تبليغاتX
ايستگاه کشاورزی


ايستگاه کشاورزی
مطالب اين وبلاگ درباره علم کشاورزی ميباشد.
برنج
موضوع: زراعت و اصلاح نباتات سه شنبه 1386/08/15 10:33 قبل از ظهر
 

برنج

 

کشت برنج در ایران

 

کشت برنج در ایران در نواحی شمالی بویژه رودسر و استان خوزستان تاریخچه طولانی دارد. شواهد نشان می‌دهد که این محصول در این ناحیه قرنها پیش از میلاد مسیح و در زمان هخامنشیان رواج داشته است. البته امروزه با توجه به رشد روز افزون جمعیت ایران ، تولید داخلی برنج پاسخگوی نیاز مردم نیست و به همین دلیل ، مقادیر قابل توجهی از این محصول از خارج وارد می‌شود.

انواع برنج

برنجهای یک ساله در شرایط مساعد آب و هوایی قادرند رشد مجدد خود را پس از برداشت محصول اول ، آغاز نمایند و محصول دوم و گاهی حتی تا چند سری ، محصول تولید کنند. برنجهای وحشی یک ساله در نقاط مرتفع یا باتلاقهای غیر دائمی کم عمق رشد می‌کنند. برنجهای یک ساله کلا نسبت به کم آبی مقاوم‌ترند. برنجهای وحشی چند ساله اغلب در مناطق پست و باتلاقهای دائمی کشت می‌شوند.

شرایط مناسب برای کشت برنج

· دما: میانگین دمای مورد نیاز برنج هنگام رشد باید بین 20 تا 37 درجه سانتیگراد باشد. پایین بودن دما در اوایل فصل زراعی یا آبیاری مزرعه با آب سرد سبب می‌شود که زمان رسیدن دانه‌ها به تأخیر افتد. بالا بودن دما هم موجب کاهش تعداد سنبلچه‌های بارور و وزن دانه‌ها می‌شود.

· نور: نور هم یکی از عوامل مؤثر در رشد گیاه است. شدت نور در اوایل فصل زراعی شاید عامل محدود کننده‌ای برای رشد برنج به حساب آید. اما با نزدیک شدن به پایان فصل زراعی ، بویژه موقع تشکیل خوشه ، رقابت برای جذب نور بین بوته‌ها افزایش می‌یابد.

· رطوبت: مناسب‌ترین میزان رطوبت برای گلدهی گیاه برنج ، 70 تا 80 درصد است. رطوبت کمتر از 40 درصد ، عامل بازدارنده‌ای برای گلدهی گیاه به شمار می‌رود. وزش باد و ریزش باران و تگرگ ، در زمان گلدهی زیانبار است. همچنین بارندگی موقع برداشت محصول هم عملیات مربوط به خشک شدن محصول را به تأخیر می‌اندازد. برنج ، کلا گیاه آب دوستی به شمار می‌رود، ولی آبزی نیست. چون ریشه گیاهان آبزی قادر نیست که تارهای کشنده و ریشه‌های فرعی تولید کند. در حالی که ریشه برنج هم تار کشنده و هم ریشه فرعی دارد.

· آب: آب مورد نیاز برنج از سایر غلات بیشتر است. هشتاد درصد آب مورد نیاز محصول برنج تولید شده در جهان بویژه در نقاط استوایی ، از آب باران تأمین می‌گردد. 20 درصد باقی مانده را از آب رودخانه و آب چاه تأمین می‌نمایند. نتایج بدست آمده نشان داده که اگر دمای آب کمتر از 19 درجه سانتیگراد باشد، زمان رسیدن دانه به تأخیر می‌افتد. اگر هم از 30 درجه بیشتر باشد، گسترش ریشه و میزان عملکرد گیاه برنج به دلیل محدود بودن اکسیژن موجود در آب ، کم می‌شود و بازدهی گیاه کاهش می‌یابد.

· خاک: برنج در خاکهای مختلف ، از فقیر تا غنی که تنها آب مورد نیاز گیاه تأمین باشد به عمل می‌آید. البته مقدار آب مصرفی در خاکهای سبک بیش از خاکهای سنگین است. مناسب‌ترین خاک برای کشت برنج ، خاک رسی با لایه غیر قابل نفوذ در عمق 50 تا 150 سانتیمتری و همراه با مقدار زیادی مواد آلی است. برنج اصولا نسبت به شوری خاک و شوری آب مقاوم است. در صورتی که آب کافی برای شستشوی نمک خاک وجود داشته باشد، می‌توان از برنج برای اصلاح خاکهای شور استفاده نمود.

کشت برنج

· روش مستقیم: بذر را مستقیما داخل خاک آماده می‌کارند.

· روش نشاء: بذر خیس شده را داخل زمین مخصوصی به نام خزانه می‌کارند و سپس ، بوته یا نشای بدست آمده را به زمین اصلی مزرعه منتقل می‌نمایند.

کود مورد نیاز برنج

برنج ، همچون دیگر غلات نسبت به نیتروژن واکنش خوبی از خود نشان می‌دهد. همچنین نیتروژن را به صورت آمونیوم و نیترات جذب می‌کند. از طرف دیگر ، کودهای فسفردار ، رشد ریشه و مقاومت گیاه را در برابر بیماریها و کودهای پتاسیم‌دار ، انتقال مواد فتوسنتزی از برگ به اعضای دیگر گیاه بویژه دانه ، و نیز استقامت بوته‌ها را افزایش می‌دهند.

بیماریها و آفات برنج

بلاست ساقه برنج

این بیماری را قارچی به نام Pyricularia oryzae ایجاد می‌کند. یکی از مخرب‌ترین بیماریهای گیاه برنج است که با خشکاندن، شکستن و خواباندن ساقه قادر است میزان تولید برنج را به میزان چشمگیری کاهش دهد. سمپاشی مزرعه با سولفات مس و ترکیبات آلی جیوه در کنترل این بیماری تا حدی مؤثرند.

پوسیدگی طوقه برنج

این بیماری که به ژیگانتیسم هم معروف است، بوسیله قارچ Gibberia fugikuria ایجاد می‌شود که این قارچ ، سبب رشد فوق‌العاده ساقه و نازک شدن آن و در نهایت مرگ بوته برنج می‌شود. دمای بیش از 20 درجه سانتیگراد بویژه در لایه بالایی خاک می‌تواند شرایط مساعد برای فعالیت این قارچ را فراهم نماید. ضد عفونی نمودن بذر با اگروزان می‌تواند خسارت ناشی از این قارچ را کاهش دهد.

برداشت محصول

زمان برداشت با توجه به دما معمولا از ماههای مرداد و شهریور شروع شده و تا اواخر آبان یا اوایل آذر ادامه می‌یابد. هنگام برداشت محصول ، باید 80 درصد دانه‌های غلافدار (شلتوک) واقع در بخش بالایی خوشه و برگها زرد شده و دانه‌ها سخت شده باشند. دانه‌ها معمولا یک تا دو هفته از آغاز زرد شدن برگها سخت می‌شوند. البته درصد رطوبت شلتوک هم معیاری برای برداشت محسوب می‌شود. میزان رطوبت شلتوک باید بین 20 تا 35 درصد باشد. در برخی کشورها از جمله ایران ، برداشت محصول را با استفاده از داس انجام می‌دهند. خوشه‌های بریده را دسته دسته می‌کنند و می‌گذارند تا خشک شود. پس از خشک شدن، برنج برای مراحل دیگر آماده است.

خواص برنج

بیرونی‌ترین لایه برنج پریکارپ نام دارد که بسیار سخت و شفاف است. پوست دانه زیر این بخش قرار گرفته که از لحاظ پروتئین و چربی غنی ، ولی از نظر نشاسته‌ای فقیر است. پس از پوست ، لایه آلورن هست که جزء آندوسپرم می‌باشد. بنابراین ضمن عمل پوست کنی ، بخش عمده‌ای از مواد مغذی برنج از دست می‌رود. اکثر مردم آسیا از برنج تغذیه می‌کنند. این ماده غذایی کامل نیست، چون میزان پروتئین و اسید آمینه آن خیلی کم است. برنج گلوتن ندارد، پروتئین عمده آن اوریزنین (oryzenin ) می‌باشد.

ترکیب اصلی برنج ، نشاسته است که عمدتا در آندوسپرم قرار گرفته است. برنجهایی که
آمیلو پکتین بیشتری دارند لعاب بیشتری داده و انبساط آنها موقع پخت کم است. برنج را پس از جوشاندن و دم کردن، همراه با گوشت ، ماهی و انواع سبزی میل می‌کنند. در تهیه نشاسته ، شیرینی هم از آن استفاده می‌شود. البته در کشورهایی که انحصارا از برنج به عنوان غلات خود استفاده می‌کنند، بیماریهای مختلف سوء تغذیه از جمله بری بری ، کاهش رشد افراد ، کاهش توان نیروی کار دیده می‌شود. برنج را باید همراه با سایر غلات مصرف نمود. چون مصرف آن به تنهایی تمام نیازهای غذایی بدن را بر آورده نمی‌سازد

1 نوشته شده توسط هادی / کارشناس زراعت | لینک ثابت |

پنبه آفريقا، قرباني سلطه شمال – جنوب
موضوع: زراعت و اصلاح نباتات سه شنبه 1385/07/18 8:40 بعد از ظهر
پنبه آفريقا، قرباني سلطه شمال – جنوب

اين بار تصميم، گرفته شده است: كمپاني نساجي مالي (CMDT) تا پيش از پايان سال ٢٠٠٣ به بخش خصوصي واگذار ميشود. اين شركت اداره ٩٥ درصد پنبه برداشت شده در مالي، دومين كشور آفريقايي توليدكننده پنبه پس از مصر، را در دست دارد(١). اين خصوصي سازي مرحله اي مهم در فرآيندي به شمار ميرود كه در غرب آفريقا زير فشار بانك جهاني آغاز شده است. با اين حال، بنين كه آزمايشگاه اصلاح صنعت پنبه در آفريقاي فرانسه زبان محسوب ميشود نمونه چندان دلگرم كننده اي نيست: از سال١٩٩٤، هشت كارخانه خصوصي به تدريج در كنار ده كارخانه شركت پنبه – شركت ملي گسترش كشاورزي (sonapra) – پذيرفته شد. اما رشد پيش بيني شده توليد هنوز تحقق نيافته است: در فصل ٢٠٠٣ – ٢٠٠٢، توليدكنندگان بنيني تنها ٣٢٠ هزار هكتار پنبه كاشتند حال آنكه اين ميزان در آغاز جنبش خصوصي سازي ٤٠٠ هزار هكتار پيش بيني ميشد. از اين رو توليد ٢٣ درصد افت كرده و از ٤١٥ هزار تن محصول در ٢٠٠٢ – ٢٠٠١ به ٣٢٠ هزار تن در سال جاري رسيده است.

پنبه يك منبع درآمد حياتي براي بيشتر كشورهاي منطقه به شمار ميرود: در بنين ٧٥ درصد درآمدهاي حاصل از صادرات، در مالي فقط نيمي از منابع ارزي و در بوركينافاسو، ديگر توليدكننده بزرگ پنبه، ٦٠ درصد درآمدهاي ناشي از صادرات و بيش از يكسوم توليد خالص داخلي (PIB) از پنبه است. در چاد، پنبه مهمترين محصول صادراتي است. اين محصول صرفنظر از درآمدهاي ارزي فوايد پرشمار ديگري دارد. روغن حاصل از دانه هاي پنبه، بخش اعظم مصرف روغن خوراكي در كشورهاي مالي، چاد، بوركينافاسو و توگو و درصد مهمي را در ساحل عاج و كامرون تشكيل ميدهد. از ذكر خوراكهاي دامي حاصل از پنبه صرفنظر ميكنيم.

پيش از خصوصي سازي، شركتهاي ملي پنبه كليه محصول خود (به جز بذر) را به كارخانه هاي محلي ميدادند. كارخانه ها فروش محصولات كشاورزان پنبه كار را تضمين ميكردند – به هزينه آنها مواد و امكانات لازم را از شركتهاي تقريباً انحصاري ميخريدند – و تغييرات كوچكي (به خصوص كارخانه هاي روغن كشي(٢)) را در خود به وجود ميآوردند. اما با خصوصي شدن، به ويژه خصوصي شدن صنعت پنبه پاك كني از ميانه سالهاي ١٩٩٠، كارخانه هاي خصوصي پنبه پاك كني ديگر خود را موظف به تحويل دانه هاي توليد شده به كارخانه هاي روغن كشي محلي كه با ظرفيت كمي كار ميكنند، نميدانند.

از اين رو بحران جنون گاوي پيامدهاي غيرمستقيم براي آفريقا به همراه داشت. زيرا ممنوعيت استفاده از آردهاي حيواني در خوراك گاو، تقاضاي كنجاله پنبه دانه را به عنوان محصول جانشين پودرهاي حيواني در اروپا به شدت بالا برد. چون در توليد اين محصول از پنبه دانه استفاده ميشود توليدكنندگان آن به آفريقا روي آورده و قيمت بيشتري نسبت به بازار محلي پيشنهاد ميكنند. نتيجه آنكه صادرات اين محصول، كارخانه هاي روغن كشي محلي را از دانه هاي پنبه محروم ميكند.

آقاي ساليو اليمي ايشولا، دبير كل انجمن صنعتگران كارخانه هاي توليد روغن اتحاديه اقتصادي و پولي غرب آفريقا (AIFO-Uemoa) يك سال پيش با لحني شكوه آميز ميگفت: « بيشتر كارخانه هاي آفريقايي توليد روغن پنبه با ٢٥ تا ٣٠ درصد ظرفيت خود كار ميكنند زيرا براي توليد روغن دانه يافت نميشود.» آقاي ايو لامبولن رئيس گروه سيفكا (Sifca) در ساحل عاج در تأييد سخنان ايشولا ميگويد: « صنايع توليد روغن پنبه در كشورهاي مالي، بوركينافاسو، توگو و بنين قيمت فروش خود را ٢٥ درصد كاهش داده در حاليکه قيمتهاي تمام شده برايشان ثابت مانده است.» كشورهاي ساحلي بيشترين زيان را از خروج گسترده پنبه دانه كه بدون پرداخت حقوق گمركي به اروپا صادر ميشود، ميبينند.

بحران پنبه در غرب آفريقا – كه به گونه اي تأسفبار گريبان دو ميليون توليدكننده خرده پا را از يازده كشور منطقه فرانك (٣)گرفته و چندين ميليون تن ديگر نيز حقوقشان وابسته به اين فعاليت است – از كاهش قيمت پنبه در بازار جهاني نيز سرچشمه ميگيرد. روند كاهش بها كه از سال ١٩٩٧ آغاز شد به جز وقفه اي كه در پايان سال ٢٠٠٠ داشت در سال ٢٠٠١ شكل سقوط آزاد به خود گرفت. شاخص Cotlook، كه معيار سنجش قيمتهاي جهاني پنبه به شمار ميرود در اين سال از ٩٥/٦٤ سنت در ازاي نيم كيلوگرم به ٦٥/٣٦ سنت در نيمه اكتبر رسيد كه حداقل قيمت از فصل ١٩٧٤-١٩٧٣ به اين سو بود. ليكن كاهش شديد قيمتهاي جهاني ميتواند زيانهاي كلاني براي كشورهاي بسيار وابسته به صنعت پنبه به بار آورد: مثلاً ٦/٢٨ ميليارد فرانك (معادل ٦/٤٣ ميليون يورو) و ٤٠ ميليارد فرانك (معادل ٦١ ميليون يورو) براي بوركينافاسو در سال ٢٠٠٢.

« اختلالها » و « رويه هاي ناجوانمردانه »

از اكتبر ٢٠٠٢، شاخص پيرامون ٥٥ سنت براي هر نيم كيلوگرم پنبه دور ميزند. اما كشورهاي توليدكننده نبايد در ابراز خوشحالي شتاب كنند. زيرا اين افزايش بها از كاهش شديد برداشت پنبه در چين ناشي شده است كه خود حاصل عوامل برگشت پذير است: كاهش وسعت زمينهاي زير كشت به دليل قيمت بسيار پايين و شرايط اقليمي نامساعد (به ويژه خشكسالي) ... ويليام دوناوان بزرگترين واسطه پنبه در جهان ميافزايد: «چين نسبت به سالهاي قبل كمتر توليد كرده و بيشتر خريده است و علت بالا رفتن قيمت پنبه تا حدي همين است.» (٤)

با اين حال، قيمت دليل اصلي نگراني توليدكنندگان پنبه در آفريقا نيست. آنان، با توجه به هزينه هاي پايين تر توليد، قاعدتاً از موقعيت بهتري برخوردار خواهند شد. زيرا بر پايه منطق بازار، صادركنندگان اتحاديه اروپا (به خصوص يونان) و ايالات متحده به سبب بالاتر رفتن قيمتهاي تمام شده از ميزان عرضه خود خواهند كاست. اما بازار پنبه با يك تناقض نما روبه روست و آن اينكه عرضه به رغم پايين بودن قيمت، چندان كاهش نمييابد. ذخاير جهاني الياف پنبه بيش از اندازه است.

برخلاف هرگونه منطق اقتصادي و پيش بيني هاي كارشناسان، كاهش قيمتها تاكنون نتوانسته است تقاضا را رونق بخشد يا توليد جهاني را پايين آورد. مهمترين صادركنندگان پنبه عبارتند از: ايالات متحده، منطقه فرانك آفريقا، مصر، ازبكستان و استراليا. كشورهاي جنوب شرق آفريقا نيز در رديف نخست واردكنندگان قرار دارند. چين، كه به تنهايي ٢٥ درصد توليد جهاني پنبه را تأمين و مصرف ميكند برحسب ميزان برداشت خود گاه خريدار است و گاه فروشنده.

