند نان، مشروبات الكلي، لبنيات ترشيجات و سركه و غيره مي پرداخت. در شش هزار سال قبل از ميلاد مسيح، سومريان و بابليها از مخمرها در مشروب سازي استفاده كردند. مصريها در چهار هزار سال قبل با كمك مخمر و خميرمايه نان ميپختند. در اين دوران فرآيندهاي ساده و اوليه بيوتكنولوژي وبويژه تخمير توسط انسان بكار گرفته ميشد.
2) دوره اوليه قرن حاضر كه با استفاده آگاهانه از تكنيكهاي تخمير و كشت ميكروارگانيسمها در محيطهاي مناسب و متعاقباً استفاده از فرمانتورها در توليدآنتي بيوتيكها، آنزيمها، اجراء مواد غذائي، مواد شيميائي آلي و ساير تركيبات،بشر به گسترش اين علم مبادرت ورزيد. در آن دوره اين بخش از علم نام ميكروبيولوژي صنعتي بخود گرفت و هم اكنون نيز روند استفاده از اين فرآيندهادر زندگي انسان ادامه دارد. ليكن پيش بيني ميشود به تدريج با استفاده ازتكنيكهاي بيوتكنولوژي نوين بسياري از فرآيندهاي فوق نيز تحت تأثير قرارگرفته و به سمت بهبودي و كارآمدي بيشتر تغيير پيدا كنند.
3) دوره نوين بيوتكنولوژي كه با كمك علم ژنتيك درحال ايجاد تحول در زندگيبشر است. بيوتكنولوژي نوين مدتي است كه روبه توسعه گذاشته و روز بروزدامنه وسعت بيشتري به خود ميگيرد.
اين دوره زماني از سال 1976 با انتقال ژنهائي از يك ميكروارگانيسم به ميكروارگانيسم ديگر آغاز شد. تا قبل از آن دانشمندان در فرآيندهاي بيوتكنولوژي از خصوصيات طبيعي و ذاتي ميكروارگانيسمها استفاده ميگردند ليكن در اثر پيشرفت در زيست شناسي مولكولي وژنتيك و شناخت عميق تراجزاء ومكانيسمهاي سلولي ومولكولي متخصصين علوم زيستي توانستند تا به اصلاح و تغيير خصوصيات (ميكرو) ارگانيسمها بپردازندو(ميكرو) ارگانيسمهائي باخصوصيات كاملاً جديد بوجود آوردند تا با استفاده ازآنها بتوان تركيبات جديد را بامقادير بسيار بيشتر و كارائي بالاتر توليد نمود.
تاريخچة توسعه بيوتكنولوژي
درك صحيح و استنباط واقعي از سير تحولات بيوتكنولوژي را ميتوان با نگاهي گذرا بر نقاط عطف تاريخچة توسعه آن دريافت. سرآغاز بيوتكنولوژي سنتي به 6 هزار سال قبل از ميلاد مسيح برميگردد؛ زمانيكه سومريان و مصريان بدون اينكه از ميكروارگانيسمها اطلاعاتي داشته باشند با فرآيند تخمير، نان و شراب تهيه ميكردند. در 4 هزار سال قبل از ميلاد، چينيها به توليد شراب، ماست و پنير مشغول بودند. 1750 سال قبل از ميلاد، سومريان صنعت توليد الكل را بنا كردند. چينيها از سوياي كپك زده بعنوان آنتي بيوتيك جهت درمان جوشها و دملها بهره ميبردند. و در سال 1797 براي اولين بار واكسن آبله به انسان تزريق شد.
اولين آنزيم در سال 1832 جداسازي شد. در سال 1914 از باكتريها براي تصفيه پس اب در شهر منچستر انگلستان استفاده شد. اصطلاح بيوتكنولوژي براي اولين بار در سال 1919 توسط يك مهندس كشاورزي مجاري بكار برده شد. در سال 1920 هورمون رشد توسط دو محقق بنام
Long وEvans كشف شد. پني سيلين در سال 1928 بعنوان اولين آنتي بيوتيك كشف و در سال 1947 به توليد انبوه رسيد و اين بعنوان شروع تاريخ بيوتكنولوژي صنعتي قلمداد شده است. در سال 1950 اينترفرونها كشف شدند. در سال 1953 ساختار فضايي DNA توسط دو دانشمند مشهور واتسون و كريك معرفي شد. در سال 1969 اولين آنزيم در آزمايشگاه، سنتز شد. سال 1970 سنتز كامل ژن براي اولين بار صورت گرفت. در سال 1973 روش مهندسي ژنتيك با معرفي آنزيمهاي برشدهنده و جوشدهنده، بطور موفقيتآميز توسط دو دانشمند استفنكوهن و هربرت بوير انجام شد. در سال 1975 اولين آنتي بادي منوكلونال براي اولين بار توليد شد.انسولين انساني بعنوان اولين محصول مهندسي ژنتيك براي معالجه بيماران ديابتي در سال 1982 مورد تاييد قرار گرفت. سال 1990 اولين گاو شيرده تراريخته معرفي شد. اولين محصول غذايي مهندسي ژنتيك بنام گوجه FLAVRSAR در سال 1994 وارد بازار شد. در سال 1997 محققين اسكاتلندي اولين گوسفند كلون شده بنام دالي را معرفي كردند. سال 2000 نقشه ژنوم انسان اعلام شد و اين امر موجب آغاز تحقيقات و دستآوردهاي عظيم و شگرف در زمينه ژندرماني و علاج بيمارهاي صعب العلاج خواهد شد. .
با نگرشي بر رشد بازار فرآوردههاي فناوري زيستي جهان در سال 2000، به گسترة عملكرد انقلاب سبز بيوتكنولوژي و برتري آن نسبت به اغلب علوم و فنون پي ميبريد.
با رشد بي رويه جمعيت و افزايش آن به بيش از 8 ميليارد نفر در سال 2030 و افزايش تقاضا، بيوتكنولوژي پاسخگوي شايستهاي جهت تامين امنيت ملي در ابعاد غذايي، دارويي، بهداشتي، محيط زيست، دفاعي و قضايي است. در حال حاضر از طريق بيوتكنولوژي صنعتي و با استفاده از راكتورهاي زيستي و ميكروارگانيسمهاي مناسب، فرآوردهاي مهم و استراتژيك توليد ميشود كه پاسخگوي نياز بشر در عرصه غذا، بهداشت و محيط زيست ميباشد.
همزمان با ظهور بيوتكنولوژي نوين در دهه 70 در قرن بيستم، ابزارهاي مورد استفاده سنتي جاي خود را به فنون بيوتكنولوژي نوين سپردند
به موازات دگرگوني در بيوتكنولوژي، مهندسي زيستفرآيند نيز دستخوش تحولات شگرف شد. دورنماي مهندسي زيست فرآيند و بيوتكنولوژي صنعتي تا قبل از 1980 معطوف به ديدگاههاي مهندسي و بزرگنمايي فرآيندها بود، ليكن در جهت گيريهاي اخير، بيوتكنولوژي صنعتي از طراحي تجهيزات، بزرگنمايي و مدلسازي ماكروسكوپيك فاصله زيادي گرفته است
بنابراين دوران 1980 به بعد براي بيوتكنولوژي صنعتي عصر شكوفايي ديدگاههاي زيست مولكولي، فرآيندهاي سلولي، مهندسي آنزيم و توليد فرآوردههاي جديد از ميكروارگانيسمهاي تراريخته، پروتئين داروهاي نوتركيب، آنتي باديهاي منوكلونال، اينترفرونهاي لكوسيتي، واكسنهاي ژني، زيست كاتاليزورهاي صنعتي، نسل جديد آنتي بيوتيكها و … ميباشد
ميزان فروش، يكي از شاخصهاي اقتصادي صنعت بيوتكنولوژي است. با نگاهي به ميزان فروش فرآوردههاي بيوتكنولوژي درسال 1997 كه نسبت به سال 1996، بيست درصد رشد داشته و به ميزان 13 ميليارد دلار ميرسد، اهميت سرمايه گذاري در اين بخش و محوريت اين فناوري بعنوان فناوري كليدي و محوري توسعه پايدار آشكار ميشود
آنزيمهاي صنعتي بعنوان يكي از فرآوردههاي مهم بيوتكنولوژي داراي بازار جهاني به ميزان 1.6 ميليارد دلار بوده و برآورد ميشود اين رقم به 3 ميليارد دلار با نرخ رشد سالانه 6.5 درصد افزايش يابد. بازار فروش آنزيم باعث موج بي سابقه اي از ادغام غولهاي سرمايه گذاري و همكاري فزآينده شركتهاي تازه تاسيس براي دستيابي به فناوريهاي جديد شده است
بيوتكنولوژي نوين تنها به توليد فرآوردههاي سنتي بسنده نكرده بلكه با ارائه روشهاي جديد، امكان توليد فرآوردههاي جديد را براي شركتها و بخشهاي مشتاق و ايجاد فرصتهاي شغلي سبب ميشود. بعنوان مثال تعداد فرصتهاي شغلي ناشي از توسعه بيوتكنولوژي در ژاپن در سال 1997 در حدود 30000 بود، در حاليكه پيش بيني مي شود در سال 2010 به 150000 افزايش يابد.
آشنايي با رشته بيوتکنولوژي
در حال حاضر ? ميليارد نفر در کره زمين زندگي ميکنند و بنا به پيش بيني هاي سازمانهاي جهاني ، اين جمعيت در ?? سال آينده به دو برابر فعلي خواهد رسيد.
حال اين سوال مطرح ميشود که چگونه بايد سلامتي ، بهداشت و غذاي جمعيت فوق را تاُمين کرد؟
بيوتکنولوژي بخشي از اين پاسخ است. علمي که عامل بسياري از اکتشافات اخير در طيف وسيعي از صنايع شامل مواد غذايي ، مواد سوختي ، کودها ، صنايع شيميايي ، دارويي ، پزشکي ، کشاورزي و کنترل آفات بوده است.
سازمان توسعه و همکاري اقتصادي جهاني در معرفي اين علم مي گويد:
بيوتکنولوژي به کار بردن روشهاي علمي و فني در تبديل برخي از مواد است که در اين روش از عوامل زيستي براي توليد کالا و خدمات استفاده ميشود.
در اين ميان منظور از عوامل زيستي به طور عمده ميکروارگانيسم ها ، سلولهاي گياهي يا حيواني و آنزيمها است و کالا و خدمات نيز به کشاورزي ، ماهيگيري ،صنايع غذايي و دارويي مربوط مي شود.
انجمن بيوتکنولوژي صنعتي يا IBA نيز به طور ساده بيوتکنولوژي را استفاده از ارگانيسم هاي زنده براي ساخت فرآورده هاي تجاري معرفي مي کند.
تعريف بيوتکنولوژي
گستردگي و تنوع كاربردهاي بيوتكنولوژي، تعريف و توصيف آنرا كمي مشكل و نيز متنوعساخته است.
برخي آنرا مترادف ميكروبيولوژي صنعتي واستفاده از ميكروارگانيسمها ميدانند و برخي آنرا معادل مهندسي ژنتيك تعريف ميكنند به همين دليل در اينجا مختصراً اشارهاي به تعاريف متفاوت ازبيوتكنولوژي ميكنيم كه البته داراي وجوه اشتراك زيادي نيز هستند
• بيوتكنولوژي مجموعهاي از متون و روشها است كه براي توليد، تغيير و اصلاحفراوردهها، به نژادي گياهان و جانوران و توليد ميكروارگانيسمها براي كاربردهاي ويژه، از ارگانيسمهاي زنده استفاده ميكند.
• كاربرد روشهاي علمي و فني در تبديل بعضي مواد به كمك عوامل بيولوژيك(ميكروارگانيسمها، ياختههاي گياهي و جانوري و آنزيمها) براي توليد كالاها وخدمات در كشاورزي، صنايع غذائي و دارويي و پزشكي
• مجموعهاي از فنون و روشها كه در آن از ارگانيسمهاي زنده يا قسمتي از آنهادر فرايندهاي توليد، تغيير و بهينهسازي گياهان و جانوران استفاده ميشود.
• كاربرد تكنيكهاي مهندسي ژنتيك در توليد محصولات كشاورزي، صنعتي، درماني وتشخيص باكيفيت بالاتر و قيمت ارزانتر و محصول بيشتر و كم خطرتر
• استفاده از سلول زنده يا توانائيهاي سلولهاي زنده يا اجزاي آنها و فرآوريو انتقال آنها بهصورت توليد در مقياس انبوه
• بهره برداري تجاري از ارگانيسمها يا اجزاي آنها
• كاربرد روشهاي مهندسي ژنتيك در توليد يا دستكاري ميكروارگانيسمها وارگانيسمها
• علم رام كردن و استفاده از ميكروارگانيسمها در راستاي منافع انسان
تعريف جامع بيوتكنولوژي توسط دولت آمريكا چنين عنوان شده است:
بيوتكنولوژي (با مفهوم قديم و جديد) در برگيرنده هر گونه فن و روشي است كه از موجودات زنده و يا بخشهايي از آنها استفاده كند تا فرآوردههايي را توليد، اصلاح و يا تغيير دهد و به بهينه سازي گياهان و جانوران بپردازد و يا ميكروارگانيسمهايي را براي كاربردهاي ويژه توليد كند.
بيوتكنولوژي در مفهوم جديد به كاربرد صنعتي DNA نوتركيب، همجوشي سلولي و فنون فراورش نوين زيستي گفته ميشود. به عبارتي استفاده صنعتي از DNA و ديگر فرآيندهاي زيستي يا بهره گيري از پروتئين و يا DNA نوتركيب و ادغام سلولها براي توليد، در اين فناوري مطرح ميباشد.
برخي از مردم، بيوتكنولوژي را فقط با مهندسي ژنتيك و يا دستكاري در ساختار ژنتيك انسان و حيوانات ميشناسند و از دامنه كاربردهاي وسيع آن در زمينه ميكروبيولوژي صنعتي، مهندسي بيوشيمي يا تكنولوژي تخمير و محيطزيست آگاهي ندارند و يا اطلاعات آنها كافي نيست. اين فناوري با گسترش مرزهاي دانش در حوزههاي پزشكي و داروسازي، كشاورزي، صنعت و محيط زيست توانسته است كاربردهاي متعددي در جهت بهبود زندگي بشر ارايه نمايد. فناوري زيستي اكنون در صحنه رقابت و برتريهاي علمي، اقتصادي و حتي سياسي به عنوان يكي از چند فناوري استراتژيك، راهبردي، فراگير و كليدي در دنيا مطرح ميباشد.
ماهيت و خصوصيات بيوتکنولوژي
بيوتكنولوژي همانند زيست شناسي، ژنتيك يا مهندسي بيوشيمي يك علم پايه يا كاربردي نيست كه بتوان محدوده و قلمروآنرا بسادگي تعريف كرد. بيوتكنولوژي شامل حوزهاي مشترك از علوم مختلف استكه در اثر همپوشاني و تلاقي اين علوم بايكديگر بوجود آمده است. بيوتكنولوژي معادل زيست شناسي مولكولي، مهندسي ژنتيك، مهندسي شيمي يا هيچ يك از علوم سنتي و مدرن موجود نيست؛ بلكه پيوند ميان اين علوم در جهت تحقق بخشيدن به توليد بهينه يك محصول حياتي (زيستي) يا انجام يك فرآيند زيستي بروشهاي نوين و دقيق با كارآئي بسيار بالا ميباشد.
بيوتكنولوژي را ميتوان به درختي شبيه كردكه ريشه هاي تناور آنرا علومي بعضاً با قدمت زياد مانند زيست شناسي بويژه زيست شناسي مولكولي، ژنتيك، ميكروبيولوژي، بيوشيمي، ايمونولوژي، شيمي،مهندسي شيمي، مهندسي بيوشيمي، گياهشناسي، جانورشناسي، داروسازي، كامپيوترو... تشكيل ميدهند ليكن شاخه هاي اين درخت كه كم و بيش به تازگي روئيدن گرفته اند و هرلحظه با رشد خود شاخه هاي فرعي بيشتري را بهوجود ميآورند بسيارمتعدد و متنوع بوده كه فهرست كردن كامل آنها در اين نوشته را ناممكن مي سازد.
قلمروهاي عمده بيوتکنولوژي
1 - صنايع تخميري و غذايي (دارويي) براي توليد انواع اسيدهاي آمينه ، پپتيدها ، آنزيمها (طبي و صنعتي) ، مواد تشخيص طبي ، انواع پروتءين ها ، آنتي بيوتيکها ،انواع واکسنها ، هورمون ها ، آنتي بادي هاي منوکلونال و ويتامين ها و … همچنين توليد مواد غذايي جديد و مواد لبني فاقد لاکتوز و استفاده از راکتورهاي زيستي براي افزايش بهره وري فراورش مواد غذايي
2- پزشکي – ژن درماني ، انواع تشخيص طبي ، مبارزه بيولوژيکي عليه حشرات ناقل بيماريها
3- محيط زيست ، در اين زمينه بيوتکنولوژي داراي کاربردهاي بيشماري است که از بازيابي زباله و فاضلابها تا عمل آوري و انهدام آلاينده هاي خطرناک و پاک سازي دريا را شامل مي شود. 4- معادن – بازيابي بيوتکنولوژيکي فلزات سنگين و افزايش بهره وري معادن نفت و گوگردزدايي آن و ...
5- کشاورزي و امور دامي ، در اين زمينه کاربرد بيوتکنولوژي در موارد بسيار متنوعي گزارش شده است که به شرح زير خلاصه مي شود
- تهيه نقشه ژنتيکي ، کشت سلول و بافت. براي کوتاه کردن فرايند اصلاح نباتات و توليد نباتات مقاوم در برابر شرايط محيط و حشرات و آفات و ...
- استفاده از پادتن هاي منووکنونال و اسيدهاي نوکلئوتيد در اصلاح نژاد و فعاليت قرنطينه و تبادل مواد ژنتيکي ، تشخيص بيماريها ، تشخيص ميزان سموم در مواد غذايي ، شناسايي ميزان مقاومت حشرات و آفات به سموم.
- توليد واکسن هاي دامي به شيوه هاي جديد که به حفاظت کمتري در برابر شرايط محيط نياز داند و نيز کشت جنين ، تشخيص بيماريهاي دامي و تدوين نقشه ژنتيکي.
- بهبود شرايط خاک براي جذب رطوبت ، جذب و تثبيت ازت و فسفر و ساير مواد غذايي مورد نياز گياه در خاک
6- انرژي ، استفاده از ميکروارگانيسم ها براي توليد انواع سوختهاي مايع و گازي از ضايعات و دورريختهاي سلولزي و نيمه سلولزي و نشاسته اي.
فنون بيوتکنولوژي جديد
بيوتکنولوژي جديد به فنوني مربوط مي شود که مي توان به طور خلاصه در مورد آنها چنين گفت:
الف) توانايي برش و اتصال مولکولي DNA ، که با استفاده از آنزيمهاي خاص ، DNA را به قطعات کوچکي در حد ژن تقسيم کرده و آنها را به مولکولهاي وراثتي باکتريها متصل مي کنند. حال اين باکتريهاي جديد را که حامل صفات تازه اي ميباشند ، تکثير کرده و از آنها براي تهيه ترکيبات خاصي چون پروتئين ها ، ويتامين ها و … استفاده مي کنند.
ب) قابليت اصلاح پروتئين ها توسط فرايندي که آن را مهندسي ژنتيک مي نامند و به ياري آن ويژگيهاي يک ترکيب پروتئيني را تغيير مي دهند. مثلا در اين باره مي توان از آنزيمهايي نام برد که در پودرهاي لباسشويي جديد به کار رفته و داراي قدرت پاک کنندگي منحصر به فردي هستند.