از ديدگاه بسياري، علت اين امر در يارانه هاي پرداختي ايالات متحده و اتحاديه اروپا به توليدكنندگانشان نهفته است كه به ايشان امكان ميدهد تا با هزينه اي بسيار كمتر از قيمت تمام شده واقعي، محصول توليد كنند. اين دستكم نظر كشورهايي است كه در ١٩ سپتامبر ٢٠٠٢ انجمن پنبه آفريقا (ACA) را پديد آوردند كه هدف آن دفاع از صنعت پنبه با ايجاد همبستگي ميان كشورهاي توليدكننده منطقه است. از نظر اين انجمن، بازار جهاني پنبه امروزه با «اختلالها» و «رويه هاي ناجوانمردانه» روبه روست كه به عبارت پرداخت يارانه از سوي ايالات متحده و اتحاديه اروپا به پنبه كاران خود اشاره دارد. ابراهيم معلوم رئيس انجمن پنبه آفريقا ميگويد: «توليد پنبه در آفريقا از مزيت هاي نسبي زيادي برخوردار است. آفريقا يك روش استثنايي نمي طلبد بلكه برعكس خواهان احترام همگان به مقررات سازمان جهاني تجارت است.»

در نوامبر ٢٠٠١ سازمانهاي دهقاني سه كشور اصلي توليدكننده پنبه در غرب آفريقا (مالي، بنين و بوركينافاسو) به علاوه يك سازمان منطقه اي ماداگاسكاري به صراحت اعلان خطر كرده بودند: اين يارانه ها اثرات زيانباري بر اقتصاد كشورهاي ما دارد زيرا توليد جهاني را به طور مصنوعي تقويت ميكند، توليد را بيش از اندازه بالا ميبرد و در نتيجه افت قيمتها را موجب ميشود. يارانه ها كه كشاورزان اتحاديه اروپا و ايالات متحده ازآنها بهره مندند به آنان امكان ميدهد كه در برابر سقوط قيمتها بهتر مقاومت كنند.»

ايالات متحده آمريكا در سال گذشته ٧/٣ ميليارد دلار كمك به توليدكنندگان خود اعطا كرد. ديگر پرداخت كنندگان يارانه عبارتند از: اروپا (٧٠٠ ميليون دلار)، چين (٢/١ ميليارد دلار در فصل ٢٠٠٢-٢٠٠١)، اسپانيا، يونان، تركيه، برزيل، مكزيك، مصر. هيچ كشور آفريقايي امكان مالي حمايت از توليدكنندگان خود را همچون ايالات متحده و اروپا ندارد. از اين گذشته، صندوق بين المللي پول و بانك جهاني كشورهاي آفريقايي را از پرداخت يارانه منع ميكنند.

تحليل جوزف استيگليتز برنده جايزه نوبل اقتصاد نيز همين است: « با چنين يارانه هايي (٤ ميليارد دلار در سال)، مزرعه داران آمريكايي به توليد مقادير هنگفتي پنبه كه كاهش قابل ملاحظه قيمت را درپي ميآورد، گرايش پيدا ميكنند. (...). پنبه كاران ما جز به بهاي تشديد فقر به مزيت دست نخواهند يافت.» (٥) يك بررسي تحقيقي بانك جهاني(٦) تا اندازه اي به آنان حق ميدهد ولي البته در پاسخ اين مسئله، آزادسازي بيشتر را توصيه ميكند. سازمان جهاني تجارت در نشست كانكن كه طي ماه جاري ميلادي برگزار ميشود به اين موضوع خواهد پرداخت. در واقع اگر چه فقط بنين به شكايت رسمي عليه اين يارانه ها كه از سوي برزيل ارائه شده پيوسته است، چهار كشور آفريقايي (بنين، بوركينافاسو، مالي و چاد) رسماً خواستار برچيده شدن اين يارانه ها خواهند شد.

اروپا، كه بر صندلي اتهام نشانده شده از زبان آقاي پاسكال لامي كميسر اتحاديه در امور بازرگاني به پاسخگويي برخاسته است(٧). وي خاطرنشان ميسازد كه اروپا تنها ٢ درصد پنبه جهاني را توليد ميكند و به همين دليل تأثير چنداني بر قيمت ندارد. در اين خصوص، كميته مشورتي بين المللي در زمينه پنبه (ccic) همين نظر را دارد. كميسر اتحاديه اروپا در امور تجارت همچنين يادآور ميشود كه پنبه كشورهاي آفريقايي بدون پرداخت حقوق گمركي وارد اتحاديه اروپا ميشود و اروپا بخش بزرگي از محصولات نساجي را وارد ميكند. لامي با اين حال به اين پرسش پاسخ نميدهد كه اتحاديه اروپا در اين مذاكرات در سازمان جهاني تجارت از كدام موضع دفاع خواهد كرد.

فرانتز فيشر كميسر اروپا در امور كشاورزي، اواخر سپتامبر ٢٠٠٢ براي دادن اطمينان خاطر به كشاورزان يوناني خطاب به آنان گفت: «ميزان هزينه هاي كشاورزي در سطح اروپا بدون تغيير خواهد ماند.» هفت وزير از پانزده وزير اروپايي مسئول امور كشاورزي از جمله هروه گمار از فرانسه با انتشار بيانيه اي زير عنوان «نظرياتي ساده پيرامون كشاورزي اروپا» (٢٣ سپتامبر ٢٠٠٢) بي آنكه تناقضي در اين گفته ها ببينند ادعا ميكنند كه «كشتزارهاي شماري از كشورهاي [جهان سوم] به ويژه آفريقايي پيش از هر چيز ميتوانند خودبسندگي غذايي به همراه آورند. اما اين خودبسندگي به دليل تخريب كشتزارهاي سنتي به شدت آسيب ديده و در نتيجه ميزان واردات و به تبع آن ميزان بدهي هاي اين كشورها افزايش مييابد.» پس به باور اين وزرا يارانه هاي دولتهاي اروپايي هيچ ارتباطي با مشكلات كشاورزان آفريقايي ندارد. ايشان فراموش ميكنند كه صنعت كشاورزي كشورهاي جنوب به طور اصولي و اغلب زير فشار كشورهاي صنعتي به سمت صادرات سوق داده شده است.

 

 


 

1 نوشته شده توسط هادی / کارشناس زراعت | لینک ثابت |

Climate Change and Greenhouse Gases
موضوع: زراعت و اصلاح نباتات سه شنبه 1385/05/31 0:18 قبل از ظهر

to EOS Electronic Supplementto AGU Home Vol. 80, No. 39, September 28, 1999, p. 453.


Climate Change and Greenhouse Gases


Authors

Tamara S. Ledley, Eric T. Sundquist, Stephen E. Schwartz, Dorothy K. Hall, Jack D. Fellows, and Timothy L. Killeen
For more information, contact Tamara S. Ledley, TERC, 2067 Massachusetts Ave., Cambridge, MA 02140 USA; E-mail: Tamara_Ledley@terc.edu.


Copyright 1999 American Geophysical Union


Infrared (IR) active gases, principally water vapor (H2O), carbon dioxide (CO2), and ozone (O3), naturally present in the Earth’s atmosphere, absorb thermal IR radiation emitted by the Earth’s surface and atmosphere. The atmosphere is warmed by this mechanism and, in turn, emits IR radiation, with a significant portion of this energy acting to warm the surface and the lower atmosphere. As a consequence the average surface air temperature of the Earth is about 30° C higher than it would be without atmospheric absorption and reradiation of IR energy [Henderson-Sellers and Robinson, 1986; Kellogg, 1996; Peixoto and Oort, 1992].

This phenomenon is popularly known as the “greenhouse effect,” and the IR active gases responsible for the effect are likewise referred to as “greenhouse gases.” The rapid increase in concentrations of greenhouse gases since the industrial period began has given rise to concern over potential resultant climate changes.

The AGU Council approved a position statement on Climate Change and Greenhouse Gases in December 1998. The statement and a short summary of the procedures that were followed in its preparation, review, and adoption were published in the February 2, 1999, issue of Eos (p. 49) [AGU, 1999, also at AGU's Web site:  http://www.agu.org/sci_soc/policy/climate_change.html]. The present article reviews scientific understanding of this issue, as presented in peer-reviewed publications. This understanding serves as the underlying basis of the position statement.

Greenhouse Gases and the Earth-Atmosphere Energy Balance

The principal greenhouse gas concentrations that have increased over the industrial period are carbon dioxide (CO2), methane (CH4), nitrous oxide (N2O), and chlorofluorocarbons CFC-11 (CCl3F) and CFC-12 (CCl2F2) [Hansen et al., 1998; Schimel et al., 1996]. The observed increase of CO2 in the atmosphere from about 280 ppm in the preindustrial era to about 364 ppm in 1997 (Figure 1) [Friedli et al., 1986; Hansen et al., 1998; Keeling and Whorf, 1998] has come largely from fossil fuel combustion and cement production.

These sources amounted to approximately 6.5 Pg C/yr (1 Pg=1015 g) in 1996 [Marland et al., 1999]. Land use changes produce a non-negligible but more uncertain contribution of about 1.6 ± 1.0 Pg C/yr [Fan et al., 1998; Schimel et al., 1996]. These anthropogenic sources of CO2 exceed the estimated uptake of CO2 by the atmosphere and oceans, implying a significant but as yet unidentified terrestrial sink [Enting and Pearman, 1987].

The atmospheric concentration of CH4 has increased from about 700 ppb in preindustrial times to about 1721 ppb in 1994 (Figure 1) [Houghton et al., 1996]. Fossil-fuel related sources of CH4 amount to approximately 70-120 Tg CH4/yr (1 Tg=1012 g). Increases in CH4 sources resulting from rice cultivation, animal husbandry, biomass burning, and landfills contribute about 200 - 350 Tg CH4/yr [Schimel et al., 1996].

The atmospheric concentration of N2O has increased from about 275 ppb in preindustrial times to about 312 ppb in 1994 (Figure 1) [Houghton et al., 1996]. Estimated anthropogenic emissions of N2O for the 1980s range from 3 to 8 Tg N/yr [Houghton et al., 1996]. The main anthropogenic sources are from agriculture and industrial sources including adipic acid and nitric acid production [Schimel et al., 1996].

 

Chlorofluorocarbons CFC-12 and CFC-11 are manmade compounds that were not appreciably present in the atmosphere before 1950 (Figure 1). These compounds have been widely used as refrigerants and in spray propellants and foam blowing. Because of their role in catalyzing decomposition of stratospheric ozone, production of these compounds has been dramatically reduced in response to the Montreal Protocols and subsequent international agreements. Atmospheric concentrations of these compounds are expected to diminish substantially during the next century [Prather et al., 1996].

Prediction of the future persistence of anthropogenic greenhouse gases

in the atmosphere is based on mathematical models that simulate future additions and removals. The greenhouse gas concentrations predicted by these models are subject to large uncertainties in the effects of both natural processes and human activities.

For some greenhouse gases persistence can be estimated from “mean residence times,” which are obtained with simple linear models and represent the time that would be required for removal of 63% of the anthropogenic excess of the material in the atmosphere, if anthropogenic sources were abruptly diminished to zero [Lasaga and Berner, 1998]. This approach yields a rough measure of the persistence in the atmosphere of anthropogenic additions of CH4 with an estimated mean residence time of 10 years [Prather, 1996, 1998]; N2O, 100 years, [Prather, 1996, 1998]; and CFC-11 and CFC-12, 50 and 102 years, respectively [Prather et al., 1995].

The persistence of anthropogenic CO2 in the atmosphere cannot be estimated with such a simple model because exchange with the ocean and sediments leads to a more complex behavior. Model simulations of oceanic CO2 uptake provide response times associated with CO2 gas exchange at the ocean surface of approximately 10 years [Liss and Merlivat, 1986; Toggweiler et al., 1989] and downward mixing of surface waters on the order of decades to centuries [Maier-Reimer and Hasselmann, 1987; Sarmiento et al., 1992]. But even when these oceanic CO2 removal processes are allowed sufficient time in the models to reach their maximum capacity, they can remove only about 70 to 85% of the anthropogenic CO2 added to the atmosphere [Archer et al., 1998; Broecker and Peng, 1982; Sarmiento et al., 1992].

Additional CO2 might be removed by burial in soils or deep sea sediments through mechanisms that, although poorly understood, are generally believed to require times extending to thousands of years [Harden et al., 1992; Schlesinger, 1990; Stallard, 1998]. Removing some of the anthropogenic CO2 by this mechanism may require reactions with carbonate sediments in the deep sea that occur on timescales of thousands of years [Archer et al., 1998; Boyle, 1983; Sundquist, 1990]. On the basis of such analyses, it is now generally believed that a substantial fraction of the excess CO2 in the atmosphere will remain in the atmosphere for decades to centuries, and about 15-30% will remain for thousands of years.

The additional anthropogenic greenhouse gases that have been introduced into the atmosphere increase the IR energy absorbed by the atmosphere, thereby exerting a warming influence on the lower atmosphere and the surface, and a cooling influence on the stratosphere [Peixoto and Oort, 1992; Ramanathan et al., 1985].

The radiative influence resulting from a given incremental increase in greenhouse gas concentration can be quantified and compared as the change in downward IR flux at the tropopause, a quantity known as the radiative forcing. Climate model calculations indicate that to good approximation the global warming influence of the several greenhouse gases is equal for equal forcing [Wang et al., 1991, 1992], lending support to the utility of the concept of climate forcing and response.

Of the several anthropogenic greenhouse gases, CO2 is the most important agent of potential future climate warming because of its large current greenhouse forcing, its substantial projected future forcing [Houghton et al., 1996], and its long persistence in the atmosphere (see above). Understanding climate response to a specified forcing is one of the major challenges facing the climate research community. The equilibrium response of the nonlinear climate system depends in complex ways on various feedbacks, such as changes in water vapor concentration and cloudiness that can augment or diminish climate response from that which would occur in the absence of such feedbacks.

In principle, empirical inferences of climate sensitivity would be of great value, but development of such inferences is confounded by the natural variability of the climate system [Santer et al., 1996], by local or regional effects that can be different from the global effects, and by the simultaneous working of multiple transient forcings and responses. For these reasons a principal means for understanding climate system response to forcing is by use of computer models of the Earth’s climate system.

Climate Change and Carbon Dioxide

The most commonly considered indicator of climate change is the surface air temperature. Extensive efforts have been made to examine the trends in global and regional mean temperatures over time [Ghil and Vautard, 1991; Hasselmann, 1993; North and Kim, 1995; North et al., 1995; Schlesinger and Ramankutty, 1994] and in the global patterns of temperature change [Hegerl et al., 1997; Hegerl et al., 1996; Jones and Hegerl, 1998; Santer et al., 1995].

Worldwide temperature measurements, carefully screened for instrumental and measurement artifacts, such as effects of urbanization, have been used to estimate that global mean annual surface temperatures have increased between 0.3 and 0.6° C during the last 150 years [Hansen and Lebedeff, 1987; Jones et al., 1997; Nicholls et al., 1996]. However, it must be stressed that the increase has not been monotonic, with interannual fluctuations in the global annual mean temperature equal to an appreciable fraction of the overall rise over this time period. No single explanation can account for this variability.

Although temperature is usually the first variable considered in assessments of global climate change, it is important to consider other data that integrate the state of the climate system over space and time. These include temperature proxy data (such as tree ring records), borehole temperature measurements in soil, permafrost, and ice sheets, and measurements of the mass balance of valley glaciers and ice caps. Several recent proxy temperature reconstructions have suggested that the warming during the twentieth century is greater than any seen in the last 400 to 600 years [Briffa et al., 1998; Jones et al., 1998; Mann et al., 1998; Overpeck et al., 1997] and perhaps the last 1200 to 1500 years (Figure 2) [Overpeck, 1998; Thompson et al., 1993]. A completely independent estimate [Pollack et al., 1998], based on analysis of subsurface (borehole) temperature measurements, supports the unusual character of the recent global warming in the context of the last 5 centuries.

Glaciers are present on every continent except Australia; they are thus excellent geographically dispersed regional indicators of climate change. The Earth’s valley glaciers, ice caps, and ice fields and their associated outlet glaciers have generally been shrinking and receding during the last century [Haeberli, 1990; Meier, 1984; Oerlemans, 1994]. Studies in North America [Hall et al., 1992; Marcus et al., 1995; Rabus et al., 1995; Williams and Ferrigno, in press], South America [Thompson et al., 1995; Williams and Ferrigno, 1998], Europe [Williams and Ferrigno, 1993; Bayr et al., 1994; Haeberli and Hoelzle, 1995], Iceland [Johannesson and Sigurðsson, 1998], Africa [Hastenrath, 1989; Williams and Ferrigno, 1991], and Asia [Thompson et al., 1989, 1993, 1998] have shown substantial recession of many of the ice caps and nontidewater, nonsurge-type glaciers [Dyurgerov and Meier, 1997] since the early nineteenth century.

The record of the past few thousand years is more difficult to piece together than the more recent record because fewer data are available. There is evidence from this period that climatic conditions were sometimes warmer and sometimes cooler than at present [Dahl-Jensen et al., 1998; Feng and Epstein, 1994; Prentice et al., 1998].

There is also evidence of large and abrupt climate changes that exceed recent experience [Bond et al., 1997; Denton and Karlen, 1973; Gasse and Vancampo, 1994; Laird et al., 1996; Petitmaire and Guo, 1996; von Grafenstein et al., 1998]. These climatic variations occurred during a time when variations in atmospheric CO2 were minimal [Barnola et al., 1995; Indermuhle et al., 1999].

It is clear from these records, and from many other studies of paleoclimate evidence throughout the geologic record, that the global climate system has been influenced by many factors in addition to greenhouse gases [see, for example, Berger and Crowell, 1982]. To evaluate geologic evidence for the influence of greenhouse gases, one must focus on records from periods when changes in atmospheric CO2 were much larger than those that occurred during the millennia immediately preceding the recent increase in anthropogenic CO2 production.

Larger natural variations in atmospheric CO2 have been inferred from the geologic record of the more distant past [for an overview, see Sundquist and Broecker, 1985]. Variations of 80-100 ppm, observed in analyses of gas bubbles trapped in glacier-ice cores, are correlated with the glacial (“ice age”) and interglacial climatic oscillations of the latest Pleistocene and Holocene Epochs (Figure 3; [Barnola et al., 1987; Berner et al., 1980; Jouzel et al., 1993; Wahlen et al., 1998]). Glacial periods are associated with low CO2 concentrations, and interglacial periods with high CO2 concentrations. Ice core methane profiles show a similar correlation with climate [Chappellaz et al., 1990; Delmotte et al., 1998; Jouzel et al., 1993; Stauffer et al., 1988].

Still larger past variations in atmospheric CO2, including increases to concentrations several times higher than recent levels, have been estimated using geochemical models constrained by the sediment record [Berner, 1994, 1997; Berner et al., 1983; Budyko and Ronov, 1979; France-Lanord and Derry, 1997; Francois and Godderis, 1998; Raymo et al., 1988]. During the last several hundred million years, these larger and slower CO2 changes can be correlated with general features of climate change [Berner, 1990; Crowley and North, 1991; Fischer, 1981].

Paleoclimate model simulations (using models similar in many ways to the models used in modern climate projections) support the importance of CO2 in explaining global mean temperatures in the geologic past [Berger et al., 1998; Bush and Philander, 1997; Kasting and Ackerman, 1986; Ottobliesner, 1996; Tarasov and Peltier, 1997; Weaver et al., 1998]. Model simulations have also shown the importance of changes in other climate controls, for example the configuration of Earth’s orbit [Berger and Loutre, 1997; Kutzbach et al., 1988] and the geographical distribution and elevation of continental areas [Barron, 1985; Kutzbach et al., 1989].

Significant gaps remain in understanding the relationships among these diverse climatic influences. However, the prevailing paradigm in paleoclimate research treats the radiative effects of atmospheric CO2 as an integral component in a complex system of many variables and interactive influences on global climate.

The complexity of the long-term coupling of CO2 and climate is enhanced by the extent to which climate variability is hypothesized to have influenced past atmospheric CO2 concentrations. Glacial/interglacial CO2 variations during the Pleistocene epoch appear to have involved a combination of changes in global carbon cycling that were probably driven by some aspect of climate change [Boyle, 1988; Broecker, 1982; Broecker and Henderson, 1998; Crowley, 1995; Heinze et al., 1991; Shackleton, 1977; Sundquist, 1993]. Likewise, for timescales of millions of years and longer, atmospheric CO2 appears to have been affected by the influence of climate on weathering and erosion rates [Berner, 1990, 1994; Berner et al., 1983; Walker et al., 1981].

Thus current interpretation of the geologic record suggests that greenhouse gases both respond and contribute to climate change. Atmospheric CO2 is viewed as one of many components of the climate system that interact in complex ways over a wide range of timescales. A change in one of these interactive components is likely to affect other aspects of the global climate system. This interactive relationship between CO2 and climate implies that the geologic record is not likely to reveal analogs of simple climate forcing by anthropogenic CO2 emissions [Crowley, 1997; Hay et al., 1997; Sundquist, 1986]. There is no known geologic precedent for large increases of atmospheric CO2 without simultaneous changes in other components of the carbon cycle and climate system.

Predicted Climate Change from Increased Greenhouse Gases

Some of the predicted responses to increases in greenhouse gases include increases in mean surface air temperature, increases in global mean rates of precipitation and evaporation, rising sea level, and changes in the biosphere. Many of these predictions are based largely on computer models that simulate fundamental geophysical processes.

Most model simulations of Earth’s climate indicate that an increase in the atmospheric concentration of a greenhouse gas will lead to an increase in the average surface air temperature of the Earth [Kattenberg et al., 1996, table 6.3]. For example, the 18 model runs (using 7 independent models) quoted by Kattenberg et al. predict an equilibrium temperature increase of 2.0 ± 0.6° C for simulations using double the current level of atmospheric CO2.

An increase in surface air temperature would cause an increase in evaporation and generally higher levels of atmospheric water vapor. The positive feedback associated with this leads to the expectation that an increase in surface air temperatures would lead to a more intense hydrological cycle, with more frequent heavy precipitation events [Houghton et al., 1992; Kattenberg et al., 1996]. However, because of the coarse spatial resolution of present general circulation models, simulations of the regional and seasonal distribution of precipitation are poor [Kattenberg et al., 1996].

Another possible consequence of greenhouse-gas-induced climate change is elevated sea level. The main factors that contribute to sea level rise are thermal expansion of ocean water and the melting of glaciers, both of which are in response to higher air temperatures. Although it has been well established that meltwater from the world’s small glaciers has contributed to sea level rise during the last century [Dyurgerov and Meier, 1997; Meier, 1984], the mass balance of the ice sheets in Greenland and Antarctica is unknown. However, recent geodetic airborne laser altimeter measurements indicate that between 1993 and 1998 the southeastern part of the Greenland ice sheet thinned overall, with a thickening at a rate of 0.5 ± 0.7 cm/yr at elevations above 2000 m (not corrected for crustal motion) and a thinning at the low elevations at rates up to 1 m/yr [Krabill et al., 1999].

Worldwide measurements from tidal gauges during the last 100 years indicate that mean sea level has risen between 10 and 25 cm (18 cm mean) [Douglas, 1991, 1992; Gornitz, 1995; Warrick et al., 1996]. This rate is greater than would be expected from the archaeological and geological record of sea level from the last two millennia [Warrick et al., 1996]. Most modeling studies, including simulations of the combined effects of increasing greenhouse gases and aerosols, predict that the trend in rising sea level will continue in the future [Titus and Narrayanan, 1995; Warrick and Oerlemans, 1990; Warrick et al., 1996; Wigley and Raper, 1992, 1993].

A possible biological effect may be seen in evidence that there has been an increase in the active growing season at high latitudes in the Northern Hemisphere [Keeling et al., 1996; Myneni et al., 1997].

Predictive Capabilities and Uncertainties

The models that have been used to study climate change are necessarily simplified representations of the climate system. Despite the inevitable limitations, climate model simulations accurately reproduce the large-scale seasonal distributions of pressure and temperature. In addition, the large-scale structure of precipitation and ocean surface heat flux also closely resembles the observed estimates [Gates et al., 1998].

Confidence in models is also gained from their emerging predictive capability. An example of this capability is the development of a hierarchy of models to study the El Niño-Southern Oscillation (ENSO) phenomena [Neelin and Latif, 1998]. These models are becoming capable of predicting sea surface temperature anomalies in the tropical Pacific 6 to 12 months in advance [Latif et al., 1998]. The models cannot predict specific storms related to ENSO, but they can predict the lower frequency responses of the climate system, such as anomalies in monthly and seasonal averages of the sea surface temperatures in the tropical Pacific [Neelin and Latif, 1998].

Despite these gains there are a number of features of the climate system that are still rather crudely represented in climate models. The coarse resolution of these models (typically 3° or roughly 300 km) restricts their ability to accurately represent terrain effects and to simulate processes that occur on smaller scales. Other shortcomings occur in the representation of aerosols, precipitation, and clouds and changes in solar irradiance. For these and other reasons there remain substantial scientific uncertainties in model predictions, including uncertainties in the predictions of local effects of climate change, occurrence of extreme weather events, effects of aerosols, changes in clouds, shifts in the intensity and distribution of precipitation, and changes in oceanic circulation [Hansen et al., 1998; Houghton et al., 1996; Mahlman, 1997].

A principal source of uncertainty in modeling climate change during the industrial period arises from uncertainties in the representation of the influence of anthropogenic aerosols. Aerosols scatter and absorb short wave (solar) radiation and modify the reflectivity of clouds. Both effects are thought to decrease the absorption of short wave radiation by the Earth, exerting a cooling influence on climate, despite the fact that tropospheric aerosols are short lived in the atmosphere (a few days) [Charlson et al., 1992; Kaufman and Fraser, 1997; Twomey et al., 1984; Haywood et al., 1999].

Recent climate modeling studies which include the effects of aerosols [Hasselmann, 1997; Hegerl et al., 1997; Houghton et al., 1995; Kattenberg et al., 1996; Mitchell et al., 1995; Roeckner et al., 1996] show improved comparisons between the simulated and observed global temperature trends during the industrial period. However, given the present large uncertainties in aerosol forcing, such improvement may only be fortuitous.

An additional uncertain contribution to radiative forcing of climate change during the industrial period arises from possible changes in solar irradiance. Based on reconstructions of solar irradiance and climate response in the preindustrial era, together with instrumental records and solar observations during the industrial period, Lean and Rind [1998] estimate that solar forcing may have contributed about half of the observed surface warming since 1900.

Uncertainties regarding clouds and the hydrological cycle and their representation in climate models also introduce uncertainty into present understanding of the response of the climate system to increases in atmospheric greenhouse gases. It has been indicated in model calculations that warming in the lower atmosphere as a result of greenhouse gases would increase the abundance of water vapor in the atmosphere and intensify the hydrologic cycle [Gates et al., 1992; Kattenberg et al., 1996].

These changes might be expected to lead to an enhancement of cloudiness. Clouds reduce the net absorbed short wave radiation in the climate system because of their high reflectivity (a cooling influence); however, they also radiate energy back down to the surface and lower atmosphere (a warming influence). The overall effect of these opposing influences is a net cooling [Ramanathan et al., 1989] although this varies regionally, with cloud type, and with geography. The question of whether average cloudiness would be increased or decreased in a greenhouse-enhanced world is not yet established. Issues such as these contribute to the present uncertainty in climate sensitivity.

Summary

In summary, the atmospheric concentrations of the principal anthropogenic greenhouse gases (CO2, CH4, N2O, CFC-11, and CFC-12) have increased significantly during the industrial period. Elevated concentrations are predicted to persist in the atmosphere for times ranging to thousands of years. The increased atmospheric levels of these gases, especially CO2, increase the IR energy absorbed by the atmosphere, thereby producing a warming influence at the Earth’s surface.

Global mean temperatures have increased between 0.3 and 0.6° C during the last 150 years. This change has not been monotonic, but it is unusual in the context of the last few centuries. On the timescale of the last few thousand years there have been larger climatic variation during times when variations in CO2 have been relatively low. It is clear that atmospheric CO2 is not the only influence on global climate. However, there have been large natural variations of CO2 in the geologic past, and these changes are correlated with general features of climate change. There is no known geologic precedent for large increases of atmospheric CO2 without simultaneous changes in other components of the carbon cycle and climate system.

Changes in the climate system that are confidently predicted in response to increases in greenhouse gases include increases in mean surface air temperature, increases in global mean rates of precipitation and evaporation, rising sea level, and changes in the biosphere. Substantial uncertainties remain in the magnitudes and geographical distribution of these changes and in the rates at which they may be expected to occur. The significant recent progress in the scientific understanding of climate change and the uncertainties in predictions of climate change are documented in the peer-reviewed literature. Peer-reviewed scientific research provides the scientific basis for the AGU position statement on Climate Change and Greenhouse Gases and must continue to be utilized in informed decision making on this issue.

Figure 1

Fig. 1. Concentrations of principal anthropogenic greenhouse gases in the industrial era [Hansen et al., 1998; Hansen and Sato, 1999]. Black curves denote measurements of in situ atmospheric samples collected in recent years [NOAA, 1999a, b, c; Houghton et al., 1995]. Points denote concentrations determined from air bubbles trapped in polar ice sheets using ice cores obtained in Antarctica (blue) or Greenland (yellow); red curves denote fits to these points [Etheridge et al., 1996, 1998; Machida et al., 1995]. Data for CFCs are from in situ samples since 1977 [NOAA, 1999d]. Mixing ratios of CFC-11 and CFC-12 prior to the first in situ atmospheric measurements were estimated from industrial production data and assumed atmospheric lifetimes of 50 and 100 years, respectively [AFEAS, 1993; Hansen et al., 1998; Hansen and Sato, 1999].

Figure 2

Fig. 2. Reconstruction of Northern Hemisphere temperature anomaly trend from 1000 A.D. to present [Mann et al., 1999; see also Mann et al., 1998] from dendroclimatic, coral, and ice-core proxy records as calibrated by instrumental measurements [Jones and Briffa, 1992]. Thin curves give reconstruction and raw data from 1000-1998 A.D. Smoothed version (thick solid), linear trend from 1000 to 1850 A.D. (long dashed), and two standard error limits (shaded) are also shown.

figure 3

Fig. 3. Carbon dioxide concentration (top), proxy temperature (middle), and methane concentration from analyses of ice cores from Vostok, Antarctica [Jouzel et al., 1993].

1 نوشته شده توسط هادی / کارشناس زراعت | لینک ثابت |

کشاورزی در اسراییل
موضوع: زراعت و اصلاح نباتات چهارشنبه 1385/03/17 0:26 قبل از ظهر

http://israel-iran.org/page4a.htm

کشاورزی در اسراییل

بازگشت به کشاورزی

یهودیان در دوران باستان،  همانند اقوام همسایه خود، مردمانی کشاورز بودند که عمدتا" از محصول زمین معاش میکردند. ولی حدود دو هزار سال پیش که بیت المقدس یهود دوباره به اشغال بیکانگان درآمد و مردم این سرزمین در اقصی نقاط جهان پراکنده شدند، به علت شرائط زمان و مکان ناچار گردیدند کار کشاورزی را کنار بگذارند و به مشاغلی چون بازرگانی و پیشه وری روی آورند و یا راه علم و دانش و هنر در پیش گیرند.

یهودیان در کشورهای پراکندگی اجازه تملک بر زمین های کشاورزی را نداشتند و هر چند گاه یکبار حاکمان ظالم برای تسلط بر اموال آنان، یهودیان را اخراج میکردند و آنها ناچار بودند مشاغلی داشته باشند که با انتقال از سرزمینی به سرزمین دیگر آن را از دست ندهند.

ولی از اواخر قرن نوزدهم میلادی به بعد، که جنبش بازگشت یهودیان به سرزمین پدری دوباره اوج گرفت، اندیشمندان یهودی و تلاشگران سیاسی و اجتماعی آن دوباره بر اهمیت کار کشاورزی تأکید گذاشتند. از اواخر قرن نوزدهم و تا هنگام استقلال اسرائیل، بسیاری از یهودیانی که توانستند به سرزمین پدری خود (اسرائیل)  باز گردند، به کار کشاورزی روی آوردند و با برپائی شیوه های جدید اجتماعی و اقتصادی و تأسیس آبادیهای کشاورزی به صورت کیبوتس (קיבוץ- آبادی اشتراکی) و موشاو (מושב- آبادی تعاونی) ، کشاورزی بسیار پیشرفته ای را پایه گذاری کردند که در کمتر کشور جهان نظیر داشت.

به علت کمبود آب در اسرائیل، کارشناسان کشاورزی اسرائیل شیوه های جدیدی برای آبیاری قطره ای به منظور صرفه جوئی در مصرف آب، و همچنین کشاورزی با آب شور ابداع کردند که در جهان سابقه نداشت.

امروز اسرائیل از نظر کشاورزی و دامداری و مرغداری یکی از پیشرفته ترین کشورهای جهان محسوب میشود که تجربیات خود را با دست باز در اختیار همه کشورهائی قرارمیدهد که مایل به همکاری با اسرائیل و پذیرفتن تجربیات این کشور هستند.

اسرائیلیان که بدنبال بیداری جنبش صیونیسم به سرزمین پدری (اسرائیل) بازگشتند، مشاهده کردند که به علت بی توجهی حاکمان بر این سرزمین که صدها سال ادامه داشت، اسرائیل کشوری نیمه بایر و بی سبزه و درخت است و زمین آن برای کشاورزی چندان مساعد نیست. ولی اسرائیلیان از اوائل قرن بیستم به سرسبز ساختن تپه های لخت و درختکاری و آماده کردن زمین برای کشاورزی پرداختند و به پیشرفت های بزرگی نائل شدند.

 
در سالهای پیش از استقلال اسرائیل و پس از آن، یک موسسه تحقیقات کشاورزی در مرکز کشور فعالت میکرد که با ابتکارها و ابداعات خود، شیوه های جدید کشاورزی را معمول ساخت و دانشکده کشاورزی  دانشگاه عبری اورشلیم در شهر رخووت
(רחובות) در مرکز کشور نیز در این راه نقش ارزنده ای ایفاء کرد.


مساحت کل سرزمین اسرائیل بر 22 هزار کیلومتر مربع (یک هشتادم خاک ایران) بالغ میگردد که بیش از نیمی از آن بایر محسوب میشود. میزان بارندگی در آن بسیار کم است و در حالی که در برخی نواحی شمالی کشور به 800 میلیمتر در سال میرسد، در صحرای خشک جنوب اسرائیل از 40 میلیمتر در سال تجاوز نمیکند.