در واقع اساس و پايه بيوتکنولوژي جديد را مي توان انتقال ژنهاي يک موجود به موجود ديگر و فعال ساختن آنها در موجود جديد دانست. فن آوري رو به گسترشي که امروزه به سرعت در صنايع دارويي ، غذايي ، پزشکي ، شيميايي و کشاورزي وارد شده است. براي مثال ممکن است اين ژنها وارد يک باکتري شوند و پس از فعال شدن ، ترکيبات کم مقدار ولي با ارزشي چون هورمون رشد يا انسولين ايجاد کنند يا ممکن است اين ژنها به گياهان منتقل شده و گونه هايي را ايجاد کنند که در مقابل آفت کشها مقاوم هستند و يا اين که بازدهي بالايي دارند. به اين ترتيب استفاده از انسولين براي بيماران ديابتي محدوديت خاصي نخواهد داشت همچنين کشاورزان مي توانند در پرورش گياهاني چون سويا از سموم و آفت کشهاي کمتري استفاده کنند و با استفاده از نژادهاي جديد ، با همان سرمايه گذاري قبلي ، محصولي تا چند برابر به دست آورند.
كاربرد بيوتكنولوژي در كشاورزي
عمده ترين كاربردهاي بيوتكنولوژي دركشاورزي را ميتوان به دسته هاي زير تقسيم كرد.
• ايجاد گياهان مقاوم به حشرات و آفتها
• ايجاد گياهان تحمل كننده علفكشها
• ايجاد گياهان مقاوم به بيماريهاي ويروسي و قارچي
• ايجاد گياهان مقاوم به شرايط سخت مانند سرما، گرما و شوري
• ايجاد گياهان داراي ارزشهاي غذائي ويژه
• ايجاد گياهان داراي خاصيت درماني ـ پيشگيري
• ايجاد گياهان داراي خصوصيت متابوليكي تغيير يافته مانند رشد سريع و راندمانكشت بالاتر
• ايجاد گياهان و ميوههاي داراي زمان ماندگاري بيشتر
همچنين بايد اضافه كرد:
• ايجاد دامهاي ترانسژنيك كه داراي خصوصيات ويژهاي مانند توليد شير زياد ياگوشت كمچربي و... هستند.
• ايجاد جانوراني كه بعنوان كارخانه توليد آنتيبادي و واكسن و دارو عمل كنند
• ايجاد ماهيها و ساير دامهائي كه با سرعت زياد رشد ميكنند
گياهان مقاوم به حشرات و آفتها
با توسعه تكنيكهاي بيوتكنولوژي دانشمندان قادرند ژنهائي از يك موجود زنده را به موجود ديگري انتقال دهند. در سال 1990اولين گياه ترانسژنيك در مزرعه واقعي كشت گرديد و در 1993 FDAگياهان و غذاهاي ترانسژنيك را بعنوان مواد اساساً بي ضررمعرفي كرد.
هماكنون با استفاده از اين تكنيكها ژنهاي مربوط به توليد يك پروتئين سمي (بتاتوكسين) از باكتري باسيلوس تورانجينسيس به گياهان متعددي از قبيل ذرت، پنبه و سيبزميني و... انتقال يافته است وبدينوسيله اين گياهان به حشراتي كه علاقه به تغذيه از آنها را دارندمقاوم گشته اند. چرا كه بمحض استفاده حشرات از اين گياه بدليل نابودي دستگاه گوارش آنها از بين خواهند رفت.
هرساله هزينههاي هنگفتي بابت مبارزه شيميائي با اين آفات صورت ميگيرد كه علاوه بر هزينهبري زياد آلودگيهاي زيست محيطي فراواني را به دنبال دارد. راندمان اين مواد شيميايي نيز بدليل ايجاد مقاومت در حشرات در برابر سموم بمرور پايين آمده است و بهمين خاطرنياز به تعويض مكرر اين آفتكشها وجود دارد.
هماكنون در آمريكا ذرت و پنبه و سيب زميني ترانسژنيك تا ميزان زيادي مورد استقبال واقع شده است بطوريكه تا سال 1998حدود 18% از ذرت و 17% از پنبه و 4% از سيبزميني كشت داده شده در آمريكا ازنوع ترانسژنيك بوده است و هماكنون براساس روند رشد موجود برآورد ميشود كه بيش از 50% غلات كشت داده شده در آمريكا از نوع ترانسژنيك باشند.
گياهان مقاوم به بيماريهاي ويروسي و قارچي
بيماريهاي ويروسي و قارچي از مهمترين بيماريهاي گياهي هستند كه علاوه بر وارد كردن خسارات زياد به محصولات كشاورزي مانع كشت آنها در بسياري از شرايط آب و هوائي ميشود.
با كلون كردن برخي ژنهاي گياهان مقاوم درگياهان حساس مانند ژنهاي كيتنياز و 1 و 3 گلوكاناز كه باعث تخريب ديوارهپليساكاريدي قارچهاي پاتوژن ميشوند بيوتكنولوژيستها به گياهاني دست يافتهاند كه مقاوم به قارچهاي پاتوژن ميباشند.
همچنين باكلون كردن ژنهاي جانوري و انجاماقداماتي شبيه واكسيناسيون ميتوان به گياهان مقاوم به ويروس نيز دست يافت. روشهاي مبارزه بيولوژيك بسيار متعدد و متنوع بوده و تنها موارد بالا تنها مثالهائي از اين دست ميباشند.
گياهان مقاوم به علفكشها
روشهاي رايج مبارزه با علفهاي هرزبه نحوي كه بايد انتخابي نيست و علفكشها در موارد زيادي علاوه بر نابوديعلفها به گياهان زراعي نيز آسيب ميزنند. بعنوان مثال Glyphosate كه يك علفكش كارآمدي است ميتواند گياهاني را كه داراي سير متابوليكي Shikamate هستند را نيز نابود كند.بهمين منظور بيوتكنولوژيستها با وارد كردن ژن مقاومت گليفوسيت EPSP سنتتاز به گياهانيمانند چغندرقند، سويا، پنبه، گوجه فرنگي و تنباكو آنها را در برابر علفكشها مقاوم كرده اند.ارزش گياهاني كه بتوانند در خاكهاي شوربا حرارت بالا، سرماي زياد و... رشد كنند بركسي پوشيده نيست. بيش از 13زمينهاي قابل آبياري جهان داراي درصد غيرقابل تحمل نمك در خود هستند.بيوتكنولوژيستها با بررسي گياهاني كه بصورت خودرو در شرايط سخت مانند فشاراسمزي بالا، سرماي زياد، گرمان فراوان و... رشد ميكنند به ژنهائي دستيافتهاند كه عامل مقاومت اين گياهان در برابر اين شرايط سخت ميباشد. باانتقال اين ژنها گياهان متعددي توليد شدهاند كه قادرند در خاكهاي نامناسببا املاح زياد رشد كنند.
بعنوان مثال با انتقال ژنهاي مسئول انتقال يونهاي سديم بداخل گياهاني مانند آرابيدوپسيس سطح تحمل اين گياه تا 200ميلي مولار نمك افزايش پيدا كرده است.
همچنين با خاموش كردن سيستم بيان ژنهاي سنتز اسيدهاي چرب تري ئنوئيك در گياهان بيوتكنولوژيستها توانسته اند تا اين گياهان را در دماهاي بالاتر از حد معمول رشد دهند.
همچنين با انتقال ژنهاي مسئول توليد نوعي پروتئين ضديخ كه در ماهيهاي آبهاي قطبي يافت ميشود به گياهان بسياري،باعث ايجاد مقاومت در برابر سرماي زياد در اين گياهان شدهاند.
گياهانيكه داراي ارزش ويژه اي هستند
هرمادة با ارزشي كه در درون يك گياه يا هر موجود زنده ديگر ساخته شده و تجمع مييابد بواسطه عملكرد ژنهاي مسئول سنتز آن ماده ميباشد. بيوتكنولوژيستها با شناسائي اين ژنها و افزايش قدرت بيان اين ژنها و يا افزايش تعداد نسخههاي اين ژنها در يك گياه ميتوانندگياهان و ميوه هائي كنند كه داراي ارزشهاي غذائي ويژهاي هستند.
بهمين سبب اصلاح جديد NutritionalGenomics وضع شده است كه نشان از كاربرد ژنها در بهبود تغذيه انسان و دام دارد. بعنوان مثال «برنج طلائي»برنجي است كه داراي مقادير بسيار زيادي از ويتامين A ميباشد. اين برنج مايه اميدي شده است براي نجات هزاران آفريقائي كه هرساله در اثر كمبودويتامين A به كوري كامل مبتلاميشوند.
همچنين بدليل پايين بودن ميكرونوترنيتها درعلوفه دامها، انتقال ژنهاي مسئول متراكم ساختن آنها در گياهان علوفهاينقش مؤثري در تغذيه دامها و انسان خواهد داشت.
گياهانيكه داراي خصوصيت متابوليكي تغيير يافته هستند
افزايش سرعت رشد جمعيت انساني در سالهاي اخير بركسي پوشيده نيست، ليكن افزايش سرعت توليد محصولات كشاورزي پا به پايآن رشد نكرده است. تا سال 2020 نياز به افزايش 40 درصدي در راندمان كشت برنج وجود دارد. بيوتكنولوژيستها بدو طريق باعث كاهش فاصله اين دو مقوله ازيكديگر خواهند شد. اول با افزايش راندمان كشت محصولات كشاورزي در هرهكتار ودوم با افزايش سرعت رشد گياهان.
بعنوان مثال ژنهائي كه مسئول كنترل قد دركوتاه شدن آن در گياهان هستند بطور غيرمستقيم باعث افزايش راندمان محصول ميشوند. با انتقال اين ژنها در گونه هاي فاقد آن باعث افزايش راندمان گرديده اند.
همچنين با انتقال ژنهاي مسئول فتوسنتز درذرت به برنج توانسته اند راندمان توليد برنج را تا 35% افزايش دهند.
همچنين با دستكاريهاي ژنتيكي در سلولهاي درختاني كه از چوب آنها استفاده ميگردد باعث افزايش سرعت رشد آنها تاحدقابل توجهي شدهاند كه اين امر ميتواند روند تخريب جنگلها را متوقف سازد.(8)
گياهان و ميوه هائي كه داراي زمان ماندگاري بيشتر هستند
آيا قبول داريد درصورتيكه ميوه هائي مانندگوجه فرنگي زمان ماندگاري بيشتري داشته باشند چقدر در كاهش ضايعات اين ميوه مؤثر خواهد بود. بيوتكنولوژيستها با به تأخير انداختن سرعت رسيدن گوجه فرنگي به اين امر دسترسي پيدا كردهاند.
گياهانيكه داراي خاصيت درماني يا پيشگيري هستند
بيوتكنولوژيستها با انتقال ژنهاي سنتزپروتئينهاي مختلف ميكروبي و انساني به گياهان و توليد اين پروتئينها درگياهان دست به ابتكارات مؤثري زده اند. بعنوان مثال توليد واكسنهاي مختلف در گياهان و ايجاد ميوه هائي كه داراي خاصيت واكسيناسيون هستند. و يا امكان توليد پروتئينهائي مثل انسولين در گياهان كه در آيندة بسيار نزديك به تحقق خواهد پيوست باعث انقلابي در اين زمينه خواهد شد.
همچنين گياهان بعنوان ارگانيسمهاي كانديد براي توليد پروتئينهائي مانند آنتي باديها و آنزيمها و... در مقياس بسيار بالا در نظر گرفته شده اند و عملاً كارآئي خود را در اين زمينه نشان دادهاند.
حيوانات ترانسژنيك
امروزه بدليل رشد روزافزون جمعيت نيازبه مواد غذائي اهميت بيشتري پيدا كرده است و اين اهميت هنگامي بيشترميشود كه موضوع كيفيت نيز در كنار آن مطرح شود. بيوتكنولوژيستها بادستكاريهاي بدون ضرر در ژنهاي حيواناتي مانند گوسفند و گاو و ماهي باعث رشدسريع آنها ميشوند. همچنين با دستكاريهاي ژنتيكي ميتوان به گوشت كمچربي وترد دست يافت كه ارزش غذائي و سلامت بخش آن بسيار بالا باشد.
باانتقال ژنهاي مختلف به اين جانوران ميتوان آنها را غني از مواد خاصي كرد.اخيراً دانشمندان ژاپني با انتقال برخي از ژنهاي گياه اسفناج به خوك موجبتوليد گوشتي شدهاند كه داراي برخي خواص استنتاج نيز ميباشد. گاوهاي شيريترانسژنيك ميتوانند بعنوان كارخانههاي توليد پروتئينها و واكسنها وآنتيباديها عمل كنند. هماكنون اين روش بصورت كاربردي در توليد بسياري ازپروتئينها بكار ميرود.
بعنوان مثال گاو ترانسژنيك حامل ژنلاكتوفرين انسان كه يك پروتئين، حاوي آهن و ضروري براي رشد نوزادان استميتواند باتوليد شير نزديك به شير انسان نيازهاي نوزادان انسان را تاحدزيادي برآورده كند.
يابعنوان مثال بزهاي ترانسژنيك ميتوانند در هر ليتر شير بيش از چهارگرم آنتي بادي مونوكلونال توليد كنند كه ارزش آن بسيار بالا ميباشد. بدين نحو با جايگزيني تنها 10 بز ترانسژنيك بجاي يك كارخانه بزرگ مدرن ميتوان به يكروش كاملاً اقتصادي دست يافت.
با دستكاري ژنهاي توليد هورمون رشد در ماهيها و افزايش توليد اين هورمون بصورت طبيعي به ماهي هائي دست يافته اند كه داراي سرعت رشد بسيار بيشتري از گونه مشابه خود هستند.
فوايد بيوتکنولوژي
بيوتکنولوژي جبهه علمي هيجان انگيزي را در کشاورزي گشوده است. تکنيک هاي جديد حاصل از بيوتکنولوژي در مقايسه ، سريع ، بسيار ويژه و در مصرف منابع کارآمد هستند.اکنون ديگر قدرت بيوتکنولوژي قدرتي تخيلي نيست. در چند سال اخير توانسته ايم آنچه را که تنها در فکر مي گذشت به فعل در آوريم . به طور نمونه دانشمندان ياد گرفته اند که چگونه با تغيير ژنتيکي بعضي گياهان مقاومت آنها را در برابر برخي علفکش ها افزايش دهند يا با استفاده از بيوتکنولوژي توانسته اند واکسن هاي مطمئن و کارآ ترين را عليه بيماري هاي ويروسي و باکتريايي نظير هاري کاذب، اسهال و تب برفکي بسازند. بيوتکنولوژي امروزه توانسته است بر روي ژن موجودات زنده کار کند و در جهت هدف هاي پيش بيني شده تغييراتي را ايجاد کند که از اين منظر عبارت از دخالت مستقيم در محتواي اطلاعات وراثتي سلول هاي زنده و توفيق در توليد گونه هاي جديد و بهتر است.
روش هاي جديد بيوتکنولوژي در علم کشاورزي شامل کشت سلولي، کشت بافت و پروتوپلاست گياهي ، هيبريد سلول هاي سوماتي، دستکاري و انتقال جنين و DNA نوترکيب در شناسايي تبيين ماهيت انتقال و کنترل ژن است. دانشمندان بسياري از اين روش ها را براي بهينه سازي گياهان و جانوران به کار برده اند. براي نمونه بيش از 40 نوع گياه از الحاق پروتوپلاست توليد شده است که سيب زميني و گوجه فرنگي از جمله اين نمونه ها به شمار مي رود. كشت با?ت به عنوان يكي از بنيادي ترين روشهاي فنآوري بيوتكنولوژي امروزه به صورت گسترده مورد است?اده دانشمندان قرارگر?ته است. طي اين روشها ميتوان از يك سانتي متر مكعب از با?ت يااندام گياه، چندين ميليون سلول همانند توليد كرد كه بطور بالقوهاي ميتوان از آنها ميليونها بوته با خواص يكسان بدست آورد. طي اين شيوه ، امكان مطالعه بهتر گياه در كم ترين زمان و با بيشترين ضريب اطمينان ممكن ميباشد. براي نمونه در يك آزمايشگاه تحقيقاتي به نام ماكسپلانك (MAX Planck) در آلمان، ضمن آزمايشي معلوم شد كه ازميان 42 هزار بافت سيب زميني مورد آزمايش فقط 73 بافت يعني (4درصد با?تها) در برابر قارچ سيب زميني مقاوم بودند. بافت مقاوم تكثيرگرديده و گياهان مقاوم به قارچ، سپس به مزرعه منتقل گرديدند. (اينشيوه دستيابي به گونههاي مقاوم ?قط در مدت 8 ماه عملي گرديد، درصورتي كه در سالهاي 1975 تا 1980 اين كار از طريق روشهاي اصلاحنباتات حداقل 10 تا 15 سال زمان ميطلبد. اين كار در گياهان ديگر ازجمله نخل روغني حداقل 30 سال زمان نياز دارد. در حال حاضر دركشورهاي صنعتي ، اين شيوه بسيار رواج يافته و تحولات شگرفي در توليدگونههاي گياهان زراعي با خصوصيات جديد بوجود آمده است.
بيوتكنولوژي، روشهاي جديد بهينه سازي گياهان به طور مقرون بهصرفه و از طرق مختلف را ممكن ساخته است ، كه براي نمونه ميتوان بهافزايش مقاومت در مقابل خطرات و بيماريها، راههاي جديد مبارزه باعلفهاي هرز، مقاومت بيشتر در مقابل فشارهاي جوي و محيطي ازجمله خشكسالي، سرما و نمك و مواد شيميايي (مثل آلومينيم)، استفاده بهتر از مواد مغذي مثل نيتروژن، بهبود كيفي فرآوردهها از طريق ايجادتغييراتي در ويژگيهاي موادي مثل اسيدهاي چرب، اسيدهاي آمينه،طعم، مزه و قابليت ح?ظ كيفيت به هنگام ذخيرهسازي و بهبود درچگونگي متابوليسم گياهي (مثل استفاده از نيتروژن فتوسنتز)، توليد گل و دانه و تقسيم مواد غذايي بين ساقه و دانه اشاره نمود.
اهميت بيوتکنولوژي
توسعه پايدار در مفهوم گسترده خود عبارت از اداره و بهرهبرداري صحيح و كاراي منابع پايه، منابع طبيعي، منابع مالي و نيروي انساني براي نيل به الگوي مصرف مطلوب، همراه با به كارگيري امكانات فني، ساختار وتشكيلات مناسب براي رفع نياز نسلهاي امروز و آينده، به طور مستمر وقابل رضايت مي باشد. بر اساس اين تعريف، فنآوري، كليدي مهم برايبهرهوري بيشتر و بهينه از منابع محدود طبيعي است كه به توسعه پايداردر تمام ابعاد منجر ميگردد. لذا برآيند توانايي و ظر?يتهاي يك كشور، براي انتخاب، تشخيص و انطباق يك فنآوري بيخطر و مناسب براي محيطزيست ميتواند معياري براي خودكفايي پايدار و در نهايت نيل بهتوسعه پايدار جهاني باشد. امروزه بيوتكنولوژي و به ويژه نوع مدرن آن، يكياز ابزارهاي نيرومند تكنولوژيك محسوب ميشود كه خود به دليل ظرفيت، توان بالقوه و قابل توجهاش، اثرات شگرفي بر جامعه از حيث اقتصادي ، علمي و اجتماعي گذارده است.