علیرغم این وضع، اسرائیل نه تنها یکی از پیشرفته ترین تکنیک های کشاورزی را دارد، بلکه هر سال صدها میلیون دلار محصولات کشاورزی و غذائی و چند صد میلیون دلار دیگر وسائل کشاورزی به دنیا صادر میکند.

اسرائیل همچنین یکی از معدود کشورهای جهان است که نه تنها از تعداد درختان آن  کاسته نمی شود (به علت بریدن درختها برای استفاده های صنعتی و گرمازائی)، بلکه بدنبال این تلاش گسترده جنگل کاری، هر سال درختان بیشتری در اسرائیل رشد میکند.

در نخستین سالهای استقلال اسرائیل، به علت کمبود مواد غذائی و کشاورزی، دولت ناچار بود تأمین این مواد را جیره بندی کند- ولی امروز محصولات تولید شده در کشور، نه تنها همه نیاز مردمان آن را تأمین میکند، بلکه بخش مهمی از آن نیز به کشورهای خارجی صادر میشود.

اسرائیل نه تنها دارای یکی از پیشرفته ترین مراکز تحقیقات کشاورزی است که دائما"  برای ابداع شیوه های جدید میکوشد، بلکه کشاورزان اسرائیل نیز همه افراد تحصیل کرده در سطح بالا و انسانهای بسیار مبتکری هستند که برخی از آنان فارغ التحصیلان دانشکده کشاورزی میباشند و برخی رشته کشاورزی را در دوره دبیرستان فرا گرفته اند.

اسرائیل از نظر میزان تولید در هر هکتار زمین، در بسیاری از رشته ها در دنیا رکورد اول را دارا میباشد.

استفاده بهینه از آب

از آنجا که اسرائیل با کمبود آب روبروست و همزمان جمعیت کشور دائما" افزایش مییابد، تلاش میشود که از هر قطره آب موجود به بهترین نحو استفاده به عمل آید. در پنجاه سال نخست استقلال کشور، بی آنکه به مصرف آب در کشاورزی حتی یک قطره اضافه شود، اسرائیل توانست میزان محصولات کشاورزی خود را هفت برابر افزایش دهد.

 شیوه ابتکاری آبیاری قطره ای در سالهای دهه 60 در اسرائیل ترویج گردید. در این شیوه، لوله های باریک در کنار نهال ها و گیاهان نهاده میشود که در نزدیکی ریشه هر گیاه یک سوراخ ریز دارد و آب به صورت قطره قطره ترشح میکند و به ریشه گیاه میرسد و بیهوده در نقطه های دیگر زمین پراکنده نمیشود. این شیوه، هدر رفتن آب کشاورزی را به حداقل میرساند. لوله های آبیاری قطره ای با کمک دستگاههای کامپیوتری به طور خودکار به کار میافتد و به تجهیزات سنگین و گران قیمت آبیاری و همچنین تلاش شمار زیادی کارگران کشاورزی نیازی ندارد.  اسرائیل هر سال چند صد میلیون دلار وسائل و تجهیزات آبیاری قطره ای صادر میکند.

اسرائیل برای صرفه جوئی در مصرف آب، شیوه دیگری نیزابداع کرده و آن تطهیر فاضلاب و استفاده دوباره از آن برای آبیاری برخی گیاهان و نهال ها میباشد. حدود 20 درصد از آب کشاورزی مورد نیاز اسرائیل از این طریق تأمین میشود.

استفاده از آب شور در امور کشاورزی، شیوه ای است که در نواحی جنوبی اسرائیل (در بیابان خشک نگب- נגב) مورد آزمایش قرار گرفته و نتایج قابل توجهی داده است. روش پرورش دادن برخی محصولات کشاورزی (از قبیل گوجه فرنگی، خیار، طالبی و غیره)  در زیر لایه های نایلون و یا در گرمخانه ها، در اسرائیل بسیار رواج دارد و با موفقیت چشمگیری روبرو شده است. با استفاده از این شیوه، آبیاری گیاهان به صورت کامپیوتری انجام می گیرد و به کارگران کمی نیاز دارد.

اسرائیل این شیوه های ابتکاری و تجربیات علمی و کشاورزی خود را در اختیار کشورهای دیگر نیز قرار میدهد.

محصولات کشاورزی

محصولات کشاورزی اسرائیل حدود 2 درصد از کل تولیدات ناخالص ملی اسرائیل و 5ر7 درصد از صادرات کشور را تشکیل میدهد. یکی از موارد صادراتی اسرائیل در دهه های اخیر شاخه های گل بوده است. اسرائیل با به کارگیری شیوه های جدید و ابتکاری ، توانسته است تولید گل را به سطح قابل توجهی برساند که صادرات آن بسیار افزایش یافته است. اسرائیل برای فرستادن گل ها به کشورهای خارجی نیز به شیوه ای بسیار منظم و سریع عمل میکند و دسته های گل که در ساعات پیش از ظهر در گرمخانه های اسرائیل چیده شد، فردای همان روز در مغازه های گل فروشی اروپا به مشتریان عرضه میشود.

تنوع اقلیمی و محصولات

از آنجا که اسرائیل از شمال تا جنوب دارای آب و هوای متنوع است (معتدل در شمال و گرم در جنوب کشور)، کشاورزان میتوانند انواع میوه و سبزی را پرورش دهند. کشاورزان اسرائیلی همچنین با استفاده از دانش و ابتکار خود، انواع میوه هائی را که در نقاط مشابه دیگر جهان پرورش مییابد به اسرائیل آورده و در رشد آنها میکوشند.

در شمال اسرائیل میوه هائی چون آلبالو، گیلاس و سیب پرورش می یابد که به هوای نسبتا" سرد نیاز دارد. در نواحی ساحلی نیز که هوا ملایم است، میوه هائی چون مانگو، لیچی، اووکادو و انواع مرکبات به عمل میآید و در جنوب کشور خرما و انواع میوه های استوائی دیگر پرورش داده میشود. خرمای اسرائیل بسیار مرغوب است.  از آنجا که پرورش مرکبات به آب زیاد نیاز دارد، در سال های اخیر باغهای مرکبات اسرائیل دائما" محدودتر میشود. ولی پرتقال و نارنگی و مرکبات دیگر هنوز در ردیف دوم صادرات کشاورزی اسرائیل قرار دارد و کشاورزان اسرائیلی انواع مرکباتی پرورش داده اند که مورد توجه بسیار مشتریان اروپائی قرار دارد. 16 درصد از محصول مرکبات اسرائیل نیز برای تولید کنسرو (آب پرتقال و غیره) به کارخانه ها فروخته میشود.

سبزیجات تولیدی در اسرائیل نیز بسیار متنوع و مرغوب است و محصولاتی چون گوجه فرنگی، خیار، فلفل سبز، پیاز وهمچنین سبزیجات سطح بالائی را چون بروکولی، مارچوبه و آرتیشو شامل می گردد.

کشاورزان جنوب اسرائیل، با استفاده از هوای گرم آن ناحیه، در فصل زمستان بهترین میوه و سبزیجات را برای بازارهای اروپا تولید میکنند.

اسرائیل با شیوه های مدرن، به پرورش پنبه و گندم نیز می پردازد. پنبه به آب زیاد نیاز دارد و ممکن است پرورش آن کاهش یابد.

گاوداری اسرائیل نیز از شهرت جهانی برخوردار است و گاوهای شیرده اسرائیلی بالاترین تولید شیر سالیانه را دارند و از این نظر در جهان مشهورند.

لبنات اسرائیل نیز بسیار خوشمزه و سالم است به دهها کشور جهان از جمله ایالات متحده صادر میشود.

یکی دیگر از رشته های تولید خوراکی در اسرائیل پرورش ماهی در دریاچه های مصنوعی و در آب شور بندر ایلات (خلیج عقبه)  است. اسرائیلیان در این رشته نیز تجربه زیاد آموخته و مدرن ترین شیوه های پرورش ماهی را به کار میبرند.

انتقال دانش و مبادلات علمی

اسرائیل کشور نوخاسته ای است که تقریبا"  همه چیز را از صفر شروع کرده- و از آنجا که از ابتدای موجودیت خود مهاجر پذیر بوده، تجربیات بسیاری نیز از این راه اندوخته و با نیازهای کشورهای در حال رشد آشنائی نزدیک دارد. از این رو، از همان نخستین سالهای استقلال، اسرائیل ابراز آمادگی کرد تجربیات کشاورزی ، دامداری، مرغداری، پزشکی، صنعتی و علمی خود را (از جمله در زمینه بیابان زدائی) در اختیار کشورهای در حال رشد قرار دهد.

بسیاری از کشورهای آسیائی و آفریقائی و حتی ممالک آمریکای جنوبی و مرکزی از این ابراز آمادگی اسرائیل استقبال کردند و کارآموزان خود را به این کشور فرستادند. اسرائیل همچنین کارشناسان خود در زمینه های مختلف را به کشورهای نیازمند فرستاد تا مردمان آنجا را تعلیم دهند.

در ظرف سالهای اخیر بیش از صد هزار کارآموز از کشورهای مختلف به اسرائیل آمده اند و هزاران کارشناس اسرائیلی به کشورهای دیگر اعزام گردیده اند تا دانش و تجربیات خود را در اختیار آنها قرار دهند.

اداره همکاریهای بین المللی وزارت خارجه اسرائیل (מש"ב -Mashav)، مرکز پژوهشهای صلح شیمعون پرس (שמעון פרס)  و بنیاد همکاریهای بین المللی کشاورزی،  از جمله نهادهای اسرائیلی هستند که در این زمینه فعالیت میکنند. 

کارآموزانی که به اسرائیل آمده اند در زمینه های کشاورزی، پزشکی ، مهندسی، خدمات اجتماعی، بهیاری، شهرسازی و امور دیگر تجربیات گرانبهائی آموخته و به کشورهای خویش برده اند.

شرکتهای متعددی نیز در اسرائیل وجود دارند که وسائل و تجهیزات الکترونیکی-کشاورزی را همراه با شیوه های جدید کشت و زرع به کشورهای خارجی صادر میکنند. اکثر این وسائل و شیوه ها پاسخگوی نیازهای فوری بسیاری از کشورهائی است که با مشکلاتی شبیه اسرائیل روبرو بوده اند.

چندی پیش وسائل و تجهیزات الکترونی-کشاورزی اسرائیل در نمایشگاه بین المللی تل آویو به معرض نمایش گذاشته شد که دهها هزار نفر از بیش از صد کشور جهان برای دیدن آنها به اسرائیل آمدند.

در تورات مقدس، از اسرائیل به عنوان «سرزمین شیره و عسل» نام برده شده و اکنون کشاورزان اسرائیلی میکوشند با کمک دانش خود و به کارگیری مدرن ترین شیوه های پرورش و تولید، به این توصیف جامه عمل بپوشند- و موفقیت آنها در این زمینه بسیار درخشان بوده است.

1 نوشته شده توسط هادی / کارشناس زراعت | لینک ثابت |

گیاه برنج
موضوع: زراعت و اصلاح نباتات شنبه 1385/03/13 1:55 قبل از ظهر

تصویر

مشخصات گیاه برنج

ساقه برنج راست ، استوانه‌ای و جز در قسمتی که گره‌ها وجود دارند تو خالی است. ارتفاع ساقه به 60 تا 200 سانتیمتر می‌رسد. برنج علاوه بر ساقه اصلی ، 4 تا 5 ساقه فرعی دارد. برگهای برنج به صورت متناوب در دو ردیف در دو طرف ساقه قرار گرفته‌اند. برگ برنج دارای غلاف ، پهنک ، زبانک و گوشوارک است. همچنین برنج مانند گندم ، دارای گل آذین خوشه‌ای می‌باشد که دانه‌ها در آن قرار می‌گیرند.

برخلاف سنبلچه‌های گندم و جو و ذرت که فشرده و نزدیک به هم هستند، سنبلچه‌های برنج به صورت غیر فشرده روی محورهای اصلی و فرعی گل آذین قرار می‌گیرد. میوه برنج دارای غلافی سفید رنگ ، قهوه‌ای ، کهربایی ، قرمز یا بنفش است که این میوه را به همراه غلاف آن ، شلتوک می‌نامند. برای قابل استفاده شدن برنج برای انسان ، باید شلتوک را پوست کنند، یعنی غلاف را از دانه جدا نمایند.

کشت برنج

کشت برنج در نقاط مختلف

شواهد نشان می‌دهند که تقریبا 4000 سال قبل از میلاد ، در کشورهای هند و چین ، کشت برنج متداول بوده است. پس از گندم ، برنج دومین غله مهم در دنیا به حساب می‌آید. نزدیک به 90 درصد سطح زیر کشت و تولید برنج متعلق به کشورهای خاور دور می‌باشد. بیش از نصف محصول برنج هم در دو کشور هند و چین تولید می‌شود. بطور کلی ، کشورهای گرمسیری و نیمه گرمسیری برمه ، تایلند ، ویتنام ، لائوس ، اندونزی ، فیلیپین ، پاکستان ، هند ، آمریکا ، ژاپن ، ایتالیا ، مصر ، چین ، برزیل ، کوبا ، مکزیک و استرالیا از تولید کنندگان برنج به شمار می‌آیند.



تصویر

کشت برنج در ایران

کشت برنج در ایران در نواحی شمالی بویژه رودسر و استان خوزستان تاریخچه طولانی دارد. شواهد نشان می‌دهد که این محصول در این ناحیه قرنها پیش از میلاد مسیح و در زمان هخامنشیان رواج داشته است. البته امروزه با توجه به رشد روز افزون جمعیت ایران ، تولید داخلی برنج پاسخگوی نیاز مردم نیست و به همین دلیل ، مقادیر قابل توجهی از این محصول از خارج وارد می‌شود.

انواع برنج

برنجهای یک ساله در شرایط مساعد آب و هوایی قادرند رشد مجدد خود را پس از برداشت محصول اول ، ‎آغاز نمایند و محصول دوم و گاهی حتی تا چند سری ، محصول تولید کنند. برنجهای وحشی یک ساله در نقاط مرتفع یا باتلاقهای غیر دائمی کم عمق رشد می‌کنند. برنجهای یک ساله کلا نسبت به کم آبی مقاوم‌ترند. برنجهای وحشی چند ساله اغلب در مناطق پست و باتلاقهای دائمی کشت می‌شوند.

شرایط مناسب برای کشت برنج

  • دما: میانگین دمای مورد نیاز برنج هنگام رشد باید بین 20 تا 37 درجه سانتیگراد باشد. پایین بودن دما در اوایل فصل زراعی یا آبیاری مزرعه با آب سرد سبب می‌شود که زمان رسیدن دانه‌ها به تأخیر افتد. بالا بودن دما هم موجب کاهش تعداد سنبلچه‌های بارور و وزن دانه‌ها می‌شود.

  • نور: نور هم یکی از عوامل مؤثر در رشد گیاه است. شدت نور در اوایل فصل زراعی شاید عامل محدود کننده‌ای برای رشد برنج به حساب آید. اما با نزدیک شدن به پایان فصل زراعی ، بویژه موقع تشکیل خوشه ، رقابت برای جذب نور بین بوته‌ها افزایش می‌یابد.

  • رطوبت: مناسب‌ترین میزان رطوبت برای گلدهی گیاه برنج ، 70 تا 80 درصد است. رطوبت کمتر از 40 درصد ، عامل بازدارنده‌ای برای گلدهی گیاه به شمار می‌رود. وزش باد و ریزش باران و تگرگ ، در زمان گلدهی زیانبار است. همچنین بارندگی موقع برداشت محصول هم عملیات مربوط به خشک شدن محصول را به تأخیر می‌اندازد. برنج ، کلا گیاه آب دوستی به شمار می‌رود، ولی آبزی نیست. چون ریشه گیاهان آبزی قادر نیست که تارهای کشنده و ریشه‌های فرعی تولید کند. در حالی که ریشه برنج هم تار کشنده و هم ریشه فرعی دارد.

  • آب: آب مورد نیاز برنج از سایر غلات بیشتر است. هشتاد درصد آب مورد نیاز محصول برنج تولید شده در جهان بویژه در نقاط استوایی ، از آب باران تأمین می‌گردد. 20 درصد باقی مانده را از آب رودخانه و آب چاه تأمین می‌نمایند. نتایج بدست آمده نشان داده که اگر دمای آب کمتر از 19 درجه سانتیگراد باشد، زمان رسیدن دانه به تأخیر می‌افتد. اگر هم از 30 درجه بیشتر باشد، گسترش ریشه و میزان عملکرد گیاه برنج به دلیل محدود بودن اکسیژن موجود در آب ، کم می‌شود و بازدهی گیاه کاهش می‌یابد.

  • خاک: برنج در خاکهای مختلف ، از فقیر تا غنی که تنها آب مورد نیاز گیاه تأمین باشد به عمل می‌آید. البته مقدار آب مصرفی در خاکهای سبک بیش از خاکهای سنگین است. مناسب‌ترین خاک برای کشت برنج ، خاک رسی با لایه غیر قابل نفوذ در عمق 50 تا 150 سانتیمتری و همراه با مقدار زیادی مواد آلی است. برنج اصولا نسبت به شوری خاک و شوری آب مقاوم است. در صورتی که آب کافی برای شستشوی نمک خاک وجود داشته باشد، می‌توان از برنج برای اصلاح خاکهای شور استفاده نمود.




تصویر

کشت برنج

  • روش مستقیم: بذر را مستقیما داخل خاک آماده می‌کارند.
  • روش نشاء: بذر خیس شده را داخل زمین مخصوصی به نام خزانه می‌کارند و سپس ، بوته یا نشای بدست آمده را به زمین اصلی مزرعه منتقل می‌نمایند.

کود مورد نیاز برنج

برنج ، همچون دیگر غلات نسبت به نیتروژن واکنش خوبی از خود نشان می‌دهد. همچنین نیتروژن را به صورت آمونیوم و نیترات جذب می‌کند. از طرف دیگر ، کودهای فسفردار ، رشد ریشه و مقاومت گیاه را در برابر بیماریها و کودهای پتاسیم‌دار ، انتقال مواد فتوسنتزی از برگ به اعضای دیگر گیاه بویژه دانه ، و نیز استقامت بوته‌ها را افزایش می‌دهند.

بیماریها و آفات برنج

بلاست ساقه برنج

این بیماری را قارچی به نام Pyricularia oryzae ایجاد می‌کند. یکی از مخرب‌ترین بیماریهای گیاه برنج است که با خشکاندن، شکستن و خواباندن ساقه قادر است میزان تولید برنج را به میزان چشمگیری کاهش دهد. سمپاشی مزرعه با سولفات مس و ترکیبات آلی جیوه در کنترل این بیماری تا حدی مؤثرند.

پوسیدگی طوقه برنج

این بیماری که به ژیگانتیسم هم معروف است، بوسیله قارچ Gibberia fugikuria ایجاد می‌شود که این قارچ ، سبب رشد فوق‌العاده ساقه و نازک شدن آن و در نهایت مرگ بوته برنج می‌شود. دمای بیش از 20 درجه سانتیگراد بویژه در لایه بالایی خاک می‌تواند شرایط مساعد برای فعالیت این قارچ را فراهم نماید. ضد عفونی نمودن بذر با اگروزان می‌تواند خسارت ناشی از این قارچ را کاهش دهد.

برداشت محصول

زمان برداشت با توجه به دما معمولا از ماههای مرداد و شهریور شروع شده و تا اواخر آبان یا اوایل آذر ادامه می‌یابد. هنگام برداشت محصول ، باید 80 درصد دانه‌های غلافدار (شلتوک) واقع در بخش بالایی خوشه و برگها زرد شده و دانه‌ها سخت شده باشند. دانه‌ها معمولا یک تا دو هفته از آغاز زرد شدن برگها سخت می‌شوند. البته درصد رطوبت شلتوک هم معیاری برای برداشت محسوب می‌شود. میزان رطوبت شلتوک باید بین 20 تا 35 درصد باشد. در برخی کشورها از جمله ایران ، برداشت محصول را با استفاده از داس انجام می‌دهند. خوشه‌های بریده را دسته دسته می‌کنند و می‌گذارند تا خشک شود. پس از خشک شدن، برنج برای مراحل دیگر آماده است.



تصویر

خواص برنج

بیرونی‌ترین لایه برنج پریکارپ نام دارد که بسیار سخت و شفاف است. پوست دانه زیر این بخش قرار گرفته که از لحاظ پروتئین و چربی غنی ، ولی از نظر نشاسته‌ای فقیر است. پس از پوست ، لایه آلورن هست که جزء آندوسپرم می‌باشد. بنابراین ضمن عمل پوست کنی ، بخش عمده‌ای از مواد مغذی برنج از دست می‌رود. اکثر مردم آسیا از برنج تغذیه می‌کنند. این ماده غذایی کامل نیست، چون میزان پروتئین و اسید آمینه آن خیلی کم است. برنج گلوتن ندارد، پروتئین عمده آن اوریزنین (oryzenin ) می‌باشد.

ترکیب اصلی برنج ، نشاسته است که عمدتا در آندوسپرم قرار گرفته است. برنجهایی که آمیلو پکتین بیشتری دارند لعاب بیشتری داده و انبساط آنها موقع پخت کم است. برنج را پس از جوشاندن و دم کردن، همراه با گوشت ، ماهی و انواع سبزی میل می‌کنند. در تهیه نشاسته ، شیرینی هم از آن استفاده می‌شود. البته در کشورهایی که انحصارا از برنج به عنوان غلات خود استفاده می‌کنند، بیماریهای مختلف سوء تغذیه از جمله بری بری ، کاهش رشد افراد ، کاهش توان نیروی کار دیده می‌شود. برنج را باید همراه با سایر غلات مصرف نمود. چون مصرف آن به تنهایی تمام نیازهای غذایی بدن را بر آورده نمی‌سازد.

1 نوشته شده توسط هادی / کارشناس زراعت | لینک ثابت |

جو (نام علمی: Hordeum vulgare)
موضوع: زراعت و اصلاح نباتات شنبه 1385/03/13 1:49 قبل از ظهر
جو (نام علمی: Hordeum vulgare)

 

 یکی از غلات مهم در جهان است که به عنوان غذا مورد استفاده بشر و حیوانات قرار می‌‌گیرد. این گیاه علفی متعلق به خانواده گندمیان می‌‌باشد. و دارای انواع زراعی و وحشی می‌‌باشد.

گونه‌های زراعی جو سه دسته هستند: شش‌پر، دوپر و جوی چهارپر. این گیاه نسبت به گندم سازگارتر بوده و در همه نواحی معتدل و در بسیاری از نقاط سردسیر هم به عمل می‌‌آید. در دیمزارهایی که رطوبت خاک و بارندگی برای رشد گندم ناکافی باشد، جو می‌‌تواند جایگزین آن شود.

ساقه جو مانند دیگر گندمیان، توخالی بوده و ارتفاع آن بر حسب شرایط محیطی، بین 30 تا 120 سانتی متر است. این ساقه بین 5 تا 10 برگ دارد که به طور متناوب در دو طرف ساقه قرار گرفته اند. برگ جو هم مانند دیگر گندمیان، دارای غلاف، پهنک، زبانک و گوشواره است. غلاف علاوه بر انجام فعالیت نورساختی (فتوسنتزی)، در استحکام ساقه هم نقش دارد.

در امتداد ساقه، محور سنبله قرار دارد. سنبله از مجموع سنبلچه‌ها و هر سنبله از یک گلچه تشکیل یافته است. دانه، داخل گلچه تشکیل می‌‌گردد. پوشینک‌های داخلی و خارجی گلچه، هنگام رسیدن دانه به آن چسبیده و حتی موقع برداشت هم جدا نمی‌شوند. زمانی که دانه به تدریج رطوبت خود را از دست می‌‌دهد، حجم آن کم شده و پوشینک داخلی چین می‌‌خورد. میزان این چین خوردگی، مرغوبیت محصول جو را نشان می‌‌دهد، بدین ترتیب که هر چه چین‌ها بیشتر باشد به همان اندازه پوشینک نازک تر است و در نتیجه بهتر می‌‌توان از این نوع دانه جو در صنایع تخمیر استفاده نمود (چون نرم تر است).

تاریخچه

خاستگاه واقعی جو هنوز ناشناخته است. اما بسیاری از محققین، خاستگاه این گیاه را کوه‌های زاگرس در غرب ایران، آناتولی جنوبی و فلسطین می‌‌دانند. بر پایه نظریه والیوف، مبداء جوی ریشک دار و غلاف دار، کشور اتیوپی و شمال آفریقا و مبداء نوع بدون ریشک، ریشک کوتاه و کلاهک دار، آسیای جنوب شرقی، به ویژه چین، ژاپن و تبت است.

جو برای تعداد زیادی از مردمان نواحی سردسیر و خشک (به ویژه خاور میانه و شمال آفریقا) منبع غذایی مهمی به شمار می‌‌رود. البته امروزه بیشتر برای خوراک دام و تهیهٔ فراورده‌های تخمیری از این گیاه استفاده می‌‌کنند.

سازگاری گیاه جو

جو یکی از سازگارترین غلات است که در شرایط آب و هوایی مساعد، در خاک حاصلخیز که قابلیت نگهداری آب در آن زیاد باشد، و همچنین در خاک هایی که پ.هاش آنها بین 7 تا 8 باشد تولید می‌شود. این گیاه نسبت به گندم در برابر خشکی مقاوم تر است و بنابراین در آب و هوایی که آب، سبب محدود کردن تولید غلات می‌شود، جو می‌‌تواند بیشترین محصول را تولید کند. در شرایط دیم هم عملکرد جو بهتر از گندم و چاودار می‌‌باشد. تولید جو در همه نوع زمینی با بارندگی سالیانه 200 تا 250 میلیمتر امکان‌پذیر است.

جو نسبت به دمای بالا (بیش از 32 درجه سانتی گراد) مقاوم است. اما در شرایط آب و هوای مرطوب، در برابر دمای بالا بسیار حساس است.

دانه جو نسبت به گندم برای جوانه زدن به رطوبت کمتری نیاز دارد. در مواردی که پس از جوانه زدن دانه، گیاه به علت کمبود رطوبت خشک شود، با فراهم شدن شرایط مساعد رطوبتی، گیاه رشد مجدد خود را با شدت بیشتری آغاز می‌‌نماید.

جو از لحاظ مقاومت به سرما، نسبت به گندم در ردیف پایین تری قرار می‌‌گیرد. بنابراین به نظر می‌‌رسد که کشت جوی پاییزه در مناطق سردسیر چندان اطمینان بخش نباشد.

در مقایسه با سایر غلات، جو نسبت به شوری خاک، چه در مرحله جوانه زنی و چه در مراحل دیگر مقاوم تر است.

انواع جو

در خصوص واکنش به دما، سه نوع جو موجود است:

نوع بهاره که به سرما حساس بوده و بنابراین در بهار کاشته می‌شود. نوع پاییزه که در فصل پاییز کاشته می‌شود و تا فرا رسیدن فصل بهار، سنبله تولید نمی‌کند. نوع حد واسط که نسبت به سرما مقاومت کمتری داشته و در نقاط نسبتاً گرمسیر در هر دو فصل بهار و پاییز کشت می‌شود.

جوی بهاره و پاییزه را نمی‌توان همچون گندم بهاره و پاییزه که تفاوت دانه آنها کاملاً مشخص است، تشخیص داد. جوی پاییزه در بسیاری از نواحی نیمه خشک که بارندگی آنها غالباً در فصول گرم سال (بهار و تابستان) انجام می‌شود، تقریباً 10 تا 14 روز زودتر از گندم پاییزه کاشته می‌شود. جوی بهاره را هم تا آنجا که امکان دارد باید زودتر کاشت. البته جو نسبت به سرمای بهاره (دمای زیر صفر) نسبت به گندم حساس تر است. کشت زودتر جوی بهاره سبب می‌شود که محصول جو قبل از فرا رسیدن ایام گرم و خشک، برسد. تأخیر در کشت جو سبب لاغری دانه، عملکرد پایین و... می‌شود.

کود

جو هم مانند دیگر گیاهان خانواده گندمیان، مراحل رشد مختلفی دارد که زمان هر مرحله تحت تأثیر عوامل مختلف قرار می‌‌گیرد. یکی از عوامل مؤثر در رشد گیاه، خاک و البته استفاده از کود می‌‌باشد. نیازهای کودی جو مشابه گندم است. پایین بودن میزان نیتروژن و فسفر و تا حدی پتاسیم خاک، می‌‌تواند عملکرد جو را محدود نماید. البته استفاده از کود به منظور تولید حداکثر محصول، باید بر مبنای آب قابل مصرف برای گیاه باشد. همچنین برای تولید جو به عنوان خوراک دام، میزان کود مصرفی معمولاً زیادتر از کود مصرفی برای گیاه جو است که برای مصارف دیگر از جمله تهیهٔ فراورده‌های تخمیری کشت می‌شود. معمولاً مصرف 50 تا 60 کیلوگرم نیتروژن در هر هکتار، می‌‌تواند عملکرد جو را به نحو مطلوبی افزایش دهد.

آفات و بیماری‌های جو

جو نسبت به بیماری‌های قارچی فوق العاده حساس است. سیاهک یکی از مهم‌ترین این بیماری هاست.

سیاهک پنهان جو، عامل قارچی به نام U.hordei می‌‌باشد. در این بیماری، توده‌ای از هاگ‌های سیاه رنگ جای محتویات دانه را می‌‌گیرد. اسپور بیماری در سطح دانه یا داخل خاک قرار می‌‌گیرد. زمانی که بذر جوانه می‌‌زند، اسپور هم جوانه زده و به گیاه جوان حمله می‌‌نماید. شیوع این بیماری در خاک‌های اسیدی بیش از خاک‌های خنثی یا خاک‌های آهکی (پ.هاش بیشتر از 7) است.


سیاهک آشکار، به وسیلهٔ قارچی به نام U.gnuda ایجاد می‌شود. در این بیماری، توده‌ای از اسپورهای سیاه رنگ، جای همه اعضای گل را می‌‌گیرند. پس از متلاشی نمودن گل، اسپور سیاهک با باد و باران پخش شده و به تمام کلاله‌های بوته‌های آلوده نشده هم می‌‌رسد و انتشار می‌‌یابد.

زنگ ساقه، زنگ برگ و زنگ‌های نواری هم از دیگر بیماری‌های قارچی هستند که به خصوص در نقاط گرم و مرطوب زیان‌های فراوانی به جو وارد می‌‌کنند.

جو نسبت به حمله سفیدک که عامل آن Erysiphia grarninis است بسیار حساس است. این بیماری، معمولاً در خاکی که میزان نیتروژن آن بالا باشد، بیشتر انتشار می‌‌یابد. البته گرد گوگرد می‌‌تواند این بیماری را کنترل نماید. از سایر بیماری‌های جو می‌‌توان پوسیدگی ریشه، لکه سیاه، سوختگی و انواع بیماری‌های ویروسی را نام برد.

برداشت جو

معمولاً جو را هنگامی که رطوبت دانه بین 30 تا 40 درصد باشد، برداشت می‌‌کنند. در این میزان رطوبت، دانه‌ها چاق تر است. با توجه به این که میزان رطوبت برای انبار کردن دانه بالاست، باید به طرق مصنوعی دانه را خشک نمود تا از گرم شدن و فساد بعدی دانه جلوگیری به عمل آید.

موارد مصرف جو

از جو استفاده‌های مختلفی می‌‌کنند. بخش قابل توجهی از آن را به صورت درسته یا نیم کوب به عنوان خوراک دام مورد استفاده قرار می‌‌دهند. ارزش غذایی دانه جو به دلیل غلاف و پوشینک‌های داخلی و خارجی غیر مغذی آن، تقریباً 5 درصد از دانه ذرت کمتر است. البته امروزه سعی می‌شود با اصلاح نژاد جو، انواعی با میزان بیشتری پروتئین و اسید آمینه‌های ضروری به خصوص لیسین تولید شود.

از جو در پخت و پز برای تهیهٔ انواع نان و سوپ استفاده می‌شود. برای تهیهٔ برخی غذاهای کودک هم از جو استفاده می‌‌کنند. بعضی انواع جو را پوست کنده یا نیم کوب می‌کنند و پس از جدا نمودن غلاف، در تهیه سوپ به کار می‌‌برند.

در صنعت نانوایی ایران از جو بسیار کم استفاده می‌‌کنند. در صورتی که مهندسین ژنتیک بتوانند ارزش غذایی این دانه خوراکی را بهبود بخشند، جو می‌‌تواند به عنوان یکی از غلات مهم همچون گندم در تهیهٔ انواع غذاها و نان‌ها به کار رود.

در برخی کشورها از جو در فراورده‌های تخمیری استفاده می‌شود. مثلاً از دانه جو برای تهیهٔ مالت استفاده می‌‌نمایند. معمولاً از دانه‌های چاق و یکنواخت و همچنین دانه هایی که شکسته نباشند و پوست آنها کنده شده باشد، در تهیهٔ این فراورده‌ها استفاده می‌‌کنند. همچنین روشن بودن رنگ دانه، داشتن قدرت جوانه زنی سریع و یکنواخت و همچنین داشتن 10 تا 13 درصد پروتئین در دانه، از جمله ویژگی‌های جوهایی بشمار می‌آید که در تهیهٔ این گونه فراورده‌ها از آنها استفاده می‌شود.

منبع

دانشنامه رشد.

1 نوشته شده توسط هادی / کارشناس زراعت | لینک ثابت |

تاریخچه کشاورزی در جهان و ایران History Of Agriculture In Iran And World
موضوع: زراعت و اصلاح نباتات شنبه 1385/03/13 1:2 قبل از ظهر

کشاورزان اولیه

 

تا حدود 000/10 سال قبل از میلاد، جهان محل سکونت انسانهایی بود، که از راه شکار و جمع آوری میوه ها زندگی می کردند بعد تغییرات اساسی در خاور میانه صورت گرفت در هلال حاصلخیز واقع در سرزمین بین النهرین، مردم به جای جستجوی غذا، شروع به کاشتن محصولات کشاورزی و پرورش دام کردند. کشاورزی در روش زندگی مردم، تحول اساسی ایجاد کرد دسترسی به یک منبع غذایی ثابت به این معنی بود که آنها می توانستند در شهرهایی مثل چاتال هوویک مستقر شوند.

 

ذخیره های غذایی

گیاهانی که غلات و حبوبات به بار می آورند، با داس درو می شدند دانه های ذرت و گندم بوسیله آسیاب سنگی و با دست به آرد تبدیل می شدند.