بيوتكنولوژي نه تنها ميتواند در ا?زايش سطح قابليتها وتوانمنديهاي بخشهاي مختل? جامعه مؤثر باشد، بلكه حتي ميتواندمنجر به بهبود مناسب روشها و فرآيندهاي متنوع توليدي و خدماتي درزيربخشهاي چون كشاورزي و پزشكي گردد.هد? و انگيزه اغلب كشورهاي در حال توسعه از به كارگيري بيوتكنولوژي اين است كه بتوانند آن را در خدمت توسعه و بهبود وضعيت صنايع كشاورزي دارويي و غذايي در آورند. ضمن اينكه، بتوانند مواد خام و كمارزش را به فرآوردههايي با ارزش افزوده بالا تبديل و يا زمينهاي بايرو كم حاصل را حاصلخيز و غني كنند. در اين ميان آگاهي و شناختعمومي جامعه از اثرات بيوتكنولوژي بيشتر محدود و معطوف به كاربردها، محصولات و فرآوردههاي بيوتكنولوژي مدرن است، در حاليكه با ?راگيرشدن كاربردهاي بيوتكنولوژي در حوزههاي كشاورزي، صنعت و محيطزيست اثرات و جنبههاي اقتصادي بيوتكنولوژي نيز ?راگير شده و با توجهبه روند يكپارچه شدن مسائل اقتصادي جهاني، اين اثرات افزايشبيشتري خواهد يافت.از جمله موارد استفاده بيوتکنولوژي در صنعت مي توان به روند شيرين سازي شکر، توليد ويتامين هاي آلي و آمينواسيدها ، توليد سوخت متان از ?رآورده هاي پسماند و توسعه سوخت هيدروژن اشاره کرد. جايگاه بيوتكنولوژي در محيط زيست به قدري Bioromodiation حايز اهميت گرديدهاست كه شاخه جديدي از بيوتكنولوژي به نام به وجود آمده است كه عبارت از علم استفاده از باكتريها و ميكروارگانيسمها در پاكسازي آلودگيهاي محيطي است. بيوتكنولوژي درحوزه محيط زيست ميتواند در يافتن نژادهاي مؤثر براي تصفيه بهترفاضلاب، خاكهاي آلوده و بقاياي نفتي كمك كند. دانش بيوتكنولوژي دركاهش اثرات مخرب كشاورزي بر محيط، حفظ خاك و استفاده بهينه ازمنابع كشاورزي گام برداشته است.بيوتكنولوژي گياهان زراعي نيز منجر به افزايش كمي و كيفي گياهانزراعي گشته است. از اين دانش در توسعه ارقام جديد گياهي با فوايدبسيار زيادتر نسبت به ارقام قديمي استفاده ميشود. ولي مهندسي ژنتيك قادر است اين فرآيند را تسريع و دقت آن را افزايش دهد.درک کارآيي گياهان تراريخته از سوي کشاورزان به حدي بوده است که در عرض كمتر از ? سال سطح زير كشت گياهان تراريخته(Transgenic) ?? برابر افزايش يا?ته و سطحي بالغ بر ?/?? ميليون هكتار از اراضي جهان را به خود اختصاص داده است.
با توجه به مسائل ذكر شده ، بطور اخص ميتوان اهميت كاربرد بيوتكنولوژي دركشاورزي را بصورت ذيل بيان نمود:
الف) كاربرد بيوتكنولوژي در كشاورزي موجب افزايش توليدميگردد. نمونههايي از اين تأثير توليد ?رآوردههاي جديد دامي و يا توليد مثل براي به دست آوردن گاوهايي با شيردهي بيشتر است.
ب) بهكارگيري بيوتكنولوژي در كشاورزي، موجب كاهش هزينههايكشاورزي ميگردد. (مانند ايجاد گياهان مقاوم به آفات كه است?اده ازآفتكشها را به حداقل كاهش ميدهد)
ج) به كارگيري اين تكنولوژي امكان بالقوه براي توليد غذاهايي باكيفيت بالا، فرآوردههايي با ارزش افزوده بيشتر و متناسب با انتظاراتمصرف كننده و صنايع تبديلي غذايي را به وجود آورده است (گوشتهايكمچربي، بذرهاي روغني با مقدار چربي تغيير يافته، سبزي هايي باانبارگي طولانيتر، نمونههايي از اين مورد هستند)
د) ا ميد ميرود كه بيوتكنولوژي با ارائه گياهان مقاوم به آفات و امثالآن، روشهايي را براي مقابله و كنترل علفها و آ?ات در اختيار قرار دهد كه براي محيط زيست زياني نداشته باشد
جايگاه زيست فناوري در تغييرات اقليمي جهان
آيا زيست فناوري ميتواند سياره ما را نجات دهد؟ بيشتر مردم با شنيدن اين پرسش به ياد غذاهاي تغيير يافته ژنتيكي و داروهاي جديد مي افتند. اما فناوريهاي مشابه توليد مواد غذايي و دارويي, برخي دانشمندان را به اين فكر انداخته كه اين راهكارها ميتواند تا حدي پديده گرم شدن زمين را كه به دليل اثر گلخانه اي روي ميدهد, تعديل كند.
اثر گلخانه اي زماني روي ميدهد كه انرژي تابشي محبوس شده در جو زمين از انرژي بازتابيده به فضا بيشتر باشد. گازهاي كربن دار نظير دي اكسيد كربن و متان جزو مهمترين گازهايي هستند كه باعث ذخيره حرارت در جو زمين ميشوند. بر اين اساس, هرچه ميزان اين گازها در جو افزايش يابد (مثلا به دليل مصرف سوختهاي فسيلي) جو زمين گرمتر ميشود.
از آنجايي كه جهان همچنان به مصرف سوختهاي فسيلي وابسته است, ميزان كربن وارد شده به جو با روندي به مراتب بيش از آنچه طبيعت قدرت دفع آنرا داشته باشد ادامه دارد. بنابراين هر عاملي كه بتواند مستقيم يا غير مستقيم كربن اضافي را از جو خارج كند, باعث كند شدن اثر گلخانه اي ميشود. به نظر ميرسد كه راهكارهاي زيست فناوري در اين مورد مفيد واقع شوند.
به طور كلي دو روش عمده براي كاهش ميزان كربن جو وجود دارد: كاهش ورود كربن به جو (از طريق كاهش مصرف سوختهاي فسيلي) و خارج كردن آن از جو از طريق تثبيت كربن در زمين يا آب درياها.
پژوهشگران چند كاربري را براي گياهان تغيير يافته ژنتيكي در اين امر پيشنهاد كرده اند. يكي به كار گيري گياهان تغيير يافته ژنتيكي موجود با هدفي متفاوت است. به گفته پروفسور "چارلز رايس", استاد علوم زراعي دانشگاه كانزاس, گياهاني كه براي مقاومت به خوابيدگي (ورس) در آنها دستكاري شده, از توانايي بالايي در تثبيت كربن برخوردارند.
به عنوان مثال, ارقام ذرت دستكاري شده به دليل داشتن ساقه هاي صخيم تر و خشبي(چوبي)تر, كربن بيشتري را به صورت ليگنين و سلولز در خود ذخيره ميكنند. اين دو تركيب در خاك به كندي تجزيه ميشوند, بنابراين به گفته "رايس", "هرچه ماده زنده بيشتري توليد شود, كربن بيشتري در خاك تثبيت خواهد شد".
همين ويژگي ميتواند به گياهان ديگر نيز منتقل شود تا كربن بيشتري در خاك تثبيت شود. به عنوان نمونه ميتوان گوجه فرنگيهايي توليد كرد كه در عين توليد محصولي معمولي داراي ساقه اي چوبي باشد. در عين حال بايد توجه داشت كه توليد چنين رقمي آسان نيست, چرا كه در روشهاي اصلاحي (اعم از سنتي و نوين) گياهان براي بهبود تنها يك ويژگي اصلاح ميشوند, و در صورت تغيير در كيفيت محصول يا اثر آن بر محيط زيست, از آن استقبال نخواهد شد.
از سوي ديگر, تثبيت كربن در خاك تنها به كمك محصولات زراعي انجام نميشود. "اسكات آنجل" ميكروبيولوژيست گروه انرژي مركز پژوهشهاي بهبود تثبيت كربن در اكوسيستم هاي طبيعي از دانشگاه مريلند, مشغول مطالعه روي گونه هاي چمن و درختان و نيز فرايندهاي طبيعي و شيميايي است تا بتواند روشهاي موثرتري را براي تثبيت كربن در اكوسيستم را طراحي كند.
"جف فيدلر", اقليم شناس شوراي دفاع از منابع طبيعي, معتقد است كه دستكاري ژنتيكي گياهان براي مقاصد اقليمي امري است مطلوب, اما اين فعاليتها را پاسخگوي نيازهاي امروزي نميداند: "من قصد كوچك جلوه دادن پژوهشها را ندارم, اما در ايالات متحده بزرگترين منابع توليد كربن, كارخانه ها و صنعت حمل و نقل است. و به نظر نميرسد كه راهكارهاي زيست فناوري بتواند اين مشكل را پوشش دهد."
با اين وجود "آنجل" معتقد است توليد گياهان مقاوم به علفكش ميتواند به ميزان قابل توجهي به تثبيت كربن در خاك كمك كند. علفهاي هرز علاوه بر افزايش مصرف سوخت فسيلي به وسيله ماشين آلات (كه به نوبه خود باعث ورود كربن به جو ميشود), كربن خاك را در معرض اكسيژن قرار ميدهد و احتمال برگشت كربن به جو را افزايش ميدهد.
همچنين "رايس" معتقد است كه ميكروارگانيسم هاي تغيير يافته ژنتيكي نظير باكتري ها و قارچها نيز ميتوانند در تثبيت كربن ايفاي نقش كنند. اگر بتوان با دستكاري ژنتيكي قارچها و باكتري ها را وادار به جذب كربن بيشتر كرد, مقدار قابل ملاحظه اي كربن توسط اين دو گروه از جانداران تثبيت خواهد شد. قارچها به طور خاص از اين نظر كه كربن لايه هاي زيرين خاك را افزايش ميدهند مورد توجه هستند.
"ليندا ليژور" قارچ شناس و ژنتيك دان آزمايشگاه ملي شمالغرب ايالات متحده به دنبال روشي است كه در آن با دستكاري ژنتيكي, قارچها قادر به شكستن ملكولهاي سلولز و توليد مواد سوختي مفيد از پسماندهاي گياهي باشند, مانند توليد اتانل يا هيدروژن از سبوس غلات. او روزي را تجسم ميكند كه مردم سوخت خودروهاي هيدروژني خود را از چمن باغچه خود به دست آورند.
در حال حاضر خودروهاي هيدروژني, هيدروژن مورد نياز خود را از سوخت فسيلي تامين ميكنند, امري كه جلوي افزايش ميزان كربن در جو يا بي نيازي از سوختهاي فسيلي را نخواهد گرفت. "ليژور" توضيح ميدهد كه اين دو جنبه بسيار مورد توجه وزارت انرژي ايالات متحده است.
وي همچنين مي افزايد كه شناخته شده ترين قارچها مخمرها هستند, كه قرنهاست از آنها براي تهيه الكل استفاده ميشود. اما در مقابل, از قارچهاي رشته اي كه در خاك فراوان هستند اطلاعات چنداني در دسترس نيست. و هدف وي نيز مطالعه اين دسته از قارچها به منظور كشف توانايي هاي آنها ميباشد.
امكان توليد چنين فناوريهايي در كنار حساسيت همگاني نسبت به پديده گرم شدن زمين, اين احتمال را به وجود آورده كه دانش زيست فناوري نقش بسزايي در كاهش كربن جو ايفا كند. به تدريج تلاشهايي در جريان است كه بجاي مخالفت با به كار گيري راهكارهاي زيست فناوري, آنها را در حل مسائلي از اين دست به كار گيرند.
"بلين متينگ" همكار خانم "ليژور" كه بر روي توليد هيدروژن از ميكربها كار ميكند, ميگويد: "كليه اين دستاوردهامحصول پژوهشهايي است كه در زمينه هاي كشاورزي, فرايندهاي صنعتي, و پاكسازي محيط زيست انجام شده است. به احتمال زياد در آينده بخش عمده اي از پژوهشهاي زيست فناوري مستقيما بر روي تثبيت گازهاي گلخانه اي متمركز خواهد شد.
با اين وجود "فيدلر" يادآوري ميكند كه دستاورد اين پژوهشها ممكن است زودتر از 20 الي 50 سال آينده نمايان نشود. او ميگويد: "مشكلي كه با آن مواجه هستيم, افكار عمومي است: مردم دوست ندارند 20 سال براي حل مشكلشان صبر كنند, به خصوص كه معلوم نيست تمام پيش بيني ها درست از آب درآيد. البته اين به آن معني نيست كه زيست فناوري در تثبيت كربن نقشي نخواهد داشت, بلكه ممكن است در نظر مردم اين كار مفيد به نظر نيايد. لازم است ابتدا مردم بپذيرند كه هيچ راه حل سريع و فوري براي حل مشكلات وجود ندارد."
بيوتکنولوژي کشاورزي تا چه اندازه مي تواند در در اقتصاد کشور موثر باشد؟
بيوتکنولوژي مي تواند هزينه توليد محصولات زراعي را کاهش دهد و در مدت زمان همچنين بيوتکنولوژي کشاورزي کوتاهتر پروژه هاي اصلاحي را به نتيجه برساند ضمن، افزايش عملکرد، محصولات سالمتري را ايجاد مي کند. اگر بيوتکنولوژي فقط بتواند در هر هکتار 10 درصد محصولي مثل گندم و برنج را افزايش دهد، با محاسبه ميزان افزايش توليد در کل زمين هاي زير کشت، فوايد اقتصادي بيوتکنولوژي روشن مي شود. حال اگر به تنوع فعاليت بيوتکنولوژي کشاورزي توجه شود، احتمالا براي محاسبه فوايد اقتصادي بيوتکنولوژي يک پروژه بزرگ تحقيقاتي مورد نياز است.
جنگلداري بيوتكنولوژيك
سازمان غذا و كشاورزي ملل متحد در جديدترين گزارش منتشرشده خود از سرعت رشد و گسترش تحقيقات و كاربرد بيوتكنولوژي در جنگلداري خبر داد.
بنابراين گزارش، ?عاليت اغلب كشورها در زمينه اصلاح ژنتيكي درختها و گونه هاي گياهي و به طور كلي بيوتكنولوژي به طور قابل توجهي ا?زايش يا?ته است. اين ميزان در كشورهاي توسعه يا?ته تا 70 درصد ا?زايش يا?ته است. ايالات متحده، ?رانسه و كانادا در ميان كشورهاي توسعه يا?ته بالاترين ميزان كاربرد اين ?ن آوري را به خود اختصاص داده اند و هند و چين نيز در رتبه هاي اول و دوم كاربرد اين ?ن آوري در ميان كشورهاي در حال توسعه قرار گر?ته اند.
بيش از 140 گونه درخت بيوتكنولوژيكي توليدشده و 270 ?عاليت مرتبط با بيوتكنولوژي جنگلها طي 10 سال گذشته گزارش شده است.
اما در اين ميان سهم توليد گونه هاي گياهي اصلاح ژنتيكي شده (GM) تنها 19 درصد بوده است.
همچنين 35 كشور نيز در جهان به ?عاليتهاي اصلاح ژنتيكي اقدام كرده اند و بيش از 210 مطالعه ميداني در 16 كشور جهان بر روي گونه هاي درختي اصلاح ژنتيكي شده در حال انجام است.
كشور چين در گزارشي كه در اين باره منتشر كرده، ميزان توليد و كاشت درختان اصلاح ژنتيكي شده را حدود 4/1 ميليون اصله درخت در 300 تا 500 هكتار از اراضي اين كشور تا سال 2002 اعلام كرده است.
گ?تني است، اصلاح ژنتيكي درختان در توليد چوب با كي?يت تر اقدام موثري به شمار مي رود و با توجه به نياز جهاني به اين محصول علت اقبال و توجه كشورها به اين ?ن آوري مشخص مي شود.
البته كارشناسان هنوز در اثبات اين امر كه گسترش چنين اقدامهايي براي اكوسيستم مضر است يا م?يد به نتايج قطعي نرسيده اند.
معرفي رشته بيوتکنولوژي
همانطور که دانش بيوتکنولوژِي با علوم مختلف اعم از بيولوژي مولکولي ، مهندسي فرايندها ، شيمي ، مکانيک ، کامپيوتر ، و علم پزشکي در ارتباط است ، رشته بيوتکنولوژي نيز يک رشته کاربردي و ميان رشته اي مهندسي علوم است که قلمرو آن حداقل ?? حوزه تخصصي علوم را در بر مي گيرد. اين رشته در کشور ما از سال ???? در دانشکده علوم دانشگاه تهران در مقطع دکتراي پيوسته ارائه مي شود.
دکتر مقاري رئيس دانشکده علوم دانشگاه تهران در معرفي اين رشته مي گويد:
رشته بيوتکنولوژي از سه مرحله کارشناسي ، کارشناسي ارشد و دکتري تشکيل شده است که دانشجويان در مرحله کارشناسي پس از گذراندن موفقيت آميز ??? واحد دروس مشترک معرفتي – نظري ، علوم پايه ، پزشکي ، مهندسي و مباني بيوتکنولوژي به اضافه آموختن زبان انگليسي در حد ??? نمره تافل و آشنايي کامل با يک زبان برنامه نويسي کامپيوتر در صورتي که معدل آنها در هر نيمسال تحصيلي ?? باشد ، مي توانند وارد مرحله دوم يعني مقطع کارشناسي ارشد شوند که در اين مقطع يکي از ? گرايش بيوتکنولوژي ميکروبي ، بيوتکنولوژي پزشکي ، بيوتکنولوژي محيطي و دريايي ، بيوتکنولوژي مولکولي ، فرآورش زيستي و بيوتکنولوژي کشاورزي (گياهي) را انتخاب کرده و بعد از گذراندن ?? واحد در يکي از گرايشهاي تخصصي ، و انجام معادل ? واحد پژوهشهاي انفرادي و ارائه 2 واحد سمينار از مقطع کارشناسي ارشد فارغ التحصيل مي شوند. در اين مرحله در صورتي که ميانگين نمرات دروس مقطع کارشناسي ارشد آنها حداقل ?? باشد ، ميتوانند در امتحان جامع شرکت کنند و در صورت موفقيت در اين امتحان ، وارد مرحله دکتراي تخصصي خواهند شد و رسماً براي ثبت پايان نامه دکتري اقدام کنند.
به عبارت ديگر دانشجويان اين رشته نيز براي ورود به مقطع کارشناسي ارشد و دکتري بايد شرايط لازم را داشته باشند. يعني بايد ميانگين معدل بالايي داشته و در آزمون جامع موفق شوند اما در يک آزمون رقابتي شرکت نمي کنند.
ابعاد اقتصادي بيوتكنولوژي در حوزه كشاورزي
ابعاد اقتصادي بيوتكنولوژي در حوزه كشاورزي بسيار چشمگير بوده است. بسياري از صاحبنظران معتقدند سده بيست¬ويكم، قرن حاكميت و شكوفايي فناوري زيستي است و اين فناوري را عامل دومين انقلاب سبز در آينده به حساب ميآورند.
به مدد اين فناوري نوين، پتانسيل قابلتوجهي در علوم زيستشناسي پايه، صنايع كشاورزي، پزشكي و داروسازي، فرآوري غذايي و صنايع شيميايي پديد آمده است.