حدود10000ق.م
کشاورزی در ناحیه هلال حاصلخیز آغاز می گردد مردم به کشت گندم و جو می پردازند آنها با اهلی نمودن حیواناتی مانند گوسفند و بز به گله داری و پرورش دام مشغول        میشوند.

 

حدود8000ق.م


در خاورمیانه، گروههایی از انسانها در آبادیهای بزرگ کشاورز نشین، گرد آمدند این اجتماعات پیشگامان تمدنهای بعدی بودند .

حدود7000ق.م


کشاورزی در جنوب آسیا آغاز می گردد غلات اصلی مانند گندم وجو، در روستاهای غرب دره سند واقع در پاکستان فعلی ، کشت می گردد و گوسفند ، بز و گاو پرورش داده می شود.

 

حدود6500ق.م


کشت غلات در اروپا آغاز می شود مردم صحرای شمال آفریقا به اهلی کردن گاو و گوسفند می پردازد.

 

حدود 6000 ق.م

 

کشاورزی به چین وارد می شود کشاورزان در دره حاصلخیز رود زرد در شمال چین،کشت ارزان را آغاز می کند. آنها همچنین خوک، سگ و مرغ پرورش می دهند مردم جنوب و مرکز چین به کشت برنج می پردازند

.

حدود 5500 ق.م

 

کشاورزان در بین النهرین شروع به استفاده از شیوه هایی برای آبیاری کردن خاک نمودند آنها شبکه ای از کانالهای آبیاری برای انتقال آب رودخانه های دجله و فرات به زمینهای کشاورزی ، ایجاد نمودند کشت زمین در آمریکا شروع می شود در منزلگاههای موقت در سرزمین مکزیک، مردم کوچ نشین، کشت مخصولات مختلفی را از قبیل انواع فلفل ، کدو و آوکادو ( درختی با میوه ای شبیه به گلابی) ، تجربه می کنند در بسیاری از مناطق آمریکا، مردم به شکار و جمع آوری غذا ، ادامه می دهند.

 

حقایق ثبت شده

 

قبل از شروع کشاورزی در حدود 10000 سال قبل از میلاد، مردم از طریق شکار حیوانات و جمع آوری گیاهان در مناطق وسیعی از زمین ، به اندازه کافی غذا پیدا می کردند اما کشاورزان توانستند غذای خانواده های خود را از طریق شخم زدن مناطق کوچکتری از زمین بدست بیاورد. به محض آنکه مردم توانستند یک منبع غذایی داشته باشند، جمعیت رو به افزایش نهاد، جمعیت رو به افزایش نهاد جمعیت جهان از حدود 10 میلیون نفر در سال 8000 قبل میلاد به حدود 300 میلیون در سال 500 قبل از میلاد افزایش پیدا کرد.

 

 

تاریخچه کشاورزی در ایران

 

گفته می شود که ایران یکی از اولین کشورهای دنیاست که در آن کشاورزی و تمدن شروع شده و انسان اولیه برای نخستین بار در فلات ایران به کشت و زرع و پرورش دام دست زده است .

هم چنین گفته می شود که مهاجرت آریایی ها بر خلاف مهاجرت مشهور چوپانی در جستجوی چراگاههای جدید نبوده بلکه مهاجرتی دهقانی و در جستجوی زمین بهتر برای کشاورزی بوده است .

به نظر می رسد منظومه درخت آسکوریک که از زمان ساسانیان باقی مانده و در آن از رجز خوانی یک بز در برابر یک نخل سخن می رود ، نمایشگر اختلاف بین کشاورزان و دامداران اولیه است این که منظومه به نفع بز که قادر به حرکت (کوچ) است پایان         می پذیرد حاکی از قدرت ریشه های این منظومه است در آغاز ایجاد باغهای باستان .

حفاری هایی که در اطراف کاشان به عمل آمده نشان می دهد که در شش هزار سال پیش ایرانیان متمدن بوده و سیستم زراعی پیشرفته ای داشته اند .

در حفاری های نقاط مختلف ایران مشخص گردیده که در حدود 3300 سال پیش از میلاد مسیح درخت را در ری ، کاشان و دامغان به طرز مشابهی نقاشی می کرده اند و بنابراین در آن زمان از لحاظ باغبانی میان نقاط مختلف ایران رابطه برقرار بوده است .

Keshavarzi . blogfa . com

 

 

کشاورزی در دوران زرتشت

 

زرتشت در زمانی زندگی می کرد که حیات اجتماعی ایرانیان در حال تغییر و تحول بوتد جهت اصلی این تغییر و تحول تبدیل زندگی شبانی به زندگی کشاورزی بود آریایی ها که در ابتدا دامدار بودند تا مدت ها پس از ورود به ایران این شیوه زندگی را ادامه دادند اما این شیوه زندگی برای همیشه نمی توانست ادامه یابد زیرا محدودیت چراگاهها جوابگوی افزایش جمعیت نبود به همین جهت لازم بود گروهی به کشاورزی بپردازند کشاورزی امکان استفاده هر چه بیشتر از اب و خاک را موجب می شد وی توانست غذای عده زیادی را تامیین کند اما پرداختن به کشاورزی برای آریاییها کار آسانی نبود زیرا آتش میترا مورد علاقه شبانان و جنگاوران بود و با زندگی قبیله ای بیشتر موافقت داشت

( سیر تاریخ کشاورزی در ایران / ص 29 )

دین زرتشت به کشاورزی اهمیت فراوان داده و در اوستا آمده است که سومین جایی که زمین شادمانترین است آن جاست که کی از خدا پرستان بیشترین غله را کشت کند و بیشترین گیاه و میوه را بکارد .

پطروسفکی از استراسبون روایت می کند که در قرن اول پیش از میلاد مسیح ایرانیان کلیه درختان میوه ای که در یونان وجود داشت به ا ستثنای زیتون کشت می کرده اند .

برای آگاهی از نظریات و توصیه های زرتشت راجع به کشاورزی در زیر گزیده ای از فصل یا فر گرد سوم و * را به نقل از اوستا می آوریم .

فقره 1 ای آفریننده جهان جسمانی و ای  مقدس بگو بدانم کدام زمین در درجه اول از همه خوشبخت تر است اهورا مزدا پاسخ داد و گفت : ای اسپیته «زرتشت » زین خوشبخت در درجه اول جایی است که مرد پارسا هاون در دست بر سم در دست شیر گاو در دست بگیرد و آواز ایزد مهر دارنده دشتهای فراخ و رام خوانند را بر طبق مراسم دینی ستایش کند .

فقره 4 ای آفریننده جهان جسمانی و ای مقدس بگو بدانم زمین خوشبخت در درجه سوم کدام است اهورا مزدا پاسخ داد و گفت ای اسپیته «زردتشت » زمین خوشبخت در درجه سوم جایی است که مردم پارسا در آن جا هر چه بیشتر گشته ام علوفه ، درختان میوه دار بکارد و وسایل آبیاری در زمین باید فراهم به ارد .

و باز در جای دیگر

فقره 15 ای آفریننده جهان جسمانی و ای مقدس بگو بدانم کسی که مرده را به تنهایی حل کند در کجا باید نگاهداری شود ؟ اهورا مزدا پاسخ داد و گفت در جایی نگاهداری شود که از آب و از گیاه خالی و زمین آن نه خشک و بی حاصل باشد و پای رمه کوچک و درشت و آتش اهورا مزدا و بر سم و مرد پارسا در آنجا کمتر دیده شود .

و هم چنین فقره 23 ای آفریننده جهان جسمانی و ای مقدس بگو بدانم کیست که در درجه چهارم شعف و خرسندی زمین را فراهم یم دارد ؟

اهورا مزدا پاسخ داد و گفت کسی است که هر چه بیشتر گندم و علوفه و درختان میوه دار بکارد و زمین بایر را آبیاری کند و اب از محلی که پر آب است به زمین بی اب جاری سازد » .

فقره 24 زمینی که زمان دراز در خشکی و بی حاصلی بسر برد شاد آن بکار پردازد مانند یک دختر جوان که مدت زمانی نزا و ستودن گشته و شوهر و همسر خوب آرزو نماید .

فقره 25 کسی که در زمین بکار بپردازد ای اسپیتد «زردتشت» با دست چپ و دست راست یا با دست راست و دست چپ ثروت بدست می اورد مانند شوهری که با همسر محبوب خود هم خوابه باشد یکی باردار شود و دیگری میوه و بار چیند .

فقره 26 کسی که اسپید «زردتشت » در زمین بکار بپردازد زمین بر وی چنین گوید :

فقره 27 این است که مردی که با دست راست و دست چپ یا با دست چپ و راست در من بکار پرداخته است من برای وی خوراک و خواربار و خرمن گندم فراهم خواهم نمود .

فقره 28 کسی که ای اسپید «زردتشت » در زمین به کار نمی پردازد با دست راست و دست چپ یا با دست چپ و دست راست زمین بر وی چنین گوید .

فقره 29 ای کسی که در زمین به کار نمی پردازی با دست راست و دست چپ یا با دست چپ و راست راست بر در خانه بیگانه به نیاز خواهی برد و از کسانی به شمار خواهی آمد که در یوزه روند و باقیمانده نان دیگران خورند واز ته مانده سفره دیگران معیشت نمایند .

فقره 30 ای آفریننده جهان جسمانی و ای مقدس بگو بدانم دین مزدا چگونه از چه نیرو می گیرد ؟ «اهورا مزدا» پاسخ داد و گفت دین فردا وقتی نیرو و قوت گیرد که دانه گندم با کوشش فراوان کاشته شود .

فقره 31 هر کس گندم کارد به نیکی درد کند دین مزدا رواج دهد و این دین را نیرومند سازد مانند یک صد پای مرد که در زمین کار نمایند و یک هزار پستان مادر ، کودک را شیر دهند و یا ده هزار کلام «سینا» بخوانند .

فقره 32 وقتی گندم کاشته شود دیوها به جنب و جوش افتند و چون جوانه نبود دیوها از ته دل ناتوان شوند وقتی دانه بندد دیوها به گریه خیزند وقتی گندم خرمن شود دیوها می گریزند در خانه ای که گندم بپوسد و نامه شود دیوها مسکن گزینند وقتی گندم فراوان باشد مانند این است که آهن گداخته در دهان دیوها زیر و رو شود.

فقره 34 ای آفریننده جهان جسمانی و ای مقدس بگو بدانم کیست که زمین را در درجه پنجم شاد و خرسندی می سازد ؟ اهورا مزدا پاسخ داد و گفت : کسی است که زمین را برای مرد پارسا و دیندار بکارد و کار خود را به خوبی و پاکی به انجام رساند .

فقره 35 کسی که ای اسپیتد «زرد تشت » زمین را برای مرد پارسا و دیندار می کارد و اگر کار خود را به پایان نرساند و ناقص گذارد وی را «اسغفدار مز» به جهان تاریکی و به جهان درد والم فرو افکند عمیق گرفتار سازد » .

در «یسنا» هات 2 تکه 17 آمده است  .

با این زور و بر سم این آبا و زمین ها  و رستنیها را خواستار ستاییدنم ، این جاها و روستاها و چراگاهها میهن او آبخورها را خواستار ستاییدنم و خداوند این سرزمین ها را خواستار ستاییدنم آن «اهورا مزدا»

در یسنا هات 6 امده است :

این آبا و زمین ها و گیاهها را می ستاییم این جاها و روستاها و چراگاهها همین ها و آبخورها را می ستاییم و دارنده این روستاها را می ستاییم آن اهورا مزدا را .

زردتشت در کرده سه می گوید :

«ما می خواهیم «اهورا مزدا» را که شور راستی بیافرید و آبا و گیاههای خوبی بیافریند روشنایی و زمین و همه چیزهای نیک بیافرید » .

«زردتشت » در «تیر شت » از کشورهای خوشبخت چنین یاد کرده است :

خوشا به شما کشورها اب جوهای شما بدون مانعی بسوی محصول با دانه ای درشت و چراگاه با دانه های ریز بسوی جهان مادی روان گردد .

تاریخ کشاورزی و دامپروری در ایران صفحه 218  و 219 و 220 و 221 .

اطلاعات و مدارک برای روشن شدن کم و کیف دقیق کشاورزی در این دوران بسیار ناچیز است ولی اشاراتی غیر مستقیم حاکی بر اهمیت نسبی کشاورزی در این زمان وجود دارد .

مثلا ، یولیب و  Polyb  مورخ یونانی می گوید پادشاهان هخامنشی برای تشویق ایرانیان در اشتغال به زراعت و بهره برداری از منابع ارضی و مراتع ایران . در آمد حاصله از این ار اضی را تا 5 نسل به زراع و خانواده اش واگذار می کرده اند . اسبهای مشهور ایرانی که باعث فتح های زیادی در این دوران شدند نتیجه دامداری در ایران بوده است لازم به توضیح است که کشاورزان ایران در این دوران به دلیل بار سنگین خراج و مالیات موجود نمی توانسته اند از رفاه و زندگی بهتری برخوردار شوند.

کتاب سیر تاریخ کشاورزی ایران ص 16 .

 

گزنفون از قول سقراط نقل کرده است که در عصر هخامنشیان باغهایی درایران وجود داشته که آنها را پارادیس یا پردیس ( این کلمه در زبان های رایج اروپایی به معنای بهشت است ) می نامیدند و در ان درختان از حیث ارتفاع مساوی و روی خطوط منظم کشت شد . و به وسیله چرخ چاههای بزرگی که توسط گاو گردانده می شدند آبیاری می گشت از میوه های مهم این زمان ایران می توان انگور خرما انجیر را نام برد

( سایت کشاورزی keshavarzi.blogfa.com) .

 

 

کشاورزی در دوران سلوکیان و اشکانیان

 

در دوران سلوکیان زیاد به کشاورزی اهمیت داده نمی شد و شواهد و آثار کمی درباره این دوره وجود دارد ولی در دوره اشکانیان دامداری و کشاورزی از عمده مشاغل محسوب می شده و مدارک تاریخی نشان می دهد که احداث و بهره برداری از کاریزها و نهرها تا حد قابل توجهی افزایش یافته است و در دوره سلطنت اشکانیان شبکه های کامل آبیاری و آب رسانی برای اولین بار در سطح وسیع تاسیس شده است .

 

 

کشاورزی در دوران ساسانی

 

در این دوران کشاورزی مهمترین مسئولیت ملی بوده و نقش اقتصادی مهمی را ایفا می کرده است .

با حمله ا سکندر مقدونی کشاورزی ایران رو به افول گذاشت و بسیاری از کاریزها و باغها و مزارع اطراف آنها از بین رفت و این وضع تا زمان به حکومت رسیدن اردشیر بابکان ادامه یافت ساسانیان به احیای قنوات و تشویق و توسعه زراعت و باغبانی و دامپروری همت گماشتند و ایران مجددا آباد شد .

در این زمان نیز مثل همیشه ، چگونگی اداره آبیاری مهمترین عامل موفقیت و یا عدم موفقیت بخش کشاورزی بوده است دولت مرکزی توسعه برنامه ریزیهای نسبتا دقیق بهره برداری از آب را بهبود بخشید و در نتیجه سطح زیر کشت و کیفیت کاشت و برداشت ترقی کرد از توجه خاصی که به آبیاری واصولا بهره برداری از منابع آب در متون این دوره به چشم می خورد می توان به سطح بالای کشاورزی این زمان پی برد .

ولی با وجود فراوانی های محصول ، وضع دهقانان پس از اندک زمانی بخاطر سود    جویی های حاکمان و انحطاط سیاسی فلاکت بار شد .

پتروسفسکی در کتاب پهاوی بوندهش که مربوط به زمان ساسانیان است وامروزه آن را بن دهش می نامیم از کشت انواع میوه مانند پرتقال سیب انگور خرما به لیمو انار هلو فندق سنجد بادام توت گلابی پسته زردآلو گردو شاه بلوط و نیز انواع سبزی و گل تره تیزک تره گشنیز خیار نرگس یاسمن نسترن لاله بنفشه همیشه بهار گل سرخ و گل زعفران صحبت رفته است .

سیر تاریخ کشاورزی ایران ( سایت keshavarzi.blogfa.com)

 

 

کشاورزی با ظهور اسلام و تاثیر حاکمیت اعراب بر کشاورزی ایران

 

در طول تاریخ مهمترین تغییرات همه جانبه ای که در سازمان های اجتماعی ایران رخ داد با ورود اسلام توسط اعراب به ایران آغاز شد .

بعضی از محققان حاکمیت اعراب بر ایران را عامل منفی برای کشاورزی و فرهنگ دهقانی ایران شناخته اند .

اما در عین حال می توان گفت که روابط اقتصادی و فرهنگی شما از آمیزش فرهنگ طوایفی و تجاری اعراب از یک سو با فرهنگ روستایی و کشاورزی ایران از سوی دیگر ، در کل می توانسته نیرویی حیات بخش و تحرک برای هر دو طرف باشد .

ماهیت مهاجرتی و کشور گشایی اعراب باعث شد میان نقاط مختلف جهان در ایران ارتباط برقرار شود .

این امر باعث تبادل نظرهای فرهنگی و دگرگونی های اقتصادی در نقاط مختلف شد از جمله سازماندهی و یا طرز ساختن و بهره برداری از «کاریزها » و قناتها از ایران به تمامی نقاط مشابه در امپراطوری اسلامی تا اسپانیا و پرتقال شناسانده و معرفی شدند .

از ورای ادبیات کشاورزی این دوران ( امپراطوری عرب ) مثلا کتاب ابن وحشی (293 ه) یا کارهای « ابن الاوان» 306 ه در اسپانیا می توان نتیجه گرفت که تأثیر مستقیم امپراطوری اعراب بر کشاورزی ایران ایفای نقش محرک و ایجاد و رابطه میان فرهنگهای گوناگون بوده است ولی ملت عرب خود دارای کشاورزی خاصی نبوده است .

از کتابهای دوران اسلامی درباره خلافت و کشاورزی می توان کتاب «الابنیه عین حقایق الادویه » از ابو منصور موفق هروی ( قرن 4 ه ق ) نام برد .

در این کتاب که نوعی دائره المعارف مربوط نباتات است .

از بیشتر گیاهان مفید خصوصا گیاهان زراعی و داروئی و خواص درمانی آنها که در ایران بعد از اسلام شناخته شده بود یا شده است .

به نظر محققان این اثر از قدیمی ترین کتب علمی به زبان فارسی است که از سایر جهات چون علوم گیاهی و جغرافیا نیز قابل توجه است نسخه ای از این کتاب به خط اسدی طوسی در قرن 5 ه ق در کتابخانه وین موجود است .

سیر تاریخ کشاورزی ایران صفحه 19 و 20.

 

 

اسلام و کشت و زرع

 

سیر محلی محقق در کتاب اسلام در قلب اجتماعی چنین می نویسد .

امام صادق علیه السالم می فرماید :

در میان کارها کاری در نزد خدا محبوبتر از زراعت نیست و نیز فردی به حضرتش عرض کرده شنیده ام که عده ای می گویند زراعت کار مکروه و ناپسندی است فرمود : اشبتاه می کنند زراعت کنید و درختکاری نمایید به خدا قسم عملی نیکوتر از زراعت نیست و نیز هنگامی از پیغمبر اسلام سوال نمودند که چه مالی نیکوست ؟ فرمود زراعتی که کسی به دست خود تهیه نمود و در هنگام درو حقوق واجب آن را پرداخته باشد بالاخره اسلام می گوید زراعت مبدا و نطفه ثروت است و لذا از علی علیه السلام نقل شده که کسی که آب و خاکی داشته باشد و با این حال فقیر باشد خدا او را از رحمت خویش دور گرداند .

مرتضی رواندی در کتاب تاریخ اجتماعی ایران می نویسد .

« علی املاکی را که عثمان و ایادی او به خویشان و دوستان خود بخشیده بوند مسترد داشت علی اهل کار و عمل بود می گویند آبیاری نخلستانی از یهود را به عهده گرفته بود و پول آن را به فقرا می داد علی به فعالیت های عملی یعنی کارهای کشاورزی حفر قنوات درختکاری و آباد کردن زمین های بایر علاقه فراوان داشت عواید املاکی را که از این راهها بدست می آورد وقف فقرا می نمود .

مرتضی راوندی پیرامون اقدامات عمر چنین اظهار نظر کرده است « عمر » دستور داد زمین های مفتوحه را به مالکین اصلی واگذار کنند مالیات وخراج مطالبه نمایند علاوه بر خراج نامسلمانانی که در حوزه قدرت مسلمین می زیستند ناگزیر بودند مالیات دیگری به نام جزیه بپردازند ولی رعایای مسلمان تنها زکات و صدقه می پرداختند .

برای آن که مسلمانان در کار جنگ باز نمانند دستور داده شده بود که از ملکداری و زراعت خودداری کنند .

«مجلسی » در کتاب حلیه المتقین مسلمین را به شرح زیر به انجام کشاروزی ترغیب نموده است :

« در فضیلت زراعت کردن و درخت کاشتن از «علی بن ابی حمزه » منقول است که حضرت «امام موسی» را دید که در زمین خود کار می کرد و پاهای ان حضرت در عرق فرو رفته بود گفتم فدای تو شوم خدمتکاران به کجا رفته اند که شما خود این کار می کنید فرمود که با بیل در زمین کار کرده است کسی که بهتر از من وپدر من بوده است .

·       فرمود : حضرت رسول (ص) و حضرت امیر المؤمنین صلوات الله علیه و آله و تمام پدران من به دست خود در زمین کار کرده است وا ین کار پیغمبران و اوصیای ایشان و صالحان است و در حدیث معتبر از حضرت صادق(ع) منقول است که حق تعالی برای پیغمبرانش شخص و زراعت کردن را اختیار کرده است  تا از آمدن باران و کراهت نداشت باشد و در حدیث دیگر فرمود که حق تعالی روزی پیغمبران را در زراعت و شیر پستان حیوانات قرار داده است تا از قطره باران آسمان کراهت نداشته باشند و در حدیث دیگر فرمود که زراعت کنید و درخت بنشانیید والله که مردم کاری از این حلالتر و پاکیزه تر نمی کنند و الله که زراعت خواهید کرد و درخت خواهید کشت و بعد از بیرون آمدن رجال هم و در حدیث معتبر از حضرت امام زین العابدین علیه السلام منقول است که بهترین اعمال زراعت است که در آن نیکوکار و بدکردار می خورد اما نیکوکار آن چه را می خورد ااو را الفت می کند و حیوانات و مرغان نیز از آن می خورند و از حضرت صادق علیه السلام منقول است که کیمیای بزرگ زراعت کردن است و در حدیث دیگر فرمود که زراعت کنندگان گنج های مردمند ، می کارند و روزی نیکوی پاکیزه خدا کرامت می فرماید  و ایشان جایگاهشان از سایر مردم نیکوتر استو منزلتشان از دیگران نزدیکتر است وایشان را آن روز مبارک می نامند .

·       دکتر احمد کتاب در ارشاد الزراعه و نهج  الفصاحه ترجمه آیاتی از کلام الله مجید را به شرح زیر آورده است :

·       آیا نمی بینید که خدا از آسمان آبی نازل کرده و آن را در چشمه های زمین راه داد سپس با آن کشتیهای که به رنگ های مختلف است از زمین بیرون می آورد .

·       آیا دیدید آنچه را که کشت می کنید ؟ آیا شما ان را می رویانید ؟ رویانیدگان آن ما هستیم ؟ اگر بخواهیم آن را خشک گردانیم و شما به تعقیب دچار شوید .

·       واوست که باغهای با داربست و بی داربست بوجود می آورد ( و هم چنین ) درخت خرما و کشتزار با ثمره های گوناگون و زیتون و انار همانند و نا همانند بخورید از میوه آن چون بار آورد و بدهید حق ( زکوه یا آن چه به مساکین می دهند ) آن روز چیدن آن ( آیه 141 از سوره انعام )

  • تاریخ کشاورزی و دامپروری ایران .

کشاورزی دوران اسلامی در ایران مستقل

 

طی قرن های سوم و چهارم هجری قمری به نوعی فرهنگ اسلامی مستقل در ایران از یک سو و امنیت و آرامش نسبی از سوی دیگر باعث شد که ایران دارای اقتصاد نیرومندی شود که نیل به این موفقیت اقتصادی و بالا رفتن سطح فرهنگ و معنویات در جامعه ناشی از فرهنگ غنی اسلام و پیشرفت کشاورزی ملی ایران بوده است .

در این دوران صنایع و علوم آبیاری توسعه یافت و چهار شیوه بهره برداری از منابع آب کاریزها نهرهای مصنوعی و رودها و مجاری طبیعی به علاوه ایجاد سدها و چاهها) مورد استفاده قرار گرفت و حداکثر بهره برداری از منابع محدود آب موجود در فلات ایران اجازه می داد که سطح بیشتری از اراضی زیر کشت رود و محصولات سنتی و جدید (مرکبات و غیهر ) در سطوح بیشتری کشت شود .

کاریزهایی که در این ایام مورد بهره برداری قرار می گرفت آبهای سطحی را از دامنه کوهها و ارتفاعات گاهی تا فواصل صد کیلومتر یا بیشتر به دشتهای حاصلخیز هدایت می کرد گندم و جو در سطوح زیاد حتی در ارتفاعات 2500 متر کشت می شد هم چنین ارزن و چاودار و دیگر غلات نیز مورد توجه بوده است محصول غلات به آن اندازه زیاد و ارزان بوده که نان جو یا نان ارزان را به نام گدایان می خواندند .

سیر تاریخ کشاورزی در ایران

 

 

کشاورزی عهد سلجوقیان

 

طی دوران قبل از مغول در قرن ششم ه ق که مصادف با حکومت سلجوقیان نیز می باشد دهقانان ایران در باغهای خود انواع سبزیجات و گیاهان داروئی ، صنعتی و روغنی ، چاشنی ها ، ادویه و غلات و هم چنین درختان میوه را در سطح زیاد کشت می کردند و بنابر شواهد در این زمان پرورش کرم ابریشم و زنبور عسل نیز از فعالیتهای عمده کشاورزان بوده است :

نظام الملک وزیر معروف در این دوره اقدام به تامین تشکیلاتی تحت عنوان «دیوان اشرف الممالک » نمود که وظیفه اش برنامه ریزی در زمینه فلاحت و کشاورزی بود .

در قرن های هفتم و هشتم هجری قمری با حمله مغول ضربه سنگینی به روستاها و بخش کشاورزی ایران وارد شد که تا مدت ها موجب انحطاط اقتصاد و کشاورزی ایران شد و تنها در عهده غازان خان (ایلخان هشتم ) علت این انحطاط مورد بررسی و توجه قرار گرفت که آن هم بنابر شواهد به خاطر وزیر با تدبیر و دانشمند ایرانی غازان خان ، یعنی خواجه رشید الدین فضل الله همدانی بوده است که نتایج حاصله از کوشش نامبرده موجب باز سازی اقتصاد کشاورزی ایران شد و حتی در زمان متوفی نیز کتابهایی در زمینه فلاحت و کشاورزی تدوین شد .

سیر تاریخ کشاورزی ایران

 

 

کشاورزی در دوران دیلمیان

 

در زمان دیلمیان باغبانی ایران به حداکثر توسعه خود رسید و برای اولین بار کشت مرکبات در اطراف دریای خزر آغاز گشت جانب اینجاست که در این عصر بعضی از انواع سبزی مثل مارچوب ، گل کلم به مقدار زیاد در ایارن کشت و مصرف می شدند ولی بعدها کشت آنها منسوخ شد و با وجود آن که هنوز بعضی از کشاورزان آنها را تولید می کنند هنوز مصرف آنها عمومیت نیافته و جز گیاهان تنفسی محسوب می گردند .

 

 

کشاورزی در زمان تیموریان

 

در اثر حمله مغول همراه با ویران شدن ایران باغبانی نیز از رونق افتاد وضع بدین منوال بود تا آن که غازان خان تیموری اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری قمری همت به آبادی مملکت و توسع کشاورزی گماشت .

در قلمرو وی انواع درختان میوه و سبزی ها در تمام نقاط کشت می شدند و باغبانی آن قدر رونق داشت که از اصفهان انواع میوه به هندوستان و آسیای صغیر و از کرمان خرما به سایر ممالک صادر می گشت .

در این دوره اقلید و سورمق مرکز تولید برگه زرد آلو و خراسان منطقه مهمی برای کشت انواع میوه به شمار می آمد . از زمان غازان خان و سال 700 هجری قمری کتابی به نام کتاب در علم فلاحت و زراعت که نویسنده آن ناشناس است باقیمانده که در سال 1323 هجری قمری توسط عبد انغفار خان نجم الدوله با چاپ سنگی منتشر شده است .

بنا به گفته پتروشفسکی در کتاب مذکور که دارای فصول متعدد است درباره حفاظت بذرها غلات واین که کدام درخت و گیاه از بذر می روید و کدام را باید به صورت نهال کاشت خواص انگور و دیگر درختان میوه دار و بی ثمر اقسام نباتات زمینی و شایعه کود (ربل) دادن صبحت گردیده و به هر گیاهی بخشی تخصیص یافته است .

نویسنده در این کتاب به مشاهدات تجارب و امتحان خویش در تیلستن (قلمه زدن ) پیوند زدن انواع درختان مثمر و غیر مثمر و نیز بذر افشانی نهال کاری و حرس اشجار استفاده کرد و چنین بر می اید که شخصا آزمایش های فنی زیادی در کشاروزی به عمل آورده است دانشمندان این خصه در عین مطالعه درباره خواص دارویی گیاهان به امور کاملا فنی نیز می پرداختند و دستگاههایی برای بهره برداری از اب تهیه دیدند که از آن جمله می توان چرخ چاه خودکار و چرخ آب عین را امثال آورد که  محمد اصفهانی در قرن دهم هجری قمری جزو چهارده اختراع خود ذکر کرده می نویسد :

( ...هشتم چرخاب عین است که آب از چاه عمیق در غایت آسانی کشیده شده می شود و دلو که بر لب چاه رسید خود خالی می گردد )

با این همه پس از غازان خان تا اویل قرن دهم هجری یعنی شروع حکمرانی صفویان دوباره کشاورزی ایران مسیری فزونی را طی نمود که دلیل اصلی آن عدم وجود یک حکومت مرکزی و ضعف قوای محلی و جنگ های مداوم بین آنها بود .

 

 

کشاورزی در ایران در دوران صفویه

 

با مستولی شدن صفویان به سراسر ایران و تشکیل یک حکومت مرکزی با قدرت بار دیگر کشاورزی در ایران رونق گرفت هر چند که با وجود تمام کوشش ها حتی در زمان شاه عباس نیز به رونق قبل از حمله مغول نرسید .

در این زمان در تمام ایران درختان میوه بویپه زردآلو به انار بادام و انگور کشت می شدند کشت خرما در خوزستان فارس کرمان و سیستان مرسوم بود و خرمای ایران ( به ویژه خرمای جهرم ) بهترین خرمای جهان به شمار می آمد و مقدار زیادی از آن به هندوستان صادر می شد کشت مرکبات در مازندران و زیتون در مازندران و خوزستان معمول بوده در این دوره خرمای کرمان پیاز خراسان انار یزد و شیراز و نیز پرتقال مازندران به خارج صادر می گشت .

لوژن فالاندن نیز کتابهای کشاورزی مختلفی باقی مانده که مهمترین آنها ارشاد الزراعه تألیف فاضل هروی در سال 921 هجری قمری است که در سال 1323 هجری قمری توسط عبدالغفار خان نجم الدوله با چاپ سنگی منتشر گشته است .

سایت کشاورزی

 

 

کشاورزی در زمان نادرشاه افشار

 

بعد از صفویان حکمرانان هر کدام بر حسب قدرت و ضعف خود اثراتی بر روی کشاورزی ایران داشتند که روی هم رفته اثرات منفی بیشتری بود و ایران مانند بسیاری از کشورها از قافله  تمدن عقب افتاد و کشاورزیش نیز عقب تر رفت .

بعد از مرگ نادرشاه از سال 1005 هجری قمری وحدت سیاسی ایران با زوال حکومت مرکزی بسیار تقلیل یافت شرایط سیاسی درون مرزی از یک سو و جنگ های ترک و افغان از سوی دیگر ایران را به ویرانه ای مبدل کرد در این حال دولت مرکزی و خوانین محلی ، هیچ یک اقدامی برای کاستن بار سنگین مالیاتها از دوش دهقانان نکردند تا سقوط اقتصادی و سیاسی همه جانبه ای ایران را فرا گرفت و کشاورزی از پایه و اساس متلاشی شد تا آن که کشور ایران در اواخر قرن 16 ه ق کشوری کاملا وابسته و فقیر در تمام سطوح سیاسی و اقتصادی شد و خراج ده و جیره خوار مدل اروپایی و روسیه گردید .

 

 

کشاورزی در دوران قاجار

 

با روی کار آمدن سلسله قاجار نفوذ اجانب در ایران روز به روز عمیق تر شد و با معاهده ننگین و تحصیلی ترکمانچای حق مالکیت و بهره برداری قسمتی از بهترین زمین های مزروعی کشور ایران به روسها داده شد و اگر چه مراجع تقلید و مردم میهن پرست و مسلمان ایران با این معاهده مخالفت کردند ولی با تکامل مالکیت ارضی و نفوذ هر چه بیشتر سرمایه داری بیگانه و عوامل متعدد داخلی کشاورزان ایرانی آرام ارام به کارگران مزدور تبدیل شدند که در بخش کشاورزی بازار کار می کردند لذا شیوه تولید کشاورزی بازار در این زمان جای کشاورزی خودکفایی را گرفت .

کشاورزی ایران در اوایل قرن سیزدهم زیر بار منطق مهاجم سرمایه داری عرب و روسیه و شاید هم به علت تجدد گرایی هایی که ناشی از احساس حقارت اجتماعی بود به نابودی گرائید و تا امروز باز سازی و احیاء آن بصورتی که بتواند در سطح بین المللی خود کفایی ایران را تضمین کند عملی نشده است .

از ان زمان به بعد در تاریخ طولانی ایران ایرانینان هم چون دیگر ملل در برابر صنایع اروپایی و سرمایه داران آن هویت ملی و فرهنگی خود را از دست داده و با دیده حقارت به خود نگاه کردند .

کتاب سیر تاریخ کشاورزی ایران

 

 

تاسیس مدارس کشاورزی و اولین کار ترویجی در ایران

 

اولین مدرسه فلاحتی ایران مدرسه فلاحت مظفری است که بر اثر مساعی مرحوم میرزا نصر الله خان مشیر الدوله که عهده دار امور وزارت خارجه بروند در اسل 1279 هجری شمسی و 1319 ه ق در زمان مظفر الدین شاه تاسیس شد و به وسیله یک شخص بلژیکی به واشر مدیریت می شد .