كاربرد بيوتكنولوژي در كشاورزي به خصوص براي كشورهاي در حال توسعه، چشمانداز روشن و بسيار اميدواركنندهاي ترسيم نموده است. طبق مطالعهاي كه در سال 1985 صورت گرفت، تأثير بيوتكنولوژي بر كشاورزي در كشورهاي در حال توسعه، در سال 2008 احساس خواهد شد. طبق گزارش سازمان همكاري و توسعه اقتصادي (OECD) در دهة 1980، ميزان اكتشافات در مورد بيوتكنولوژي موادغذايي و كشاورزي، سريعتر از آن بود كه تصور ميرفت. بازار جهاني بيوتكنولوژي كشاورزي در سال 1997 حدود 4 ميليارد دلار بود و در سال 2002 حدود 4،8 ميليارد دلار پيشبيني شده است. امروزه دولتها و صنايع به اين نتيجه رسيدهاند كه بايد مردم را بيشتر با بيوتكنولوژي كشاورزي آشنا كنند و براي اينكار، همكاري متخصصين و علاقهمندي غيرمتخصصين و اعتماد مردم را لازم ميدانند.
بيوتكنولوژي امكاناتي را فراهم ميآورد كه از طريق روشهاي سنتي قابل دسترس نيستند. لذا بكارگيري اين فناوري در كشاورزي ميتواند با هدف بهرهوري بيشتر از منابع موجود، كشاورزي پايدار، سلامت محيطزيست و در جهت كمك به روشهاي سنتي "بهنژادي"، موثر واقع شود. به طور كلي، استفاده از فناوريزيستي در كنار روشهاي سنتي (كلاسيك) باعث تسريع در دستيابي به اهداف "بهنژادي" و تأمين احتياجات كمي وكيفي بشر در آينده خواهد بود. در عين حال هيچگاه نبايد اين فناوري به عنوان جايگزين روشهاي سنتي و معمول "بهنژادي" قلمداد شود، بلكه اين دو مكمل يكديگر هستند.
حوزه هاي مختلف بيوتکنولوژي گياهي نوين
بهطور كلي بيوتكنولوژي نوين از سه ابزار مهم زير در زمينه كشاورزي بهره ميگيرد:
الف) مهندسي ژنتيك و دي-ان-آي نوتركيب
ب) كاربرد نشانگرهاي مولكولي (پروتئين و دي-ان-آ)
ج) كشت سلولها، اندامها و بافتهاي گياهي
الف) مهندسي ژنتيك و ديانآي نوتركيب
مهندسي ژنتيك، پيچيدهترين شاخه بيوتكنولوژي است كه روشهاي مبتني بر ژنتيك سلولي و مولكولي، نشانگرهاي مولكولي، كشت سلول و بافت، ميكروبيولوژي و بيوشيمي را در بر ميگيرد. به طوركلي مهندسي ژنتيك شامل استفاده از روشهاي انتخاب ژن موردنظر، جداسازي، خالصسازي، تكثير و انتقال ژنها و ارزيابي بروز آنها در موجود زنده ميباشد. اين فناوري امكاناتي را فراهم ميآورد كه با روشهاي سنتي (كلاسيك) امكانپذير نيست.
مهندسي ژنتيك با رفع مشكل محدوديت تلاقيهاي جنسي توانسته است انتقال مستقيم و سريع ژنهاي جديد يا تغييريافته از منابع مختلف شامل گونههاي گياهي، حيوانات، باكتريها، ويروسها و قارچها به يكديگر و از جمله گياهان را فراهم آورد؛ در حالي كه اين كار با روشهاي معمول و كلاسيك بهنژادي امكانپذير نيست. اين فناوري حتي ميتواند ژنهاي مصنوعي طراحي نمايد و به موجودات انتقال دهد. بنابراين تنوع در خزانه ژني (gene pool) را افزايش ميدهد.
گياهان تراريخته و اهميت اقتصادي آنها
فنون دستورزي ژنتيكي گياهان در اوايل دهه 80 ميلادي ابداع گرديد و نتايج كاربردي آن از اوايل دهه 90 با ايجاد گياهان تراريخته مقاوم به آفات، بيماريها و علفكشها به ثمر نشست. اكنون حدود دو دهه از پيدايش فنون ديانآي نوتركيب و مهندسي ژنتيك گياهي ميگذرد. در اين مدت سرمايهگذاريهاي هنگفت و تلاش فراواني در نقاط مختلف دنيا براي توسعه و بهبود اين فنون جهت دستيابي به اهداف موردنظر بهعمل آمد. مهندسي ژنتيك، انقلاب سبزي را براي بهبود كمي و كيفي محصولات كشاورزي و غلبه بشر بر گرسنگي و فقر غذايي بنيان نهاده است.
دانشمندان با دستكاري ژنهاي يك گياه، جانور و ميكروارگانيسم، نژادهاي تراريختهاي از آن را به وجود ميآورند كه نسبت به نژاد طبيعي، به آفات و بيماريها و يا سموم مقاوم بوده، يا برخي عناصر غذايي و ويتامينها را كه نوع طبيعي فاقد آن است، توليد مينمايد. لذا اين قبيل گياهان يا جانوران، محصول بيشتر و با كيفيت بهتري توليد ميكند. در دهه آينده اميد ميرود با استفاده از گياهان زراعي تراريخته، افزايش عملكرد از 10 به 25 درصد برسد.
از سالهاي 1982 و 1983 كه اولين انتقال موفقيتآميز ژنها به سلولهاي گياهي انجام شد، سرعت پيشرفت ايجاد گياهان تراريخته افزايش يافت. اولين آزمايش مزرعهاي گياهان تراريخته در سال 1986 در كشور فرانسه انجام گرفت. اما استفاده عملي از گياهان تراريخته، زماني آغاز شد كه كشور چين تنباكو و گوجهفرنگي تراريخته مقاوم به ويروس را در پايان سال 1992 براي عرضه در بازار تصويب نمود و سپس گوجهفرنگي با قابليت انبارداري بيشتر توسط شركت كالگن آمريكا در سال 1994 معرفي شد. امروزه توليد گياهان تراريخته از عمدهترين كاربردهاي بيوتكنولوژي در كشاورزي ميباشد. در حال حاضر، انتقال ژن از طريق مهندسي ژنتيك و توليد گياهان تراريخته در مواردي همچون مقاومت به آفات، بيماريها، علفكشها، بهبود كيفيت پروتئين و روغن و غيره در بيش از 60 گياه زراعي، باغي و زينتي حاصل شده است و تعداد آنها با سرعت زيادي روز به روز افزايش مييابد.
سطح زيركشت اين قبيل گياهان در جهان طي سالهاي اخير با روند تصاعدي افزايش يافته و از سال 96 تا 2001 حدود 30 برابر شده است (جدول 1). اكنون بيش از 25 درصد سطحكشت جهاني گياهان تراريخته در كشورهاي در حال توسعه قرار دارد. شمار كشورهايي كه گياهان زراعي تراريخته را كشت ميكنند، از يك كشور در سال 1992 به چهارده كشور در سال 2002 افزايش يافته است.
ميزان فروش محصولات گياهان تراريخته طي سالهاي 1995 تا 2000 بهسرعت افزايش يافت (جدول 2). بازار جهاني گياهان تراريخته در سال 2001 از مرز سه ميليارد دلار گذشت و پيشبيني ميشود كه در سال 2005 و 2010 به ترتيب تا حد 6 و 20 ميليارد دلار افزايش يابد. سود حاصل از گياهان تراريخته طي سال 1999 حدود 700 ميليون دلار بود كه بيش از دو ميليون كشاورز از آن بهرهمند شدهاند. در سال 2001 حدود پنجونيم ميليون كشاورز از كشت اين قبيل گياهان بهره بردهاند. لذا اكنون مقبوليت گونههاي جديد زراعي، باغي و حتي دامهاي تراريخته نزد كشاورزان افزايش يافته است و اين خود موضوعي است كه دانشمندان را به سوي توليد فرآوردههاي نوين و با قابليتهاي بيشتر سوق ميدهد.
پيشبيني ميشود كه در سال 2025 حدود 1،6 ميليارد نفر در جهان از طريق مهندسي ژنتيك غلات تغذيه خواهند نمود. شركت زنكا (Zeneca) معتقد است كه بازار جهاني گياهان تراريخته در سال 2020 به 75 ميليارد دلار خواهد رسيد، لذا سرمايهگذاري در اين زمينه را از 20 ميليون دلار در سال 97 به 60 ميليون در سال 98 افزايش داد. شركت نوارتيس سوئيس نيز حدود 20 ميليون دلار طي سالهاي 99 و 2000 براي گسترش ساختمان موسسه تحقيقات بيوتكنولوژي خود هزينه نمود.
كاهش هزينه كشاورزان از طريق كنترل بهينة آفات، بيماريها، علفهاي هرز، كاهش مصرف سموم و افزايش كميت و كيفيت محصول، از جمله مزيتهاي حاصل از كاربرد گياهان تراريخته (تغييريافتة ژنتيك) ميباشد. گياهان تراريخته مقاوم به آفات و بيماريهاي شايع و خسارتزا قادرند خسارات ساليانه 30 درصدي محصولات كشاورزي را كاهش دهند؛ در نتيجه امروزه شاهد رويكرد كشاورزان در كشورهاي صنعتي به سوي كاشت و بهرهبرداري از اين قبيل گياهان هستيم. كاشت اينگونه گياهان، هزينههاي مبارزه شيميايي و كاربرد سموم دفع آفات نباتي را كاهش ميدهد. از سوي ديگر صدمات وارده به منابع زيستي مثل خاك و آبهاي زيرزميني را به حداقل ميرساند. براي روشن شدن مطلب به ذكر چند مثال زير بسنده ميشود:
زمينههاي مختلف كاربرد گياهان تراريخته:
1- مبارزه با آفات و بيماريها
يكي از رويكردهاي بيوتكنولوژي براي مبارزه با آفات و بيماريهاي گياهي، مقاوم نمودن گياه از طريق دستكاري ژنتيك و انتقال ژن ميباشد. توليد گياهان تراريخته حاوي ژنهاي توليدكننده پروتئينهاي سمي، كه در مقابل آفات خاصي بسيار سمّي و مؤثر بوده و در عين حال براي انسان، گياه، حياتوحش و حشرات مفيد، زياني ندارند، از مثالهاي كاربردي مهندسي ژنتيك ميباشد.
و انتقال آن به ذرّت، Bacillus Thuringiensis استخراج ژن بي تي از باكتري پنبه و سيبزميني باعث مقاومت آنها در مقابل حشرات شده است. اكنون ميليونها هكتار از اين قبيل گياهان در تعدادي از كشورهاي صنعتي و در حال توسعه جهان كشت ميشود. واضح است كه اين فناوري با از بين بردن نياز به استفاده از سموم شيميايي، چه خدمتي به حفظ محيطزيست و صرفهجويي اقتصادي كشاورزان مينمايد كه در بخش قبلي نيز چند مثال ذكر شد.
در دانشگاه ديويس كاليفرنيا، انتقال ژن mi به گوجهفرنگي و ابراز آن در برگها موجب مقاومت به نماتد گرهزاي ريشه (Root knot) و شته ميشود، ولي اين ژن در درجه حرارتهاي بالاتر در مناطق گرمسيري غيرفعال ميشود و نياز به مطالعات بيشتر دارد.
نتقال ژن Bt به باكتري خاكزي سودوموناس فلوئورسنس (Pseudomonas fluorescence) كه با ريشه غلات و سويا همزيست ميباشد و اضافهكردن اين باكتري به خاك ميتواند خسارت كرم اگروتيس يا شبپره زمستاني (Agrotis ipsilon or Black cutworm) در غلات را كنترل كند.
محققان آمريكايي با انتقال ژن Pin2 به گياه برنج باعث مقاوم شدن آن در برابر حشرات شدهاند.
انتقال ژن Bt به يك ريزسازواره درونزاد (Endophyte microorganism) كه داخل دستگاه آوندي گياهان زندگي ميكند و تكثير ميشود و آغشتهسازي بذور ذرت و برنج با آنها، موجب كنترل كرم ساقهخوار ذرت و برنج ميشود. آزمايشات مزرعهاي نشان داده است كه ريزسازواره در خارج از گياه زنده نميماند و به گياهان تلقيح نشده همجوار نيز منتقل نميشود. بنابراين مشكل زيستمحيطي نخواهد داشت.
2- مبارزه با علفهاي هرز
مهندسي ژنتيك در مبارزه با علفهاي هرز نيز به كمك كشاورزي آمده است. انتقال ژنهاي مقاومت به علفكش كه منشاء باكتريايي دارند، توانسته است ارقام جديدي از گياهان ذرت، پنبه، سويا و كلزاي مقاوم به علفكشهاي مهم همچون رانداپ و باستا را ايجاد نمايد. گياهان تراريخته مقاوم به علفكش اكنون بيشترين سطح كشت جهاني گياهان تراريخته را به خود اختصاص دادهاند.
3- بهبود كيفيت غذايي
تعدادي از ژنهاي مربوط به كيفيت پروتئين از جمله لگومين در نخود، فازئولين در لوبيا، زئين در ذرت، گليادينها و گلوتنينهاي با وزن مولكولي بالا در گندم، شناسايي و همسانهسازي (كلون) شدهاند و در بعضي موارد (از جمله در گندم) به گياهان منتقل شدهاند. انتقال ژن پروتئين فريتين Ferritin تحت كنترل يك پيشبر در دانه برنج موجب گرديد آهن قابل استفاده (فرم فرو) آن افزايش يابد. در سوئد ژنهايي به برنج منتقل كردهاند كه موجب توليد و ذخيره بتاكاروتن در دانه ميشود. اين ماده در بدن انسان به ويتامين A تبديل ميشود و ميتواند به عنوان يك منبع تامينكننده ويتامين A مطرح باشد. بدين ترتيب در آينده نزديك، دانههاي برنج غني از ويتامين A به ياري كساني كه غذاي اصلي آنها برنج بوده و به دلايلي از فقر ويتامين A رنج ميبرند، خواهد شتافت.
4- تحمل نسبت به تنشهاي محيطي
حدود 80 درصد اختلاف بين مقدار محصول بدست آمده و محصول مورد انتظار از خسارات تنشهاي محيطي ناشي ميشود. اكثر موفقيتهاي كاربردي مهندسي ژنتيك در زمينه صفات تكژني ساده بوده است. اما بسياري از صفات اقتصادي و مطلوب در كشاورزي از جمله تحمل به تنشهاي محيطي توسط تعداد زيادي ژن كنترل ميشوند و كار براي اصلاح اين صفات مشكل ميباشد. با اين وجود، برخي از ژنها مرتبط با تنشهاي محيطي از قبيل تحمل به سرما، گرما، عناصر سنگين، شوري و خشكي شناسائي و استفاده شدهاند، ولي كاربرد تجاري از آنها بدست نيامده است.
به عنوان مثال ميتوان از انتقال ژن مانيتول (يك ژن باكتريايي) براي افزايش تحمل به شوري در توتون نام برد. همچنين مهندسي ژنتيك توانسته است سيبزميني و توتفرنگي مقاوم به يخبندان ايجاد نمايد. انتقال يك ژن باكتريايي به گياه تنباكو، به بقاي آن در محيط شور كمك نموده است. با توليد برنج مقاوم به شوري نيز امكان زيركشت بردن 86.5 ميليون هكتار از زمينهاي شور جنوب و جنوب شرقي آسيا فراهم ميآيد. دانشمندان ژاپني مشغول تحقيق در مورد توليد نوعي برنج پايدار در برابر خشكي و سرما و مقاوم به بيماريها هستند.
5- توليد مواد دارويي از گياهان
بكارگيري فناوري نوين زيستي علاوه بر آنكه در توسعه منابع جديد غذايي، حفظ محيطزيست و غيره منشاء اثرات مفيد بوده است، در ارائه راهكارهاي نوين و آسان در برقراري و حفظ بهداشت و سلامت بشر نيز موفق عمل نموده است. توليد واكسنهاي خوراكي و فراوردههاي دارويي بوسيلة گياهان نيز رويداد مهمي است كه منجر به افزايش كيفيت زندگي در كشورهاي عقبمانده خواهد گشت. براي مثال، واكسيناسيون افراد دركشورهاي در حال توسعه، نيازمند خريد سالانه واكسن از كشورهاي صنعتي است و نياز به سرمايهگذاريهاي كلان جهت ايجاد زيرساختارهاي بهداشتي و فراهم نمودن تجهيزاتي دارد كه دسترسي به آنها سهل و ارزان نيست. اما بيوتكنولوژي گياهي توانسته است پيشرفتهاي قابل ملاحظهاي در توليد واكسنهاي خوراكي در گياهان زراعي يا ميوهجات ايجاد كند.
توليد واكسن هپاتيت B در ذرت و موز و توليد واكسن cholera در سيبزميني، از نمونههاي اين كاربرد بيوتكنولوژي ميباشند. اين گونه واكسنهاي نوتركيب در مقايسه با واكسنهاي تزريقي از هزينه بسيار كمتري برخوردارند. نتيجه يك برآورد در آمريكا نشان ميدهد كه هزينه واكسن تزريقي هپاتيت B به ازاي هر فرد 200 دلار ميباشد ولي استفاده از موز و گوجهفرنگي حاوي اين واكسن (واكسن خوراكي) كمتر از 10 دلار هزينه دارد.
Chlora-Insuline تغذيه از سيبزميني تراريخته حامل ژن دورگ كلراانسولين كه گلوتاميك اسيد دكربوكسيلاز (GAD) را توليد ميكند از ابتلاء به ديابت جلوگيري مينمايد. اين مورد در صورت موفقيت ميتواند يك روش آسان و ارزان براي جلوگيري از اين بيماري باشد. لازم به ذكر است تغذيه موشهاي مستعد ديابت موجب كاهش وقوع آن و شدت پاسخ ايمني گرديد.
تنباكوي توليدكننده هموگلوبين انساني و ملانين در ايالت كاروليناي شمالي آمريكا در حال انجام آزمايشات مزرعهاي ميباشد.
6- توليد آنزيمها و فرآوردههاي صنعتي
در حال حاضر پژوهشگران، سيستمهاي ويژهاي براي كنترل ژنهاي نوتركيب در داخل گياهان ابداع كردهاند كه آنها را قادر ساخته تا بتوانند ويژگيهاي موردنظر را تنها در يك قسمت از گياه به وجود آورند؛ به صورتي كه بتوان از يك گياه علاوه بر محصول اصلي و زراعي آن، فرآوردههاي جانبي ديگري نيز بدست آورد. اخيراً نوعي سيبزميني بهوجود آمده است كه قابليت توليد دو نوع محصول، يكي غذايي و ديگري آنزيمي را تواماً دارا ميباشد.
آنزيمهاي صنعتي در فرمانتورها (بيوراكتورها) توليد ميشوند، اما توليد آنها بدين روش، به دو عامل گرانقيمت يعني زمان و نيروي كار وابسته است. پژوهشگران معتقدند استفاده از گياهان به عنوان بيوراكتورها براي توليد آنزيمها، آسانتر و ارزانتر خواهد بود. هزينه توليد يك گرم محصول با استفاده از فرمانتور 50 تا 250 دلار است در صورتي كه توليد آنزيم در گياهان، كمتر از يك پني براي هر گرم محصول هزينه در بر دارد. اين مساله تنها به سيبزميني محدود نميشود، بلكه از گياهان ديگر بهويژه ذرت نيز ميتوان براي توليد آنزيم در قسمتهاي غيرخوراكي آنها استفاده كرد. توجه به اين نكته ضروري است كه بيش از 120 ميليون تن ساقه خشك ذرت و 4 ميليون تن برگ و ساقه خشك سيبزميني در هر سال توليد ميشود كه ميتواند منبعي براي توليد مواد صنعتي باشد. علاوه بر اين، كشاورزان ميتوانند با كشت يك گياه و صرف هزينه واحد، همزمان دو محصول را توليد كنند كه بدين ترتيب افزايش درآمدي بالغ بر 100 تا 200 دلار در هر ايكر (واحد سطح) را به دنبال خواهد داشت. مشاهده ميشود كه چنين دستاوردهايي علاوه بر كاهش بسياري از هزينهها، موجب آشتي هر چه بيشتر تكنولوژي و طبيعت نيز ميشود.
همچنين ميتوان از توليد آزمايشي پلاستيك توسط گياه خردل در دانشگاه استنفورد آمريكا و استخراج روغن صنعتي توسط پژوهشگران اسكاتلندي از طريق دستكاري ژنتيكي گياه Meadow Foam نام برد.
پژوهشگران اكنون بدنبال گياهاني مانند Thaumatococcus danielli هستند كه توليد پروتئين تاوماتين Thaumatin آن حدود 2500 مرتبه از شكر شيرينتر ميباشد و مبداء آن در آفريقا است.
7- كاهش نياز گياهان به كودهاي شيميايي
در زمينه دستورزي سيستم تثيبت ازت و جذب فسفر و پتاسيم نيز ژنهايي شناسايي و همسانهسازي شدهاند و مطالعاتي در حال انجام ميباشد. به عنوان مثال، ژنهاي ترانسپورتر فسفات از آرابيدوپسيس جداسازي و كلون شدهاند و وجود چنين ژني در گوجهفرنگي نيز گزارش شده است. چنين راهبردهايي در آينده ميتواند نقش مهمي در حل مشكلات حاصلخيزي خاك و كاهش نياز گياهان به كودهاي شيميايي ايفا نمايد.
ب) كاربرد نشانگرهاي مولكولي (پروتئين و دي.ان.آ)
نشانگرهاي مولكولي، يك وسيله و ابزار مفيد و دقيق ميباشند كه روشهاي مبتني بر استفاده از آنها به عنوان مكمل روشهاي سنتي و كلاسيك در سرعت بخشيدن به برنامههاي بهنژادي، افزايش دقت و صرفهجويي در نيروي كار و هزينهها نقش چشمگيري دارند. پيدايش تكنيك PCR و نشانگرهاي مولكولي ديانآ در اوايل دهه 80 ميلادي و تكامل تدريجي آنها به كمك ابداع ابزارها و وسايل نوين پيشرفته باعث گرديد كه مفاهيم ژنوميكس، بيوانفورماتيكس و پروتئوميكس در اواسط دهه 90 به عرصه بيولوژي مولكولي وارد شوند و بابهاي جديدي از كاربردهاي بيوتكنولوژي نوين گشوده شود. مجموعه اين دستاوردها موجب شد كه پايان قرن بيستم با اتمام پروژههاي بررسي ژنوم چندين موجود و از جمله انسان، آرابيدوپسيس و برنج مصادف شود.
اگرچه برخي از متخصصين، نشانگرهاي بيوشيميايي شامل آيزوزايمها و پروتئينهاي كلي و ذخيرهاي را كه از اواسط دهه 1950 ميلادي معرفي شدهاند به عنوان نشانگرهاي مولكولي ميشناسند، اما امروزه واژه نشانگرهاي مولكولي بيشتر با نشانگرهاي ديانآ مترادف ميباشد.
انواع مختلفي از نشانگرهاي مولكولي ديانآ (DNA) تا به امروز معرفي شدهاند و دقيقترين ابزار را براي بررسي ساختار ژنتيكي موجودات فراهم نمودهاند. نشانگرهاي ارافالپي (RFLP)، رپيد (RAPD)، SSR، AFLP ،STMS، ESTs و ALP از مهمترين نشانگرهاي ديانآ محسوب ميشوند.
نشانگرهاي مولكولي در عرصه مطالعات ژنتيك، سيتوژنتيك، ردهبندي و بهنژادي، داراي كاربردهاي متعددي هستند كه دو مورد از مهمترين آنها به شرح زير ميباشند:
1. بررسي روابط خويشاوندي و روند تكاملي: شناخت تنوع ژنتيكي و طبقهبندي ذخائر توارثي، يك امر زيربنايي و پايه براي طراحي موفق برنامههاي بهنژادي ميباشد و همچنين در آسان نمودن مديريت حفظ و نگهداري مجموعههاي ژنتيكي نقش بسزايي دارد. بررسيهاي تنوع ژنتيكي و طبقهبندي از طريق نشانگرهاي مولكولي به طور گستردهاي در ساير كشورها براي اكثر گياهان انجام شده است. انجام اين كار در مورد ذخاير توارثي گياهان نيز جنبه بنيادي-كاربردي دارد و براي كمك به طراحي برنامههاي بهنژادي، بسيار ضروري است. همچنين ميتوان با شناسايي و حذف نمونههاي تكراري موجود در بانك ژن از هزينههاي اضافي براي تكثير و نگهداري آنها جلوگيري نمود.
2. تعيين نقشه ژنتيكي (جايگاه كروموزومي و پيوستگي ژنها): تعيين نقشه ژنتيكي موجودات در مطالعات ژنتيك پايه و بهنژادي اهميت دارد. نقشهيابي و تعيين توالي ژنوم گياهان همچنين به روشن شدن عمل ژن و تنظيم ابراز آن كمك ميكند.
امروزه رديابي صفات مطلوب و سهولت انتخاب به كمك نشانگرها (MAS or Marker-aided selection) از طريق تعيين پيوستگي (لينكاژ) آنها با صفات مهم زراعي (كمي و كيفي) امكانپذير شده است. اين موضوع، امكان گزينش سريع و دقيق ژنوتيپهاي مطلوب را در مراحل اوليه رشد فراهم كرده و طول دوره بهنژادي را كوتاه مينمايد. اين مقوله به خصوص طي سالهاي اخير به شدت مورد توجه قرار گرفته است و موفقيتهاي زيادي از قبيل تشخيص گياهان مقاوم به يك آفت يا بيماري كه در برنامههاي بهنژادي و اجراي مقررات قرنطينه نباتي اهميت دارند، بدست آمده است. اين جنبه كاربردي در گياهان چندساله و بهخصوص درختان كه اغلب طول دوره جواني در آنها زياد ميباشد، اهميت بيشتري دارد و باعث افزايش دقت و صرفهجويي در زمان، نيروي كار، هزينهها و امكانات مزرعهاي ميشود.
شناسههاي مولكولي (Molecular tags) براي بسياري از صفات در گياهان زراعي توسط انواع مختلف نشانگرهاي مولكولي تهيه شده است. مثالهايي از پيوستگي نشانگرهاي مولكولي بيوشيميايي و دي-ان-آ براي برخي از صفات مهم در گياهان مختلف از قبيل گوجهفرنگي، گندم، ذرت، جو، سويا، نخودفرنگي و برنج كه در انتخاب به كمك نشانگرها (MAS) قابل استفاده هستند وجود دارند. انتخاب به كمك نشانگرها بهخصوص براي شناسايي صفات كمي و مقاومت گياهان به آفات و بيماريها سودمند ميباشد. اگرچه روشهاي مرسوم (سنتي) براي ارزيابي مقاومت به آفات و بيماريها توانستهاند نتايج بسيار خوبي ارائه دهند ولي اغلب به هزينه و زمان زياد نياز دارند. همچنين هميشه گياهاني هستند كه از نظر ژنتيكي حساس هستند اما از بيماريها يا آفات فرار ميكنند و حساسيت آنها در نسلهاي بعدي بروز ميكند.
لازم به ذكر است از اواخر دهه 1980 ميلادي شناسايي مكانهاي ژني صفات كمي (QTLs) از طريق پيوستگي با نشانگرهاي مولكولي مورد توجه واقع شده است. بسياري از مكانهاي ژني صفات كمي توسط اين نشانگرها در تعدادي از محصولات زراعي از قبيل گوجهفرنگي، ذرت، جو و برنج شناسايي شدهاند. نشانگرهاي مولكولي پيوسته با صفات كمي همچون مقدار مواد جامد در گوجهفرنگي، برگرداندن باروري و سازگاري وسيع دورگ و عدم عقيمي، مقاومت به خشكي، شكل ريشه، زمان خوشهدهي و ريزش در برنج گزارش شدهاند. همچنين تعيين كيفيت نانوايي گندم و تشخيص گندم نان از گندم دوروم توسط بررسي واحدهاي گلوتنين از پروتئينهاي ذخيرهاي دانه گندم امكانپذير ميباشد.
ج) كشت سلولها و بافتهاي گياهي
كشف پديده توتي پوتنسي (Totipotency) يا توانايي يك سلول در ايجاد يك موجود كامل باعث شد تا در اواخر دهه 1960 ميلادي روشهاي كشت سلول، بافتها و اندامهاي گياهي توسعه يابند. اين روشها به نام كشت بافت موسوم ميباشند. فنون كشت سلول و بافت در اواخر دهه 70 توسعه يافتند و تكثير گياهان با روش مذكور از اوايل دهه 80 ميلادي رايج شد. همچنين توسعه روشهاي انتقال ژن و مهندسي ژنتيك و ايجاد گياهان و جانوران تراريخته بدون فنون كشت سلول و بافت امكانپذير نبود. شناخت سريع كاربردهاي وسيع فنون كشت بافت توسط متخصصين موجب گرديد تا اين فنون بهسرعت گسترش يابند. به طوري كه شايد امروزه از فعاليتهاي ساده و معمول بيوتكنولوژي بهخصوص براي بهنژادي گياهان بهشمار ميآيند.
بسياري از كاربردهاي كشت بافت گياهي در زمينه اصلاح و بهبود گياهان كشاورزي از اواخر دهه 1980 ميلادي در سطح وسيع جنبه كاربردي پيدا نمودهاند. برزيل به كمك فنون كشت بافت توانسته است رقمهايي از نيشكر بدست آورد كه عملكرد بيشتري دارند و به علفكش نيز مقاوم هستند. كشور مكزيك در زمينه كشت بافت براي توليد ميوهجات و گلهاي زينتي براي صادرات فعاليت ميكند. هلند سالانه مقادير بسيار زيادي بذر سيبزميني عاري از ويروس و انواع گلهاي زينتي را كه از طريق ريزازديادي تكثير شدهاند به كشورهاي ديگر صادر ميكند. رقم گندم زيائويان6 (Xiaoyan6) در چين از تلاقي T. aestivum x Agropyron elongatum و بكارگيري فن نجات جنين توليد شده است كه 38 ميليون هكتار سطح زيركشت دارد و افزايش عملكرد ناشي از آن حدود 16 ميليون تن (420 كيلوگرم در هكتار) بوده است.
يك شركت چند مليتي با استفاده از روشهاي كشت بافت و سلول، ساليانه بيش از يك ميليون اصله نهال نخل روغني توليد و تكثير مينمايد و به كشورهاي جهان سوم صادر ميكند. سرعت عمل، خالص بودن و سالم بودن باعث ميشود محصول (در مقايسه با كشت و تكثير معمولي نخل) حدود 30 درصد افزايش يابد. در كره از طريق كشت بافت سيبزميني طي سالهاي 1981 تا 1986 ميزان محصول از 12 به 26 تن در هكتار رسيده است.
برخي از كشورها از كشت بافت و روش Cryopreservation (نگهداري بافتهاي زنده گياهي در شرايط سرماي زياد) براي استفاده در بانك ژن نگهداري طولاني مدت جهت حفظ ذخاير ژنتيكي گياهاني كه از طريق غيرجنسي تكثير ميشوند و يا نگهداري بذور آنها به روشهاي معمول در بانك ژن مشكل و پرهزينه ميباشد، استفاده نمودهاند.
برخي كاربردهاي كشت بافت گياهي
در ادامه، برخي از مهمترين كاربردهاي كشت بافت گياهي و فوايد اقتصادي آنها مورد بررسي قرار ميگيرد:
1- توليد گياهان دابلهاپلوئيد
لاينهاي دابلهاپلوئيد (Double haploids) از طريق كشت اندامهاي هاپلوئيد (دانه گرده، بساك، پرچم و غيره) و يا توسط تلاقيهاي بينگونهاي و بينجنسي (روش حذف كروموزومي) توليد ميشوند.
اين روش، طول دوره بهنژادي را از حدود 12-10 سال (در برنامههاي بهنژادي سنتي و كلاسيك) به 7-6 سال كاهش ميدهد و لاينهاي صددرصد خالص (هموزيگوس) ايجاد مينمايد. بنابراين روش دابلهاپلوئيدي ميتواند سريعتر از روشهاي سنتي، رقم جديد را معرفي نمايد.
توليد رقمهاي دابلهاپلوئيد در گندم، جو، برنج، كلزا، ذرت، نيشكر، سويا، انگور و سيب گزارش شده است. در چين رقمهاي جديد برنج دابلهاپلوئيد حاصل از كشت دانه گرده و بساك در سطح ميليونها هكتار كشت ميشوند. در فرانسه نيز دو رقم كلزا كه به طور غالب كشتوكار ميشوند و يك رقم گندم و همچنين در كانادا دو رقم جو از اين طريق توليد شدهاند.
در ايران نيز چندين لاين اميدبخش گندم دابلهاپلوئيد از طريق روش حذف كروموزومي (تلاقي گندم x ذرت) توليد شده است كه احتمال ميرود در سالهاي آينده به عنوان رقم جديد معرفي شوند.
2- تكثير انبوه گياهان
ريزازديادي (Micropropagation) و تكثير سريع و انبوه ژنوتيپهاي مطلوب و توليد گياهان يكسان (Clone propagation) عاري از بيماري (بهخصوص عاري از ويروسها) از طريق كشت بافت و اندامهاي مختلف گياهي در بسياري از گياهان مهم اقتصادي امكانپذير ميباشد. بهعنوان مثال ميتوان به توليد سريع و انبوه سيبزميني، خرما، موز، نخل روغني، توتفرنگي، سيب، مارچوبه و نيشكر از گياهان زراعي و باغي؛ اوكاليپتوس و سپيدار، از درختان جنگلي و رز، اركيده، ميخك، داودي، شمعداني، ژربرا، ديفنباخيا، دراسنا، بنفشه آفريقايي، آنتوريوم، كوكب، انجيرزينتي (فيكوس)، فيلودندرون و سينگونيوم از گلها و گياهان زينتي اشاره نمود.
اين روش علاوه بر تكثير سريع و توليد گياهان عاري از عوامل بيماريزا، در اكثر گياهان چندساله از جمله خرما و گردو باعث كاهش دوره نونهالي و زودباردهي آنها ميشود. همچنين فضاي بسيار كمتري براي تكثير نياز ميباشد.
پيرتروم حشرهكشي طبيعي است كه از گلهاي خشك نوعي از گياه داودي (Charanthemum cineraiaepolium) به دست ميآيد. كشور كنيا بزرگترين توليدكننده آن ميباشد كه تجارت سالانه آن از طريق ريزتكثيري حدود 75 ميليون دلار ميباشد.
طي يك دوره هشتماهه، از يك غده سيبزميني عاري از ويروس حاصل از كشت مريستم انتهايي، تعداد 2 ميليارد غده سالم يكسان در يك مساحت 40 هكتاري بدست آمد. اين سرعت تكثير 100 هزار برابر بيشتر از سرعت توليد مثل جنسي است.
يك نخل روغني توسط كشت يك قطعه از بافت برگ توانست طي يكسال حدود 500 هزار گياه يكسان مقاوم به فيلاريوسيس با توليد روغن 6 تن در هكتار را تامين كند (اين مقدار روغن 30-6 برابر بيشتر از ساير گياهان اصلي توليد كننده روغن مانند آفتابگردان و سويا ميباشد). همين روش براي تكثير رقمهاي جديد نارگيل نيز به كار ميرود. كشت مريستم انتهايي و يا جوانههاي جانبي و توليد و تكثير گياهان عاري از بيماري و ويروس در بيش از 50 نوع گياه شامل سيبزميني، توت فرنگي، انگور، ليمو، كاساوا، سيبزميني شيرين، موز و غيره امكانپذير ميباشد.
3-تنوع سوماکلونال
القاي تنوع رويشي يا سوماتيكي (Soamaclonal variation) با هدف ايجاد تنوع جديد و يا انتخاب تنوع موجود و گزينش ژنوتيپهاي مطلوب (مقاومت به تنشهاي زنده و غيرزنده، كيفيت بهتر و غيره) در درون محيطكشت (Invitro selection) انجام ميشود.
كشت سلولها و بافتهاي گياهي در محيطكشت مصنوعي و در شرايط خاص باعث بروز تغييرات ژنتيكي در آنها ميشود. بنابراين جهت ايجاد تنوع و انتخاب گياهان واجد صفات تغييريافته و جديد از قبيل گياهان مقاوم به شوري، خشكي، گرما، سرما و مقاومت به آفات و بيماريها و يا بهبود كيفيت مواد غذايي از اين روشها استفاده گرديده است كه در بعضي از زمينهها، رقمهاي تجاري نيز توليد شده است. طي دهه اخير نيز اين گونه پژوهشها با شدت بيشتر دنبال ميشود. با توجه به وجود اكثر مشكلات فوق در كشور، بكارگيري اين فنون در ايران نيز ميتواند پتانسيل اقتصادي قابل توجهي به دنبال داشته باشد.
از ايجاد رقمهاي جديد تجاري توسط تنوع سوماكلونال ميتوان به موارد زير اشاره نمود:
- گوجهفرنگي داراي رنگ، طعم و بافت عالي كه ميتواند 14-10 روز پس از برداشت (بدون آسيب) نگهداري شود.
- فلفل شيرين با اندازه ريز، بدون دانه، تغيير درجه شيريني و رنگ قرمز تيره از طريق كشت بساك به مرحله تجاري رسيده است.
- رقمهاي هويج و كرفس تردتر و شيرينتر به بازار عرضه شده است.
- يك رقم برنج ديررس و يك رقم پاكوتاه در ژاپن بدست آمده است.
- لاينهاي متحمل به شوري در برنج ايجاد شده است.
- توليد رقمهاي تجاري داراي صفات مطلوب در سيبزميني، نيشكر، برنج، ذرت، جو، گندم، تنباكو، شبدر، يونجه، كلزا، يولاف و گوجهفرنگي نيز از اين روش گزارش شده است.
4-رگگيري سوماتيكي و امتزاج پروتوپلاست
(Somatic hybridization) و امتزاج پروتوپلاست دورگگيري سوماتيكي (Protoplast Fusion) در جنسها و گونههايي انجام ميشود كه تلاقيپذيري ندارند. اين كار به منظور دستكاري گونههاي گياهي و در جهت افزايش تنوع ژنتيك و ايجاد صفات و يا گياهان جديد و توليد سيبريدها (دورگهاي سيتوپلاسمي) استفاده ميشود. اين فنون با رفع محدويت تلاقيهاي بينگونهاي و بينجنسي از طريق كشت تخمك نارس يا بالغ، گردهافشاني در محيط مصنوعي (Invitro Pollination) و يا بكارگيري فنون نجات (يا كشت) جنين (Embryo rescue) ميتوانند به عنوان مكمل روشهاي اصلاح سنتي عمل نمايند.
اگرچه بهنژادگران اميدواري زيادي به اين فنون دارند، ولي تاكنون موفقيت كاربردي چنداني نداشته است. از جمله صفاتي كه در اين روش براي انتقال مورد توجه هستند، ميتوان تحمل به تنشهاي محيطي از قبيل سرما، شوري، خشكي و مقاومت به آفات و بيماريها را نام برد.
ايجاد دورگهاي سوماتيكي به روش امتزاج پروتوپلاست در بيش از 30 گونه و 12 جنس انجام شده است. پوميتو (Pomato) تنها گياه جديدي است كه از طريق امتزاج پروتوپلاست گوجهفرنگي و سيبزميني توليد شده است ولي هنوز بهرهبرداري كشاورزي ندارد.
5- توليد متابوليتهاي ثانويه (Secondary metabolites)
گياهان در طول زندگي خود برخي از مواد آلي شيميايي پيچيده توليد ميكنند كه در رشد و نمو و فعاليتهاي حياتي گياه نقشي ندارند و به آنها متابوليتهاي ثانويه گفته ميشود. مواد معطر، مواد موثره دارويي، فرمونها، حشرهكشها، علفكشها، قارچكشها، هورمونهاي گياهي و مواد آللوپاتيك (ايجاد كننده انواع مقاومتها و يا بازدارنده رشد و نمو) از اين جمله هستند (جدول4). توليد انبوه و سريع اين مواد پيچيده در مقياس زياد از روشهاي شيميايي آزمايشگاهي، مشكل و يا غيرممكن ميباشد. از سوي ديگر، به دليل گسترش مصرف مواد دارويي و صنعتي، نياز به مواد جديد با تاثيرات بيشتر از منابع متنوع تجديدشونده شيميايي با عوارض زيست محيطي كمتر و روشهاي استخراج آسان و اقتصادي ضروري ميباشد. بيوتكنولوژي و از جمله كشت بافتهاي گياهي براي توليد آسان و انبوه متابوليتهاي ثانويه، يك راهحل مناسب و ارزانتر براي اين مشكل ميباشد.
جدول 4 ميزان توليد برخي از متابوليتهاي ثانويه را از طريق كاشت گياه كامل و كشت بافت با هم مقايسه ميكند. همانطور كه مشاهده ميشود، ميزان توليد از طريق كشت بافت 10-3 برابر بيشتر از كاشت گياه كامل ميباشد.
قيمت متابوليتهاي ثانويه نيز بسيار گران ميباشد، به طوري كه فروش محصولات دارويي مانند شيكونين
(Shikonin) يا ديجيتوكسين (Digitoxin) و يا عطرهايي همچون روغن جاسمين (Jasmin) از چند دلار تا چند هزار دلار به ازاي هر كيلو تغيير ميكند. به عنوان مثال قيمت هر كيلو از داروهاي ضد سرطان مانند وينبلاستين (Vinblastin)، وينكريستين (Vincristin) و تاگزول (Taxol) به چند هزار دلار ميرسد. جدول 5 ميزان فروش جهاني برخي از متابوليتهاي ثانويه را بيان مينمايد و هر كدام مبالغ هنگفتي را به خود اختصاص دادهاند.
فعاليت هاي انجام شده بيوتکنولوژي در ايران
1-توليد اولين گياه پنبه تراريخته در داخل کشور
2-توليد کود بيولوژيک براي شاليزارها
با توجه به بار مالي هنگفت تهيه و توزيع كودهاي شيميايي (هزينهاي معادل 3/83 ميليارد تومان) بعنوان يارانه، هزينه توزيع كودهاي شيميايي در بودجه سال 1377 كشور، روند افزايشي هزينهها در تامين كودهاي شيميايي و همچنين ايجاد آلودگيهاي زيست محيطي در اثر مصرف كودهاي شيميايي، لزوم توليد و مصرف كودهاي بيولوژيك بيش از پيش احساس ميگردد. موسسه تحقيقات بيوتكنولوژي كشاورزي با درك نياز كشور به ارائه راهكارهاي مناسب جهت كاهش هزينهها و همچنين كاهش آلودگيهاي زيست محيطي مبادرت به توليد كود بيولوژيك از منبع باكتريها و جلبكهاي بومي كشور نموده كه با پيگيري اين پروژه تا توليد صنعتي اين نوع كود، ميتوان انتظار داشت كه براساس قيمتهاي پايه سال 1379 سالانه بيش از 6/5 ميليارد تومان در هزينههاي عمومي دولت صرفهجويي نمود.
3- توليد سم بيولوژيك جهت مبارزه با آفات محصولات كشاورزي :
حشرات از جمله عوامل مهم خسارتزا درگياهان بوده و سالانه بطور متوسط باعث كاهش 10 تا 20 درصد ازعملكرد محصولات كشاورزي در جهان ميشوند.
در ايران براي مبارزه با آفات محصولات زراعي بيش از 23 هزار تن سموم شيميايي مصرف ميشود. اين در حالي است كه سالانه حدود 35 ميليون دلار ارز جهت واردات حشرهكشها از كشور خارج ميگردد. علاوه بر اين دولت سالانه حدود 3/1 ميليارد تومان تحت عنوان يارانه تامين حشرهكشها هزينه مينمايد (با احتساب نرخ ارز 175 تومان). در اين زمينه موسسه تحقيقات بيوتكنولوژي كشاورزي ضمن توليد سم بيولوژيك از منبع باكتري باسيلوس تورينجنسيس، كارايي آن را در آزمايشات مزرعهاي بر روي آفات برنج به اثبات رساند. با ادامه اين پروژه تا مرحله توليد صنعتي اين سم بيولوژيك، ميتوان اميد داشت كه علاوه بر حفظ منابع زيست محيطي و تضمين سلامت مصرف كنندگان توليدات زراعي، مقادير قابل توجهي از هزينههاي عمومي كاسته گردد.
4-توليد بذور سيبزميني عاري از ويروسهاي گياهي
سطح زير كشت سيبزميني در كشور بالغ بر 61 هزار هكتار ميباشد. تقريباً تمامي كشت اين اراضي توسط غدههاي بذري انجام ميگيرد. كيفيت غده بذري از نظر فيزيولوژيكي و سالم بودن آن تاثير به سزايي در افزايش ميزان محصول دارد. عمدهترين مشكل غدد بذري سيبزميني، آلودگي به ويروسهاي گياهي ميباشد. گسترش آلودگيهاي ويروسي از طريق استفاده از بذر آلوده باعث افزايش ميزان خسارت وارده به مزارع سيبزميني ميشود. استفاده از بذر سالم حداقل باعث 30 درصد افزايش محصول ميشود، با اين افزايش ميزان توليد در كشور از 3 ميليون تن به 5/4 ميليون تن افزايش خواهد يافت. موسسه تحقيقات بيوتكنولوژي كشاورزي با اجراي پروژهاي توليدي اقدام به توليد بذر عاري از ويروسهاي سيبزميني نموده كه با توليد بذور مذكور، قدم مهمي بطرف خودكفايي در تهيه بذر سيبزميني عاري از ويروسهاي گياهي برداشته خواهد شد.
5- توليد نهال پسته با استفاده از روش كشت بافت :
توسعه سطح زير كشت پسته با ارقام كيفي وبالا بردن عملكرد پسته كشور در واحد سطح يكي از برنامههاي مهم در دست اجراي وزارت جهاد كشاورزي ميباشد. جهت اجراي اين برنامه نياز به مقادير قابل توجهي نهال ارقام كيفي پسته ميباشد. استفاده از روشهاي سنتي جهت تامين نهال پسته علاوه بر هزينه زياد و راندمان كم، تكثير ارقام و پايههاي مطلوب را غير ممكن مينمايد. موسسه تحقيقات بيوتكنولوژي كشاورزي با هدف تامين نهال پسته سالم اقدام به اجراي پروژه توليد نهال پسته با استفاده از روش كشت بافت نموده و با اجراي اين پروژه موفق به دستيابي به دانش فني توليد نهال پسته به روش مذكور شده است.
بيوتكنولوژي و چشماندازهاي آينده
آيا بيوتکنولوژي به بهبود وضعيت کشاورزي کمک مي کند
دخالت انسان در بهنژادي محصولات زراعي, درختان, دام, و آبزيان امر جديدي نيست: قرنهاست كه بشر از طريق كنترل آميزشها و گزينش ارقام, سعي در پديد آوردن ارقام پرمحصولتر, سازگارتر و مفيدتر داشته است.
امروزه روشهاي متعارف بهنژادي توسط پاره اي از راهكارهاي جديد و قدرتمند تكامل يافته اند. برخي از اين راهكارها, مانند ازدياد گياه در لوله آزمايش, ما را قادر ميسازد گونه هاي گياهي عاري از بيماري توليد كنيم; يا به عنوان يك نمونه ديگر, كشت بافت و كشت سلول, اين امكان را فراهم ميكنند كه بيماريهاي گياهي و دامي با دقت خيلي بالا شناسايي شوند. برخي ديگر از اين راهكارها, كه روشهاي "ملكولي" ناميده ميشوند, به پژوهشگران امكان "مشاهده" ريخته ارثي جانداران را داده و گزينش ارقام برتر را با دقت بالا و با صرف زمان و هزينه كمتر ممكن ميسازند.
زيست فناوري نوين همچنين ابزارهايي را در اختيار ميگذارد كه به كمك آنها ميتوان ژن هايي را به ريخته ارثي جانداران افزود يا از آن حذف كرد و ارقامي با خواص كاملا جديد بدست آورد. اين راهكار "مهندسي ژنتيك" ناميده ميشود و جانداران حاصل از آن, "تغيير يافته ژنتيكي" نام دارند. دستاورد اين روش, توانايي رمزگشايي ريخته ارثي يك گونه و استفاده از اطلاعات مزبور براي ايجاد تغييرات سودمند و در صورت لزوم انتقال آن به گونه هايي ميباشد كه حتي از نظر علم تكامل خويشاوندي دوري با گونه مزبور دارند. شايان ذكر است كه "زيست فناوري" مجموعه اي از راهكارهاست كه مهندسي ژنتيك تنها يكي از آنها به شمار ميرود.
روشهاي سنتي و روشهاي نوين بهنژادي, هردو منجر به پديد آمدن جانداراني ميشوند كه بدون دخالت انسان امكان به وجود آمدنشان نبود. توليد گياه يا جانور مقاوم به يك بيماري خاص ميتواند به كمك روشهاي سنتي (با تلاقي با خويشاوندان مقاوم و گزينش نتاج و تلاقيهاي برگشتي) يا نوين (با انتقال ژن مقاومت به بيماري به بافت موجود زنده) انجام شود. با وجودي كه محصول هر دو راهكار گونه مقاوم به بيماري است, تنها مورد دوم "تغيير يافته ژنتيكي" به شمار ميرود.
با محدود شدن روزافزون زمينهاي مناسب كشاورزي, روشهاي نوين زيست فناوري ميتواند كارايي روشهاي سنتي را بهبود داده منجر به افزايش بهره وري شود. مهندسي ژنتيك اين توانايي را دارد كه بهره وري توليد را در كشاورزي, جنگلداري و شيلات افزايش دهد. اين راهبرد ميتواند منجر به افزايش توليد در زمينهايي شود كه صاحبان آنها توانايي توليد غذاي كافي را براي مردم خود ندارند. اما بحث درست از همين جا آغاز ميشود: خطرات بالقوه ناشي از برخي جنبه هاي اين راهكارها نيز بايد مدش نظر قرار گيرد. اين خطرات به دو گروه عمده تقسيم ميشوند: اثر بر سلامت انسان و دام, و پيامدهاي زيست محيطي.
:آينده
کمتر شکي در مورد مدرن بودن بيوتکنولوژي وجود دارد . بدون شک اين
فن آوري يک مد زود گذر نيست. انتظارات ايجاد شده براي توسعه تجاري مقاومت به علف کش ها و حشرات ، آينده درخشاني را براي بيوتکنولوژي کشاورزي خاطرنشان مي نمايد.با توجه به شواهد اوليه اي که در مورد استفاده از انتقال ژن هاي جديد به منظور ايجاد لاين هاي گياهي سودمند براي توليد مواد شيميايي ، از مواد دارويي گرفته تا پلاستيک هاي قابل تجزيه زيستي وجود دارد ، چشم انداز آينده اين تکنولوژي نيز اميدوار کننده است.بيوتکنولوژي کشاورزي در مسير خود از شروع به کار بيوتکنولوژي تا توليد مزرعه اي محصولات تجاري با موانع متعددي از محدوديت هاي علمي و تکنولوژيکي تا مشکلات قانوني و مديريتي ، عوامل اقتصادي و نگراني هاي اجتماعي روبرو مي باشد. فرضيه محافظه کارانه قوانين در اکثر کشور ها اين است که تمام گياهان تراريخت بطور بالقوه خطرناک هستند.خطرات احتمالي مرتبط با ژن منتقل شده ويا فنوتيپ ايجاد شده است نه روش هاي مورد استفاده براي انتقال ژن. تا کنون گزارشي در مورد اثرات مضر محيطي و يا ديگر خطرات پيش بيني نشده گياهان تراريخت در هزاران آزمايش مزرعه اي صورت گرفته در عرصه بين المللي ارائه نگرديده است ، با اين حال نگراني هاي متعددي در رابطه با سيستم هاي کشاورزي ايجاد شده است. اکنون عکس العمل مصرف کننده به محصولات گياهي تراريخت با آزادسازي تجاري واريته هاي پيشر?ته در سطح تجاري سنجيده شده است. اين آزاد سازي با افزايش انتشار اطلاعات در مورد گياهان تراريخت به شکل قابل دسترس براي عموم ، همزمان گرديده است. با اين حال همچنان که محدوديت هاي تکنيکي برداشته مي شوند ، اين احتمال وجود دارد که محدوديت هاي تجاري به اصلي ترين موانع تبديل گردند. تکنولوژي هاي جديد که در اين عرصه خلق مي گردند کاملا اختراعي بوده و واجد شرايط احراز حق حفاظت انحصاري و ملاحظه حقوق مالکيت معنوي مي باشند
.
http://agrobiosindia.com/cat.php?catid=11
http://project.bio.iastate.edu/Courses/Gen308-SS99/Home/Homepage-F.htm
http://project.bio.iastate.edu/Courses/Gen308-SS99/Modules/Module_5_Homepage_F00.html
http://cls.casa.colostate.edu/TransgenicCrops/history.html
http://www.global-reach.com/clients/portfolio/clientdetail.cfm?ProjectID=107&CategoryID=2
http://www.iowahaccp.iastate.edu
http://www.biotechafrica.or.ke/reports.htm
http://www.ocean.udel.edu/halophyte/hbc.htm
http://www.agr.gov.sk.ca/afif/biotechnology.htm
http://www.syngenta.fr/default.asp?id=6
http://www.checkbiotech.org/root/index.cfm
http://cru84.cahe.wsu.edu/cgi-bin/pubs/VT0069.html
http://collections.ic.gc.ca/highway/english/biotech/bioagr.html
http://aesop.rutgers.edu/~biotech/lead.html
http://www.usda.gov/wps/portal/usdahome
http://stockholm.usembassy.gov/biotech/links.html
http://vm.cfsan.fda.gov/~lrd/biotechm.html
http://usbiotechreg.nbii.gov/Coordinated_Framework_1986_Federal_Register.html
http://biotechnology.proboards37.com/index.cgi
http://www.iia.msu.edu/absp/biotech-envt.html
http://www.carolebackman.com/portfolio_ag.htm
http://www.iaea.org/OurWork/ST/NA/NAAL/agri/agrimain.php
همچنين سطح زير كشت اين گونه گياهان (گياهان توليدشده از طريق بيوتكنولوژى) از ۷/۱ ميليون هكتار در سال ۱۹۹۶ به ۵/۵۲ ميليون هكتار در سال ۲۰۰۱ رسيده است. همراه با توسعه اين علم نوين، مقوله اى به نام كشاورزى پايدار نيز مطرح مى شود. كشاورزى پايدار سيستمى است كه در آن با اعمال مديريت صحيح در استفاده از منابع طبيعى، مى توان نيازهاى غذايى بشر را تأمين و كيفيت محيط زيست را حفظ كرد و از تخريب ذخاير طبيعى جلوگيرى به عمل آورد. در توسعه پايدار كشاورزى، كاهش فشار وارده به اراضى زيركشت، عدم مصرف مواد شيميايى (كود و سم)، حفظ ذخاير طبيعى و سلامت نسل حاضر و آينده، جزء مباحث اصلى است. طى گام هايى كه به سمت ايجاد كشاورزى پايدار برداشته مى شود، قبل از هر چيز بايد به تعادل بين توليدمحصول و تغييرات محيطى توجه شود و سيستم زراعى را نه به منزله مجموعه يا تشكيلات مجزا و مستقل، بلكه به عنوان بخشى از كل سيستم محيط زيست بايستى تلقى كرد. اگر به جاى استفاده از كودها و سموم شيميايى، علف كش ها، هورمون ها و... از تناوب هاى زراعى، بقاياى گياهى، كود سبز، كودهاى آلى، مبارزه بيولوژيك با حشرات و ارقام مقاوم به تنش هاى زنده و غيرزنده، استفاده گردد، آنگاه مى توان گفت كه سيستم كشاورزى پايدار، مولد، تجديدشونده، سودآور و خودكفاست و لطمه اى به محيط زيست وارد نخواهد ساخت.
طبق يك تعريف مشابه ديگر، كشاورزى پايدار، يك سيستم پيشرفته توليد گياه و احشام است كه داراى حداقل ۵ خصوصيت باشد: اول اينكه، اين سيستم، نيازهاى غذايى را به شكل كاملاً ايمن براى بشر برطرف سازد، دوم اينكه، موجبات افزايش كيفيت محيط و منابع طبيعى را فراهم سازد، سوم اينكه، باعث استفاده موثرتر از منابع تجديدنشدنى و حفظ و كنترل بهينه چرخه هاى بيولوژيكى گردد، چهارم اينكه، حمايت اقتصادى از كشاورزان را افزايش دهد و پنجم اينكه موجب افزايش كيفيت زندگى براى كشاورزان و كليه افراد جامعه شود. اگر ادعا كنيم سيستم هاى غذايى ما در بخش كشاورزى، غالباً در درازمدت پايدار نيستند، سخن گزافى نگفته ايم. تقاضا براى محصولات غذايى در بخش كشاورزى در قرن گذشته به دليل رشد جهت، بيش از ۴۰۰درصد افزايش يافته است.
حال بايستى بررسى كرد كه نقش بيوتكنولوژى در توسعه پايدار كشاورزى چيست؟ با توجه به روند روزافزون جمعيت دنيا و افزايش تقاضا براى غذا، دو راه جهت افزايش عملكرد در بخش كشاورزى توصيه مى شود. راه اول، توسعه اراضى قابل كشت و راه دوم افزايش عملكرد در واحد سطح است. در مورد راه حل اول لازم به ذكر است كه زمين از منابع محدود در بخش كشاورزى است و توسعه اين منبع تا حد مختصرى امكان پذير است. دانشمندان عقيده دارند كه در قرن آينده وسعت اراضى كشاورزى حدود ۵درصد افزايش مى يابد. از طرفى آماردانان تخمين زده اند كه جمعيت دنيا تا سال ۲۰۶۰ بين ۱۰ تا ۱۶ ميليارد نفر به يك تعادل نسبى خواهد رسيد، با توجه به اين افزايش جمعيت، رشد پنج درصدى اراضى قابل كشت، جوابگوى نياز غذايى اين جمعيت نخواهد بود. پس راه حل دوم يعنى افزايش توليد در واحد سطح، معقول تر به نظر مى رسد. تاكنون نيز اغلب پيشرفت ها در اين زمينه به دليل افزايش عملكرد در واحد سطح بوده و تاكنون پاسخگوى افزايش جمعيت بوده است، به طورى كه جمعيت جهان نسبت به سال ۱۹۶۰ تقريباً دو برابر شده، در حالى كه در وسعت اراضى كشاورزى تغيير چندانى حاصل نشده است.
يكى از مهمترين راه حل هاى افزايش عملكرد در واحد سطح، به كارگيرى علم بيوتكنولوژى است. اين عمل با تكنيك هاى خاص خود، كشاورزى مدرن را بيشتر و بيشتر به سمت پايدارى منابع طبيعى سوق مى دهد. به خاطر روشن تر شدن نقش باارزش بيوتكنولوژى در كشاورزى پايدار يكسرى نكات ذكر مى شود: اولى اينكه، بيوتكنولوژى دامنه وسيعى از محصولات اصلاح شده و يا جديد را توليد مى كند، دوم اينكه با توليد واريته هاى جديد گياهان زراعى با صفاتى از قبيل مقاومت، تحمل و كيفيت بالا، راه حل جديدى را براى پايدارى منابع طبيعى و توليد غذا ارائه مى دهد، سوم اينكه بيشتر گياهان زراعى نوين كه از طريق بيوتكنولوژى توليد شده اند در مقايسه با گياهان سنتى، در يك قطعه زمين مشخص با نيازهاى طبيعى مشابه، محصول بيشترى توليد مى كنند، چهارم اينكه، تعدادى از اين گياهان جديد، براى مثال آنهايى كه مقاوم به بيمارى يا آفت شده اند، باعث كاهش استفاده از منابع غيرقابل تجديد مى شوند و همچنين با كاهش استفاده از سموم شيميايى، يك ابزار با ارزش جهت توليد محصولات كشاورزى پايدار هستند. علاوه بر موارد ذكر شده، تكنيك هاى مراقبت و نگهدارى گياهان به وسيله عوامل بيوكنترلى جديد كه از بيوتكنولوژى نشأت گرفته اند، موجب عمليات كشاورزى بسيار دقيق با حداقل تلفات و افزايش عملكرد مى شود. بيوتكنولوژى كشاورزى در پايدارى رشد اقتصادى و رقابت اقتصادى خصوصاً در كشورهاى توسعه يافته نقش بسيار مهمى بازى مى كند. از طرف ديگر تعداد بسيار زيادى از افراد در اين بخش با مشاغل بسيار باارزش فعاليت دارند، با اين تفاسير، نمى توان تأثير علم بيوتكنولوژى را در پايدارى اقتصادى نيز ناديده گرفت.
تأثير عمده بيوتكنولوژى بر كشاورزى پايدار، از طريق پيشرفت هاى ژنتيكى است. سودآورى مطلوب و افزايش توليد در اين زمينه، در طول ۱۰۰ سال گذشته عمدتاً به دو دليل اصلى بوده است: يكى پيشرفت هاى ژنتيكى و ديگرى افزايش در استفاده از منابع. همانطور كه ذكر شد، بسيارى از منابع در بخش كشاورزى محدود هستند، بنابراين در درازمدت استفاده عاقلانه از منابع بسيار بااهميت است. آينده كشاورزى پايدار احتمالاً از طريق پيشرفت در علم ژنتيك امكان پذير خواهد بود. براى مثال استفاده از هيبريدهاى پيشرفته در گياه ذرت در دهه اخير، سودآورى بسيار بالايى را براى آمريكاى شمالى به ارمغان آورده و آن را به قطب اصلى ذرت دنيا تبديل كرده است.
همچنين يافته هاى نسبتاً مشابهى از طريق پيشرفت هاى ژنتيكى در مورد گندم، جو، چاودار، سويا و... به دست آمده است. اگر علم بيوتكنولوژى از طريق پيشرفت هاى ژنتيكى بتواند نياز غذايى جمعيت دنيا را مرتفع سازد و از طرفى به حفظ منابع طبيعى كمك كند و بدين وسيله هر دو منابع حياتى (هوا، آب و عناصر غذايى) و همچنين زيبايى محيط زيست (فضاى سبز، پارك ها، تنوع و...) حفظ گردد، آن گاه بيوتكنولوژى در راستاى پايدار كردن كشاورزى حركت خواهد كرد، در غير اين صورت اين علم به عاملى بسيار خطرناك در تخريب منابع طبيعى و اكوسيستم ها تبديل خواهد شد. در صورت عدم استفاده صحيح از اين علم، به جاى پايدار كردن كشاورزى و حفظ منابع، اثرات بسيار مضرى بر پيكره محيط زيست وارد خواهد ساخت. براى مثال، با گسترش توليد گياهان زراعى و احشام با ظرفيت مقاومت به تنش هاى محيطى در مناطقى كه براى گياهان زراعى و دام هاى معمولى نامناسب است، با استفاده از علم بيوتكنولوژى، آسان مى شود. اگر اين امر اتفاق افتد، تنوع زيستى گونه هاى گياهى و حيوانى در اكوسيستم هاى طبيعى كاهش مى يابد. همچنين ممكن است گونه هاى تغييريافته ژنتيكى به گونه هايى خطرناك براى محيط زيست تبديل شوند. گسترش برخى علف هاى هرز، خطر ايجاد نوتركيبى در ويروس ها و پاتوژن ها، ايجاد آلرژى براى برخى افراد، انتقال ژن ها از گونه هاى زراعى تراريخت به گونه هاى وحشى و ايجاد مسموميت غذايى از ديگر خطرات علم بيوتكنولوژى است، كه در صورت عدم استفاده صحيح، وقوع آنها اجتناب ناپذير خواهد بود.
اگر بيوتكنولوژى (و اصلاح نباتات و ژنتيك) در كمك به استفاده موثر و بهتر از منابع، نقص داشته باشند، آنگاه احتمالاً كشاورزى پايدار نخواهد بود و اندازه جمعيت دنيا به دليل استفاده بى رويه و نادرست از منابع كاهش خواهد يافت، همچنين با تخريب زيبايى هاى طبيعى، كيفيت زندگى براى كل جمعيت دنيا كاهش مى يابد.مراقبت هاى محيطى براى پايدار كردن كشاورزى ضرورى است و اگر مديريت صحيحى اعمال گردد، بيوتكنولوژى در افزايش يا نگهدارى منابع محيطى سهيم خواهد بود و در غير اين صورت باعث تخريب محيط خواهد شد و گام هاى بعدى بايد در جهت كاهش ريسك اين قضيه برداشته شود. چيزى كه اغلب در زمينه كاربرد اين علم ناديده گرفته مى شود، مبحث انتقال تكنولوژى است كه بسيار حائز اهميت است، به طورى كه با آموزش صحيح، تك تك افراد اين علم را در مناسب ترين راه و بهترين شكل براى رفع نياز خود به كار گيرند و در اين صورت مى توان انتظار داشت كه بيوتكنولوژى در مسيركشاورزى پايدار و همگام با آن باشد و بدين ترتيب ابزار و متد جديدى را فراهم خواهد كرد تا به هر گونه افزايش تقاضا براى غذا پاسخ دهد، ضمن اينكه توجه خاصى به پايدارى محيط دارد.
دانش بيوتكنولوژي به عنوان عظيم ترين منبع تكنولوژي بشر در قرن فعلي مطرح بوده و آن را انقلاب سبز نويني براي غلبه بر فقر و گرسنگي ناميدهاند.
حاميان بيوتكنولوژي، معتقدند چنانچه روند فعلي رشد جمعيتادامه يابد، به يقين نسلهاي آينده بشري با كمبود مواد غذايي و فقر، روبرو خواهند شد. بنابراين بايستي روشهاي مهندسي ژنتيك و اصلاحگياهان زراعي پربازده در دستور كار كشورها قرار گيرد.
روشهاي مهندسي ژنتيك و بيوتكنولوژي گياهي ميتواند، گونههايي از محصولاتجديد را، حتي در خاكهاي نامرغوب و نا مساعد پرورش دهد; همچنين بذرهاي مقاوم به ويروس و آفات گياهي ميتوانند، كاربرد سموم و موادشيميايي را محدود ساخته و بازدهي محصولات را افزايش بخشند.
به كارگيري بيوتكنولوژي نوين در كشاورزي منجر به توليد فرآوردههاي با كيفيت بهتر، كاهش هزينه توليد آن و توليد فرآوردههايي باارزش افزوده بيشتر ميگردد. به همين دليل، امروزه فعاليتهايگستردهاي در بخش بيوتكنولوژي براي تبديل تحقيقات پايهاي بهكاربردي و توسعهاي (تجاري) در حال شكلگيري است . به كارگيري روشها و فنون مهندسي ژنتيك و بيوتكنولوژي در كشت سلول و بافت گياهان به ويژه گياهاني كه از جنبه اقتصادي و غذايي اهميت فوقالعادهاي دارند، بسيار ارزشمند است. چرا كه در مقايسه با شيوههاي كشت و تكثير معمولي از اين روش ميتوان با هزينهاي بسيار كمتر وسرعت عمل بيشتري به دودمانهاي خالص سلولي و انتخاب سالم ترين بافت گياهي با بازده كمي و كيفي چشمگيري نائل شد.
با به كارگيري بيوتكنولوژي ميتوان گياهي را توليد كرد كه به عواملي همچون سرما، گرما، رطوبت، خشكي، املاح، حشرات، آفات ويروسها و ساير عواملبيماري زا مقاوم باشند و علاوه برآن در مقايسه با موجود طبيعي، مجهز به مكانيسمهاي دفاعي اضافي باشند. اين عوامل قرنها است كه كشاورزان را آزار داده و لطمات بيشمار اقتصادي وارد كرده است.بيوتكنولوژي كاربردهاي اميدوار كننده بسياري دارد، اما نه يك راه حل عمومي و نه جايگزيني براي روشهاي موجود است، بلكه يك روشكمكي براي حل مشكلات كشاورزي است. نمونههاي فراواني ازكاربردهاي بيوتكنولوژي در كشاورزي امروز وجود دارد كه برخي ازنمونهها در ذيل اشاره ميگردد:
كرم اگروتيس (شبپره زمستاني) يكي از حشرات آسيب رساننده بهغلات است كه معمولا به وسيله حشرهكشها با آن مبارزه ميشود. باكتري با سيلوس تورژين سيس پروتئيني توليد ميكند كه كشنده حشره فوقاست ولي اين باكتري با غلات همزيستي ندارد .
بيوتكنولوژيستها برايحل اين مشكل ژن پروتئين توليدي اين باكتري را به باكتري پسودوموناس فلوئورسنس كه در خاك وجود داشته است و با سويا همزيستي دارد انتقال دادند و سپس با وارد كردن اين باكتري به خاك محل كشت غلات، حشره فوق را كنترل نموده و صدمات ناشي از آن راكاهش دادند.
اين مثال نمونهاي از كاربرد علم بيوتكنولوژي در كنترلحشرات و آ?ات محسوب ميشود.از فنآوري بيوتكنولوژي در كنترل علفهاي هرز نيز استفاده گرديده است.
براي نمونه بسياري از علف كشها به دليل حضور مادهاي بنام گليفوسيت در علفكش رانداپ كه تأثير منفي بر فعاليتهاي آنزيمي حبوبات دارد، در مزارع حبوبات قابل استفاده نيست.بيوتكنولوژيستها توانستهاند با انتقال ژن مقاومت به گليفوسيت (كه آنرا در نوعي باكتري به نام سالمونلا فلاتيفي موريوم يافتهاند) به گياهانزراعي، واريتههاي جديدي از ذرت، پنبه و تنباكوي مقاوم به عل?كشهارا توليد نمايند.
استفاده از بيوتكنولوژي درگياهان زراعي در افزايش كيفي گياهانزراعي نيز مؤثر بوده است، به طوري كه گياهان تراريخته كه از طريق بيوتكنولوژي به دست آمدهاند نسبت به ارقام قديمي توليد بيشتري داشتهاند كه اين افزايش بهرهوري به دليل عواملي چون تحمل بهخشكي، مقاومت به حشرات، بيماريها و قدرت رقابت بيشتر با علفهاي هرز بوده است.
همچنين بيوتكنولوژيستها موفق شدهاند مكانيسمي كه موجب نرمشدگي و فساد ميوههايي چون گوجه فرنگي ميشود را با استفاده از روشهاي مهندسي ژنتيك تحت كنترل خود در آورده و موجب حذف شيميايي موادي ميشوند كه موجب رسيدگي بيش از حد محصولميشود
را توليدنمودند كه
Flavrsavr با استفاده از اين تكنيك ، گوجه فرنگي ميوهها به حالت طبيعي رسيده و پس از برداشت، بدون اينكه ميوهها در معرض فساد قرار گيرند به مسافتهاي دور قابل حمل بودند.ايجاد مقاومت در مقابل تنشهاي محيطي مانند خشكسالي، گرما،سرما، ازن موجود در اتمسفر، نمك و مواد كاني از ديگر اهدا? بيوتكنولوژيستها بوده است.
در اين مورد ميتوان به توليد سيبزميني وتوت فرنگي مقاوم به يخبندان كه از طريق مهندسي ژنتيك بدست آمده،اشاره نمود.
كشت سلولي كه طي آن سلولهاي گياهي رشد يافته در محيط كشت، به عنوان منبع تأمين كننده مواد ارزشمندي محسوب ميگردند، از ديگر كاربردهاي بيوتكنولوژي ميباشد. براي نمونه، وانيل معمولا از بذرگياه وانيلا بدست ميآيد. استخراج وانيل از سلولهاي گياهي كشت شده ميتواند ارزان تر از روشهاي سنتي تمام شود.
علاوه بر اين از كشت سلولهاي گياهي در محيط كشت، مي توان ساقه و ريشه توليد كرد كه برخي از اين اندامها ميتوانند به دليل جهش داراي صفات متفاوتي باشند كه قابل بهره برداري خواهند بود.
علاوه بر موارد ذكر شده به اختصار، برخي از كاربردهاي بيوتكنولوژي را ميتوان بصورت ذيل عنوان کرد:
1-توسعه ظرفيت تثبيت نيتروژن در گياهان غير لگومينوز ( مهندسان ژنتيك درحال كارکردن بر روي انتقال ژن نيف درگياهان غيرلگومينوز
با استفاده از ناقل اي.كولي هستند
2-مراقبت از گياهان در مقابل بيماري هاي گياهي ( گياهاني مثل پايه نيشکر که از کشت بافت مريستمي به دست مي آيند مقاومت بالايي نسبت به بيماري ها دارند )
3-توسعه گونه هاي جديد به وسيله گداختن پروتوپلاسم يا پروسه
کلون سا زي
4-توليد تركيبات مؤثر و مهم گياهي از راه كشت انبوه سلولي
5-استفاده از گياهان به عنوان عوامل و منابع توليد محصولات زيستشناسي و شيميايي
6-مطالعه ?رآيندهاي رشد و نمو و تمايز آن
7-مقاومت به تنش هاي زنده ( حشرات، ويروس ها و بيماري هاي قارچي و باکتريايي )
8-مقاومت به تنش هاي غير زنده
9-مقاومت به علف کش ها
10-گياهان تراريخت براي بهبود کيفيت ( کيفيت انباري )
11-گل هاي تراريخت براي رنگ گل
12-گياهان تراريخت براي نر عقيمي
13-گياهان تراريخت براي توليد بذور خاتمه دهنده ( به تکنولوژي که قابليت حيات يا باروري بذور را پس از يك مدت معين خاتمه مي دهد ، خاتمه دهنده ميگويند.
بدين ترتيب شرکت توليد کننده ، بذور نسل اول را مي فروشد اما بذور و يا ميوه هاي حاصل از اين گياهان فقط به عنوان غذا قابل استفاده هستند و اگر کشت شوند جوانه نخواهد زد )
14-گياهان تراريخت به عنوان بيوراکتورها ( براي توليد ارزان مواد شيميايي و دارويي كه اين پديده به زراعت مولکولي معروف مي
Molecular باشد)15-توليد پلاستيك قابل تجزيه زيستي
16-استفاده از آنزيمها در توليد مواد شيرين كننده توليدات غذايي انسان
17-كنترل و دفاع آفات گياهي و تهيه انواع كودهاي زيستي وحشرهكشهاي ميكروبي
18-اصلاح ژنتيك بذر و دانههاي روغني
19-كاهش اثرات مخرب كشاورزي بر محيط خاك
20-غنيسازي خاك و حاصلخيز كردن آن با استفاده از ميكروارگانيسمهاي تثبيت كننده ازت و قارچ ميكوريزا
21-استفاده از ايجاد مصونيت برخي مواد شيميايي گياهان در برابر امراض مزمن انساني
22-تهيه نوعي آلبومين انساني در گياهان با دستكاريهاي ژنتيكي
23-استفاده از هورمونهاي رشد در دامها
24-تلقيح مصنوعي دامها و بهره گيري از صفات برتر ژنتيكي در
روش هايانتقال جنين
25-كاربرد در صنايع غذايي تبديلي و كاهش هزينههاي توليد موادغذايي
26-تهيه و توليد واكسنهاي مفيد و جديد براي پيشگيري از عفونتهاي مرگآور در دامها و طيور
آينده :
کمتر شکي در مورد مدرن بودن بيوتكنولوژي وجود دارد . بدون شک اين فنآوري يك مد زود گذر نيست. انتظارات ايجاد شده براي توسعه تجاري مقاومت به عل? کش ها و حشرات ، آينده درخشاني را براي بيوتكنولوژي کشاورزي خاطرنشان مي نمايد.با توجه به شواهد اوليه اي که در مورد استفاده از انتقال ژن هاي جديد به منظور ايجاد لاين هاي گياهي سودمند براي توليد مواد شيميايي ، از مواد دارويي گرفته تا پلاستيك هاي قابل تجزيه زيستي وجود دارد ، چشم انداز آينده اين تکنولوژي نيز اميدوار کننده است.
بيوتکنولوژي کشاورزي در مسير خود از شروع به کار بيوتکنولوژي تا توليد مزرعه اي محصولات تجاري با موانع متعددي از محدوديت هاي علمي و تكنولوژيكي تا مشکلات قانوني و مديريتي ، عوامل اقتصادي و نگراني هاي اجتماعي روبرو مي باشد.
فرضيه محافظه کارانه قوانين در اکثر کشور ها اين است که تمام گياهان تراريخت بطور بالقوه خطرناک هستند.خطرات احتمالي مرتبط با ژن منتقل شده ويا فنوتيپ ايجاد شده است نه روش هاي مورد استفاده براي انتقال ژن.
تا کنون گزارشي در مورد اثرات مضر محيطي و يا ديگر خطرات پيش بيني نشده گياهان تراريخت در هزاران آزمايش مزرعه اي صورت گرفته در عرصه بين المللي ارائه نگرديده است ، با اين حال نگراني هاي متعددي در رابطه با سيستم هاي کشاورزي ايجاد شده است. اکنون عكس العمل مصرفکننده به محصولات گياهي تراريخت با آزادسازي تجاري واريته هاي پيشر?ته در سطح تجاري سنجيده شده است. اين آزاد سازي با افزايش انتشار اطلاعات در مورد گياهان تراريخت به شکل قابل دسترس براي عموم ، همزمان گرديده است. با اين حال همچنان که محدوديت هاي تنيكيكي برداشته مي شوند ، اين احتمال وجود دارد که محدوديت هاي تجاري به اصلي ترين موانع تبديل گردند. تکنولوژي هاي جديد که در اين عرصه خلق مي گردند کاملا اختراعي بوده و واجد شرايط احراز حق ح?اظت انحصاري و ملاحظه حقوق مالکيت معنوي مي باشند
.بيوتكنولوژي چيست؟
گستردگي و تنوع كاربردهاي بيوتكنولوژي، تعريف و توصيف آنرا كمي مشكل و نيز متنوع ساخته است.
برخي آنرا مترادف ميكروبيولوژي صنعتي و استفاده از ميكروارگانيسمها ميدانند و برخي آنرا معادل مهندسي ژنتيك تعريف ميكنند بههمين دليل در اينجا مختصراً اشارهاي به تعاريف متفاوت از بيوتكنولوژي ميكنيم كه البته داراي وجوه اشتراك زيادي نيز هستند: (1) و (2)
ـ بيوتكنولوژي مجموعهاي از متون و روشها است كه براي توليد، تغيير و اصلاح فراوردهها، بهنژادي گياهان و جانوران و توليد ميكروارگانيسمها براي كاربردهاي ويژه، از ارگانيسمهاي زنده استفاده ميكند.
ـ كاربرد روشهاي علمي و فني در تبديل بعضي مواد به كمك عوامل بيولوژيك (ميكروارگانيسمها، ياختههاي گياهي و جانوري و آنزيمها) براي توليد كالاها و خدمات در كشاورزي، صنايع غذائي و دارويي و پزشكي
ـ مجموعهاي از فنون و روشها كه در آن از ارگانيسمهاي زنده يا قسمتي از آنها در فرايندهاي توليد، تغيير و بهينهسازي گياهان و جانوران استفاده ميشود.
ـ كاربرد تكنيكهاي مهندسي ژنتيك در توليد محصولات كشاورزي، صنعتي، درماني و تشخيص باكيفيت بالاتر و قيمت ارزانتر و محصول بيشتر و كم خطرتر
ـ استفاده از سلول زنده يا توانائيهاي سلولهاي زنده يا اجزاي آنها و فرآوري و انتقال آنها بهصورت توليد در مقياس انبوه
ـ بهرهبرداري تجاري از ارگانيسمها يا اجزاي آنها
ـ كاربرد روشهاي مهندسي ژنتيك در توليد يا دستكاري ميكروارگانيسمها و ارگانيسمها
ـ علم رامكردن و استفاده از ميكروارگانيسمها در راستاي منافع انسان
ـ تعاريف بالا از بيوتكنولوژي هركدام بهتنهائي توصيف كاملي از بيوتكنولوژي نيست ولي با قدر مشترك گرفتن از آنها ميتوان به تعريف جامعي از بيوتكنولوژي دست يافت.
براستي چرا چنين است؟ هرچند كه با مرور زمان دانشمندان به مفاهيم مشتركي در مورد تعريف بيوتكنولوژي نزديك شدهاند اما چرا هر متخصص و دانشمندي تعريف جداگانهاي از بيوتكنولوژي ارائه ميدهد كه درجاي خود نيز ميتواند صحيح باشد (نه الزاماً جامع).
علت اين حقيقت را بايد درماهيت بيوتكنولوژي جُست.
بيوتكنولوژي همانند زيست شناسي، ژنتيك يا مهندسي بيوشيمي يك علم پايه يا كاربردي نيست كه بتوان محدوده و قلمرو آنرا بسادگي تعريف كرد. بيوتكنولوژي شامل حوزهاي مشترك از علوم مختلف است كه در اثر همپوشاني و تلاقي اين علوم بايكديگر بوجود آمده است. بيوتكنولوژي معادل زيست شناسي مولكولي، مهندسي ژنتيك، مهندسي شيمي يا هيچ يك از علوم سنتي و مدرن موجود نيست؛ بلكه پيوند ميان اين علوم در جهت تحقق بخشيدن به توليد بهينه يك محصول حياتي (زيستي) يا انجام يك فرآيند زيستي بروشهاي نوين و دقيق با كارآئي بسيار بالا ميباشد.
بيوتكنولوژي را ميتوان به درختي شبيه كرد كه ريشههاي تناور آنرا علومي بعضاً با قدمت زياد مانند زيست شناسي بويژه زيست شناسي مولكولي، ژنتيك، ميكروبيولوژي، بيوشيمي، ايمونولوژي، شيمي، مهندسي شيمي، مهندسي بيوشيمي، گياهشناسي، جانورشناسي، داروسازي، كامپيوتر و... تشكيل ميدهند ليكن شاخههاي اين درخت كه كم و بيش به تازگي روئيدن گرفتهاند و هرلحظه با رشد خود شاخههاي فرعي بيشتري را بهوجود ميآورند بسيار متعدد و متنوع بوده كه فهرست كردن كامل آنها در اين نوشته را ناممكن ميسازد.
تقسيمبندي بيوتكنولوژي به شاخههاي مختلف نيز برحسب ديدگاه متخصصين و دانشمندان مختلف فرق ميكند و در رايجترين تقسيمبندي از تلاقي و پيوند علوم مختلف با بيوتكنولوژي استفاده ميكنند و نام شاخهاي از بيوتكنولوژي را بدينترتيب وضع ميكنند. مانند بيوتكنولوژي پزشكي كه از تلاقي بيوتكنولوژي با علم پزشكي بوجود آمده است يا بيوتكنولوژي كشاورزي كه كاربرد بيوتكنولوژي در كشاورزي را نشان ميدهد. بدين ترتيب ميتوان از بيوتكنولوژي داروئي Pharmaceutical Biotechnology بيوتكنولوژي ميكروبي، Microbial Biotechnology ، بيوتكنولوژي دريا Marine Biotech ، بيوتكنولوژي قضائي يا پزشكي قانوني Forensic Biotech ، بيوتكنولوژي محيطي Environmental Biotech ، بيوتكنولوژي غذائي food and food stuff Biotech بيوانفورماتيك Bioinformatic ، بيوتكنولوژي صنعتي Industrial ، بيوتكنولوژي نفت ...... بيوتكنولوژي تشخيصي و ... نام برد.
اين شاخههاي متعدد در عمل همپوشانيها و پيوندهاي متقاطع زيادي دارند و باز بدليل ماهيت همهجانبه بودن بيوتكنولوژي نميتوان در اين مورد نيز به ضرس قاطع محدودههائي را براي آنها تعيين نمود.
گستردگي كاربرد بيوتكنولوژي در قرن بيست و يكم بحدي است كه، اقتصاد، بهداشت، درمان، محيطزيست، آموزش، كشاورزي، صنعت، تغذيه و ساير جنبههاي زندگي بشر را تحت تأثير شگرفت خود قرار خواهد داد. بهمين دليل انديشمندان جهان قرن بيست و يكم را قرن بيوتكنولوژي نامگذاري كردهاند.
كاربرد بيوتكنولوژي در كشاورزي يا بيوتكنولوژي كشاورزي « Agbiotech »:
عمدهترين كاربردهاي بيوتكنولوژي در كشاورزي را ميتوان به دستههاي زير تقسيم كرد.
ـ ايجاد گياهان مقاوم به حشرات و آفتها
ـ ايجاد گياهان تحمل كننده علفكشها
ـ ايجاد گياهان مقاوم به بيماريهاي ويروسي و قارچي
ـ ايجاد گياهان مقاوم به شرايط سخت مانند سرما، گرما و شوري
ـ ايجاد گياهان داراي ارزشهاي غذائي ويژه
ـ ايجاد گياهان داراي خاصيت درماني ـ پيشگيري
ـ ايجاد گياهان داراي خصوصيت متابوليكي تغيير يافته مانند رشد سريع و راندمان كشت بالاتر
ـ ايجاد گياهان و ميوههاي داراي زمان ماندگاري بيشتر
همچنين بايد اضافه كرد:
ـ ايجاد دامهاي ترانسژنيك كه داراي خصوصيات ويژهاي مانند توليد شير زياد يا گوشت كمچربي و... هستند.
ـ ايجاد جانوراني كه بعنوان كارخانه توليد آنتيبادي و واكسن و دارو عمل كنند
ـ ايجاد ماهيها و ساير دامهائي كه با سرعت زياد رشد ميكنند
گياهان مقاوم به حشرات و آفتها
باتوسعه تكنيكهاي بيوتكنولوژي دانشمندان قادرند ژنهائي از يك موجود زنده را به موجود ديگري انتقال دهند. در سال 1990 اولين گياه ترانسژنيك در مزرعه واقعي كشت گرديد و در 1993 FDA گياهان و غذاهاي ترانسژنيك را بعنوان مواد اساساً بيضرر معرفي كرد.
هماكنون با استفاده از اين تكنيكها ژنهاي مربوط به توليد يك پروتئين سمي (بتاتوكسين) از باكتري باسيلوس تورانجينسيس به گياهان متعددي از قبيل ذرت، پنبه و سيبزميني و... انتقال يافته است و بدينوسيله اين گياهان به حشراتي كه علاقه به تغذيه از آنها را دارند مقاوم گشتهاند. چرا كه بمحض استفاده حشرات از اين گياه بدليل نابودي دستگاه گوارش آنها از بين خواهند رفت.
هرساله هزينههاي هنگفتي بابت مبارزه شيميائي با اين آفات صورت ميگيرد كه علاوه بر هزينهبري زياد آلودگيهاي زيستمحيطي فراواني را بهدنبال دارد. راندمان اين مواد شيميايي نيز بدليل ايجاد مقاومت در حشرات در برابر سموم بمرور پايين آمده است و بهمين خاطر نياز به تعويض مكرر اين آفتكشها وجود دارد.
هماكنون در آمريكا ذرت و پنبه و سيبزميني ترانسژنيك تا ميزان زيادي مورد استقبال واقع شده است بطوريكه تا سال 1998 حدود 18% از ذرت و 17% از پنبه و 4% از سيبزميني كشت داده شده در آمريكا از نوع ترانسژنيك بوده است و هماكنون براساس روند رشد موجود برآورد ميشود كه بيش از 50% غلات كشت داده شده در آمريكا از نوع ترانسژنيك باشند.
گياهان مقاوم به بيماريهاي ويروسي و قارچي
بيماريهاي ويروسي و قارچي از مهمترين بيماريهاي گياهي هستند كه علاوه بر وارد كردن خسارات زياد به محصولات كشاورزي مانع كشت آنها در بسياري از شرايط آب و هوائي ميشود.
باكلون كردن برخي ژنهاي گياهان مقاوم در گياهان حساس مانند ژنهاي كيتنياز و 1 و 3 گلوكاناز كه باعث تخريب ديواره پليساكاريدي قارچهاي پاتوژن ميشوند بيوتكنولوژيستها به گياهاني دست يافتهاند كه مقاوم به قارچهاي پاتوژن ميباشند.
همچنين باكلون كردن ژنهاي جانوري و انجام اقداماتي شبيه واكسيناسيون ميتوان به گياهان مقاوم به ويروس نيز دست يافت. روشهاي مبارزه بيولوژيك بسيار متعدد و متنوع بوده و تنها موارد بالا تنها مثالهائي از اين دست ميباشند.
گياهان مقاوم به علفكشها
روشهاي رايج مبارزه با علفهاي هرز بهنحوي كه بايد انتخابي نيست و علفكشها در موارد زيادي علاوه بر نابودي علفها به گياهان زراعي نيز آسيب ميزنند. بعنوان مثال Glyphosate كه يك علفكش كارآمدي است ميتواند گياهاني را كه داراي سير متابوليكي Shikamate هستند را نيز نابود كند. بهمين منظور بيوتكنولوژيستها با وارد كردن ژن مقاومت گليفوسيت EPSP سنتتاز به گياهاني مانند چغندرقند، سويا، پنبه، گوجهفرنگي و تنباكو آنها را در برابر علفكشها مقاوم كردهاند.
گياهان تحمل كننده شرايط سخت
ارزش گياهاني كه بتوانند در خاكهاي شور با حرارت بالا، سرماي زياد و... رشد كنند بركسي پوشيده نيست. بيش از 13 زمينهاي قابل آبياري جهان داراي درصد غيرقابل تحمل نمك در خود هستند. بيوتكنولوژيستها با بررسي گياهاني كه بصورت خودرو در شرايط سخت مانند فشار اسمزي بالا، سرماي زياد، گرمان فراوان و... رشد ميكنند به ژنهائي دست يافتهاند كه عامل مقاومت اين گياهان در برابر اين شرايط سخت ميباشد. با انتقال اين ژنها گياهان متعددي توليد شدهاند كه قادرند در خاكهاي نامناسب با املاح زياد رشد كنند.
بعنوان مثال با انتقال ژنهاي مسئول انتقال يونهاي سديم بداخل گياهاني مانند آرابيدوپسيس سطح تحمل اين گياه تا 200 ميلي مولار نمك افزايش پيدا كرده است.
همچنين با خاموش كردن سيستم بيان ژنهاي سنتز اسيدهاي چربتري ئنوئيك در گياهان بيوتكنولوژيستها توانستهاند تا اين گياهان را در دماهاي بالاتر از حد معمول رشد دهند.
همچنين با انتقال ژنهاي مسئول توليد نوعي پروتئين ضديخ كه در ماهيهاي آبهاي قطبي يافت ميشود به گياهان بسياري، باعث ايجاد مقاومت در برابر سرماي زياد در اين گياهان شدهاند.
گياهاني كه داراي ارزش ويژهاي هستند
هرمادة با ارزشي كه در درون يك گياه يا هر موجود زنده ديگر ساخته شده و تجمع مييابد بواسطه عملكرد ژنهاي مسئول سنتز آن ماده ميباشد. بيوتكنولوژيستها با شناسائي اين ژنها و افزايش قدرت بيان اين ژنها و يا افزايش تعداد نسخههاي اين ژنها در يك گياه ميتوانند گياهان و ميوههائي كنند كه داراي ارزشهاي غذائي ويژهاي هستند. بهمين سبب اصلاح جديد Nutritional Genomics وضع شده است كه نشان از كاربرد ژنها در بهبود تغذيه انسان و دام دارد. بعنوان مثال «برنج طلائي» برنجي است كه داراي مقادير بسيار زيادي از ويتامين A ميباشد. اين برنج مايه اميدي شده است براي نجات هزاران آفريقائي كه هرساله در اثر كمبود ويتامين A به كوري كامل مبتلا ميشوند.
همچنين بدليل پايين بودن ميكرونوترنيتها در علوفه دامها، انتقال ژنهاي مسئول متراكم ساختن آنها در گياهان علوفهاي نقش مؤثري در تغذيه دامها و انسان خواهد داشت.
گياهاني كه داراي خصوصيت متابوليكي تغيير يافته هستند
افزايش سرعت رشد جمعيت انساني در سالهاي اخير بركسي پوشيده نيست، ليكن افزايش سرعت توليد محصولات كشاورزي پابهپاي آن رشد نكرده است. تا سال 2020 نياز به افزايش 40 درصدي در راندمان كشت برنج وجود دارد. بيوتكنولوژيستها بدو طريق باعث كاهش فاصله اين دو مقوله از يكديگر خواهند شد. اول با افزايش راندمان كشت محصولات كشاورزي در هرهكتار و دوم با افزايش سرعت رشد گياهان.
بعنوان مثال ژنهائي كه مسئول كنترل قد در كوتاه شدن آن در گياهان هستند بطور غيرمستقيم باعث افزايش راندمان محصول ميشوند. با انتقال اين ژنها در گونههاي فاقد آن باعث افزايش راندمان گرديدهاند.
همچنين با انتقال ژنهاي مسئول فتوسنتز در ذرت به برنج توانستهاند راندمان توليد برنج را تا 35% افزايش دهند.
همچنين با دستكاريهاي ژنتيكي در سلولهاي درختاني كه از چوب آنها استفاده ميگردد باعث افزايش سرعت رشد آنها تاحد قابل توجهي شدهاند كه اين امر ميتواند روند تخريب جنگلها را متوقف سازد.
گياهان و ميوههائي كه داراي زمان ماندگاري بيشتر هستند
آيا قبول داريد درصورتيكه ميوههائي مانند گوجهفرنگي زمان ماندگاري بيشتري داشته باشند چقدر در كاهش ضايعات اين ميوه مؤثر خواهد بود. بيوتكنولوژيستها با به تأخير انداختن سرعت رسيدن گوجهفرنگي به اين امر دسترسي پيدا كردهاند.
گياهاني كه داراي خاصيت درماني يا پيشگيري هستند
بيوتكنولوژيستها با انتقال ژنهاي سنتز پروتئينهاي مختلف ميكروبي و انساني به گياهان و توليد اين پروتئينها در گياهان دست به ابتكارات مؤثري زدهاند. بعنوان مثال توليد واكسنهاي مختلف در گياهان و ايجاد ميوههائي كه داراي خاصيت واكسيناسيون هستند. و يا امكان توليد پروتئينهائي مثل انسولين در گياهان كه در آيندة بسيار نزديك به تحقق خواهد پيوست باعث انقلابي در اين زمينه خواهد شد.
همچنين گياهان بعنوان ارگانيسمهاي كانديد براي توليد پروتئينهائي مانند آنتيباديها و آنزيمها و... در مقياس بسيار بالا در نظر گرفته شدهاند و عملاً كارآئي خود را در اين زمينه نشان دادهاند.
حيوانات ترانسژنيك
امروزه بدليل رشد روزافزون جمعيت نياز به مواد غذائي اهميت بيشتري پيدا كرده است و اين اهميت هنگامي بيشتر ميشود كه موضوع كيفيت نيز در كنار آن مطرح شود. بيوتكنولوژيستها با دستكاريهاي بدون ضرر در ژنهاي حيواناتي مانند گوسفند و گاو و ماهي باعث رشد سريع آنها ميشوند. همچنين با دستكاريهاي ژنتيكي ميتوان به گوشت كمچربي و ترد دست يافت كه ارزش غذائي و سلامت بخش آن بسيار بالا باشد.
با انتقال ژنهاي مختلف به اين جانوران ميتوان آنها را غني از مواد خاصي كرد. اخيراً دانشمندان ژاپني با انتقال برخي از ژنهاي گياه اسفناج به خوك موجب توليد گوشتي شدهاند كه داراي برخي خواص استنتاج نيز ميباشد. گاوهاي شيري ترانسژنيك ميتوانند بعنوان كارخانههاي توليد پروتئينها و واكسنها و آنتيباديها عمل كنند. هماكنون اين روش بصورت كاربردي در توليد بسياري از پروتئينها بكار ميرود.
بعنوان مثال گاو ترانسژنيك حامل ژن لاكتوفرين انسان كه يك پروتئين، حاوي آهن و ضروري براي رشد نوزادان است ميتواند باتوليد شير نزديك به شير انسان نيازهاي نوزادان انسان را تاحد زيادي برآورده كند.
يا بعنوان مثال بزهاي ترانسژنيك ميتوانند در هر ليتر شير بيش از چهارگرم آنتيبادي مونوكلونال توليد كنند كه ارزش آن بسيار بالا ميباشد. بدين نحو با جايگزيني تنها 10 بز ترانسژنيك بجاي يك كارخانه بزرگ مدرن ميتوان به يك روش كاملاً اقتصادي دست يافت. (9)
با دستكاري ژنهاي توليد هورمون رشد در ماهيها و افزايش توليد اين هورمون بصورت طبيعي به ماهيهائي دست يافتهاند كه داراي سرعت رشد بسيار بيشتري از گونه مشابه خود هستند.