پس از تعطیلی این مدرسه در سال 1286 ه ش دبستان برزگران در سال 1296 ه ش تقریبا با همان نیات آغاز به کار کرد .

این دبستان به وسیله هانس شریکر مدیریت و معلمی می شد و معاونت آن بر عهده میرزا علی اکبر خان منصور نظافت بر عهده میرزا علی خان زاهدی بوده است .

بنا به دلایلی این دبستان منحل شد و بعد مدرسه متوسطه فلاحتی در تهران در پارک امین الملک تاسیس گردید .

اولین کار ترویجی رسمی انجام شده در کشور نمایشگاهی بود که از محصولات کشاورزی در تکیه دولت در تهران در سال 1305 هجری شمسی دائر گردید .

 

 

کشاورزی در دوران پهلوی

 

تاریخ ترویج کشاورزی در ایران

در جنگ جهانی دوم توجه اکثر ممالک جهان به ترویج کشاورزی به عنوان یک  عامل مفید و احیا کننده کشاورزان جلب شد .

دلیل این امر مشاهده کیفیت زندگی کشاورزان و بازده حاصله در تولیدات کشاورزی آمریکا بود که به عنوان الگویی در نظر ممالک دیگر جهان جلوگر می شد .

برای اثبات این مدعا می توان به نامه عبدالعلی صدیق السلطنه وزیر مختار ایران در واشنگتن که تحت عنوان « اهمیت فلاحت و وسایل ترقی آن در ایران » به دولت وقت نوشتند و در مجله فلاحت و تجارت درجه گرد اشاره کرد .

درجه به سیر تاریخ کشاورزی ایران فریدون آزاد ص 47

پیشنهادی که در این نامه داده شده است را می توان به عنوان افتتاح باب ترویج در ایران تلقی کرد که سازمان خوار و بار جهانی FAO  و بنگاه خاور نزدیک NEF و اداره خواربار جنگی نیز در تقویت این اندیشه نقش مهمی به عهده داشتند .

سازمان و اداره هایی که در رابطه با ترویج ایران تاسیس شدند عبارتند از :

1 دانشسرای کشاورزی مامازن وابسته به طرح عمرانی ورامین ( 1305 به بعد )

2 تاسیس اداره ترویج کشاورزی در وزارت کشاورزی از محل اعتبارات برنامه عمرانی هفت سال اول در سال 1327

3 اداره کل سپاهیان ترویج و آبادانی در سازمان ترویج طبق تصویب قانون تشکیل سپاه ترویج و آبادانی در 28 دی ماه 1342.

 

 

کشاورزی بعد از انقلاب اسلامی ایران

 

از اهمیت کشاورزی سخن گفتن توضیح واضحات و اثبات مسلمات است، لذا شایسته است با جهد کشاورزی را مجددا رونق دهیم و شعار (( بازگشت به روستاها و مزارع)) را عملی نماییم و کلام پاک صادق آل محمد (ص) را متذکر شویم که فرمود: الکیمیا الاکبر الزراعه، کشاورزی همان کیمیایی بزرگتری است که خاک تلخ را به تاک شیرینی تبدیل می کند.

 

 

اصلاحات ارضی بعد از انقلاب اسلامی

 

لایحه احیاء و واگذاری اراضی در 26/1/1359 توسط شورای انقلاب به تصویب رسید. اراضی مورد نظر در این لایحه به چهارگروه تقسیم می شوند:

الف- اراضی موات ( به زمینی اطلاق می شود که هیچگونه سابقه احیاء ندارد و بصورت طبیعی باقی مانده باشد.) و مراتع.

ب- اراضی آباد شده توسط افراد یا شرکتها که دادگاه صالح اسلامی به استرداد آنها حکم داده باشد.

ج- اراضی بایر( اراضی که سابقه احیاء داشته ولی بدون عذر موجه به مدت پنجسال متوالی متروک مانده است.) که قبلا دایر بوده و بر حسب ظوابط رژیم گذشته، ملک اشخاص یا موسسات شمرده می شده است.

د- اراضی دایر بر طبق این لایحه ارضای بندهای (الف) و (ب) در اختیار حکومت اسلامی بوده و دولت موظف است با رعایت مصالح جامعه و حدود و نیاز و توانایی اشخاص، بهره برداری از آنها را به افراد یا شرکتها واگذار کند و یا در هر مواردی که مصلحت جامعه ایجاب می کند به کارهای عام المنفعه اختصاص دهد.

در مورد اراضی بند (ج) دولت نخست به صاحبان آنها اولویت داده و این امکان را می دهد که به عمران اراضی بپردازد. در غیر این صورت املاک را در اختیار خود میگیرد تا کشت و بهره برداری از آنها را به افراد واجد شرایط واگذار کند.

در مورد اراضی بند (د) اگر مالک شخصا به امر کشاورزی در آنها اشتغال داشته باشد تا سه برابر مقداری که در عرف محل برای تامین زندگی کشاورز و خانوار او لازم است در اختیار او می ماند و اگر شخصا به کشاروزی در آنها اشتغال نداشته باشد، ولی دارای منبع کافی و درآمد دیگری برای تامین زندگی خود و خانواده اش نباشد، فقط تا دو برابر مزبور در اختیار او می ماند و در مورد بقیه ، درجاهایی که کشاورزانی وجود دارند که فاقد زمین زراعتی هستند و جز از طریق گرفتن مازاد زمین مالکان، نمی توان اینگونه کشاورزان را صاحب زمین زراعتی کرد، وظیفه مالکان این است که مازاد بر حد مذکور را به اینگونه زارعین واگذار کنند و اگر به میل خود به این وظیفه عمل ننمایند زمین ( به مقتضای ولایت به حکم حاکم) از آنها گرفته و در اختیار کشاورزان نیازمند قرار داده    می شود و دولت بهای این زمین ها را پس از کسر بدهیهای مالک به بیت المال، به او     می پردازد.

در صورتی که در محل مربوط یا نزدیک به آن زمینهای بند (الف) (ب)و (ج) وجود داشته باشد اول آن زمینها بین کشاورزان تقسیم می شود و اگر کافی نبود، نوبت به اجرای بند (د) می رسد.

متعاقب تصویب لایحه قانونی واگذاری و احیاء اراضی، هیئت های 7 نفره اقدام به واگذاری زمین نمودند. ترکیب هیئت های 7 نفره به قرار زیر است:

1-                       دو نفر نماینده وزارت کشاورزی

2-                       یک نفر نماینده وزارت کشور یا استانداری محل

3-                       یک نفر نماینده جهاد سازندگی

4-                       یک نفر نماینده حاکم شرع و ولی امر

5-                       دو نفر نماینده مردم ده به تایید نماینده حاکم شرع

اراضی (( کشت موقت)) که حدود هفتصد و پنجاه هزار هکتار است عمدتا جز اراضی آبی محسوب می شوند و معیشت حدود 125000 خانوار در ارتباط با این اراضی که مشخص شدن آنها می تواند تکلیف حدود 600000 هزار روستایی را تعیین کند و همچنین با روشن شدن وضع اراضی موقت کشاورزان و مالکین این اراضی سرمایه گذاری بیشتری بر روی زمین خواهند نمود.

به جز اراضی کشت موقت که تا تعیین تکلیف نهایی می باید در اختیار کشاورزان باشد، اراضی سرمایه گذاری بیشتری بر روی این زمینها خواهند نمود.

به جز اراضی کشت موقت که تا تعیین تکلیف نهایی می باید در اختیار کشاورزان باشد، اراضی دیگری به صورت دائم به آنها واگذار گردیده که (( زمینهای دائم)) نامیده می شوند. به این ترتیب حدود 82000 خانوار صاحب زمین شده اند که افراد بی زمین و یا کم زمین بوده اند. این اراضی حدود 500000 هکتار می باشند که کاربر روی زمینهای دائم موجب تشکیل بیش از 11000 واحد تعاونی مشاع ( عبارت است از جمعی بین 5 تا 15 نفر که روی زمینی که از دولت گرفته اند کار می کنند) در کل کشور شده است.

 

طراحی و تدوین نظام ترویج کشاورزی ایران

 

مسئله ترویج با تمامی ابعادش جزئی است از کل یعنی اگر کشاورزی را یک مجموعه تلقی کنیم ترویج یکی از زیر مجموعه های کشاورزی است و در واقع یکی از بهترین عناصر تشکیل دهنده این مجموعه است. اما کشاورزی نیز خود با تمام گستردگی اش، جزئی است از یک مجموعه عظیم تر در یک نظام کلی که این نظام شامل اجزاء دیگری است که در مجموع و با هماهنگی این اجزاء نظام شکل می گیرد و بصورت پویا به حرکت خود در بستر رشد و توسعه ادامه می دهد.

در راستای اهداف فوق مدتهاست که برنامه ریزان و صاحبان فکر و اندیشه در زمینه رشد و توسعه اقتصادی بر این باورند که رسیدگی و سازمان دادن به هر مسئله ای آنگاه مفید و موثر خواهد بود که آن را بصورت جزئی از یک نظام کلی در نظر آوریم و روابطش را با کل نظام و عکس العمل هایش را در مقابل تغییرات سایر عوامل آن نظام کلی بشناسیم و با توجه به تمام روابط متقابل موجود، با آن برخوردی علمی و منطقی داشته باشیم.

اگر مجموعه ای را در نظر بگیریم که در آن اجزاء و ابعاد مختلفی بکار رفته و هدف خاصی در آن منظور است، باید شرایط معینی را ابتدا برای کل نظام و مجموعه ایجاد کرد و سپس در آن به مقدار لازم هرجزء و کیفیت ارتباط اجزاء با یکدیگر توجه خاصی شود. تنها در این صورت است که آن مجموعه می تواند پایدار باقی بماند و اثر مطلوب خود را ارائه دهد.

از جهت تعادل اجتماعی آنچه ضروری است، این است که میزان احتیاجات در نظر گرفته شود و متناسب با آن احتیاجات، بودجه و نیرو مصرف می گردد. اینجاست که پای مصلحت به میان می آید، یعنی مصلحت کل نظام و مجموعه، مصلحتی که در آن دوام و بقاء (کل) منظور است در نظر گرفته می شود.

کوتاه سخن اینکه، با قبول این اصل مهم که تا برای کل برنامه ریزی نکنیم و یا لااقل خطوط اساسی و کلی و بنیانی آن را مشخص نکنیم و جهت های حرکت را به رهروان نشان ندهیم، به احتمال زیاد کوششهای ما بسیار کم اثر و با هر اشتباه، مسئولیت مان سنگینتر و پیمودن راه دشوارتر خواهد شد.

به همین جهت بر این باوریم که کشاورزی جزئی از یک مجموعه و نظام کلی برنامه ریزی قلمداد می شود و از قدمهای اساسی و شناخت و ارزیابی این واقعیت است که تا چه اندازه کشاورزی و رونق بخشیدن به آن را باور داریم و تاچه اندازه تاریخ گذشته خود را در ارتباط با این رشته حیاتی مورد مطالعه و ارزشیابی قرار داده ایم.

اکنون برای روشن شدن اذهان و جایگاه واقعی کشاورزی مواردی را بعنوان تنگناهای کشاورزی ذیلا بیان می نماییم.

1-                       تعداد مراکز بررسی، تصمیم گیری و اجراء:

در حال حاضر سازمانهای متنوعی در امر کشاورزی فعالیت دارند و بدرجات مختلف به کار های مطالعاتی و اجرایی در کشاورزی می پردازند.

تعداد مراکز بررسی در بسیاری از موارد به روشن شدن ابعاد متفاوت مسئله کمک می کند و در پاره ای از موارد، اختلاف نظر منابع و مراکز بررسی کننده، منجر به بررسیها و آزمایشات دقیق تر و در نتیجه حصول نتایج پربارتری می گردد. بنابراین مخصوصا در مورد موسسات پژوهشی تعدد مراکز بررسی قابل ایراد و اشکال نیست ولی اگر از نظر نیروی متخصص و کارآمد تنگناهایی وجود داشته باشد و این موسسات بدون ارتباط و هماهنگی با هم به کار بپردازند، مسئله صورت دیگری پیدا می کند و تاحد بسیار زیادی مورد سوال خواهد بود که کمترین اثر آن، به هدر دادن نیروی انسانی و مالی صرف شده در این موارد می باشد. هنگامی که سخن بر سر دستگاههای تصمیم گیری و اجرایی باشد موضوع کاملا جنبه دیگری می یابد و تعدد تصمیم گیری در بهترین حالات خود نیز، جز ناهماهنگی و برخورد و کاهش کارآیی نیروها، اثری نخواهد داشت.

در بین ارگانها و نهادهای مورد نظر، وزارت جهاد سازندگی و وزارت کشاورزی بیش از همه در روستاها عمل می کنند که شایسته است سابقه تجربی، نیروهای انسانی کارآمد و از همه مهمتر فلسفه و انگیزه حاکم بر هر کدام دارای نکته های قوت و ضعف متفاوتی است که باید برنامه ریزی های مربوط به کشاورزی و ترویج عینا به آن توجه شود و چنان سازمان یافته و جهت دار عمل کنند که هر کدام نه تنها قادر باشند در عمل از تواناییهای خود بهره گیرند، بلکه با القاء و انتقال این تواناییها به یکدیگر به افزایش کارآیی جمع بیافزایند تا بیاری حق و کمک خود زارعین، فقرا و تبعیض و ظلم مورثی حاکم بر آنان را ریشه کن کنند.

2-                       داشتن سیاست فراگیر و مشخص

یکی از مسائل عمده که سالهای متمادی است در کشاورزی این مرز وبوم به آن کمتر توجه شده و مانعی بزرگ بر شکوفایی آن بوده، فقدان یک سیاست فراگیر، مستقل، ملی و مورد قبول و حمایت زارعین و روستاییان است. از بدو تاسیس وزارت کشاورزی (1320 ش.) تا کنون سرنوشت کشاورزی و کشاورزان و روستاییان بطور کلی بگونه ای رقم خورده که در جهت منابع ملی و قشر عظیمی از روستائیان نبوده و اگر قبول کنیم که سیاست یک بخش بسیار عمده از اقتصاد مملکت بوده و سرنوشت بیش از نیمی از مردم به کشاورزی وابسته است گزاف نگفته ایم. سپس تنها راه حل، تدوین یک سیاست کشاورزی، روستائی و عشایری است که تنها با شرکت صاحب نظران این رشته و با بهره گیری از تجربیات روستائیان و کشاورزان و شرکت فعال و مستقیم آنان امکان پذیر خواهد بود.

3-                       مسائل فنی

با اینکه بیش از نیمی از جمعیت کشور بطور مستقیم و بقیه نیز به طور غیر مستقیم معاش خود را به بخش کشاورزی مدیونند، اکثرا از نظر شناخت و معرفت به آن دچار بی تفاوتی هستند. از این نظر نه تنها به این بخش عمده از اقتصاد کشور توجه چشمگیری نشده و در شناخت آن، آنطور که شایسته است مساعدتی نشده، بلکه نظریه پردازان خارجی نیز در شناخت روستا و کشاورزی کشورهایی مانند ایران و فرهنگ حاکم بر آن از دور دستی بر آتش داشته اند و اکثرا فرضیه های خود را بر اساس دانش های نادرست و ناصواب بنا نهاده اند و در نتیجه به تدوین الگوهای فرضی پرداخته اند و توصیه های اجرایی نادرست ارائه داده اند که با فرهنگ حاکم بر ایران تطبیق ننموده و راه رسیدن به اهداف مورد نظر را دشوار می سازد.

گرچه در طول انقلاب شکوهمند اسلامی، به همت محققین و دانشمندان ایرانی نقاط ضعف این تئوریها کشف و اشتباه یا ناکافی بودن آنها در ابعاد متفاوتی نمایان شده است ولی وضع ایران در چنین مرحله ای، برزخی است که در آن از یک سو، اعتماد به فرضیه های کلیشه ای خارجی کمرنگ شده و از سوی دیگر شناختی اساسی و دقیق و متکی به تفکر و پژوهش داخلی به وجود نیامده است. کوششهای پراکنده ای که در این مورد به عمل آمده بصورت منسجم و قابل دفاعی با هم هماهنگ نشده اند. در واقع شاید اساسی ترین مشکل کشاورزی ایران را شناخت، ناکافی آن در ابعاد متفاوت به ویژه در جنبه های اجتماعی و فنی دانست. بطور خلاصه در هر نقطه از این سرزمین باید روشن شود که کشاورزی چه بوده است؟ چه هست؟چه باید باشد؟ و چگونه می توان بسوی شدن مطلوب حرکت کرد؟

با چنین شناختی است که می توان به جواب دو سوال اساسی زیر نائل آمد.

الف در سطح خرد در هر نقطه بهترین (( مجموعه گیاهی- دامی)) که منجر به بهترین حالت تولید می شود کدام است؟

ب- در سطح کلان چگونه می توان از این مجموعه های خرد، سیستم و یا نظامی بوجود آورد که حرکت تکاملی و پیوسته ای را سوی اهداف تعیین شده تضمین نماید؟
4- کمبود آمار و اطلاعات و ضعف پژوهش

هر کوششی که درجهت رفع تنگناهای اساسی فوق صورت گیرد، در اولین گام خود، با مسئله فقدان و یا نقص آمار و اطلاعات مواجه می شود که متاسفانه در ایران اطلاعات و آمار کشاورزی، پراکنده ، ناشناخته و مطمئن است.

پراکندگی بدان دلیل است که دستگاهها و پژوهشگران هر یک برای خود و به سلیقه خود به تهیه و جمع آوری اطلاعات و داده ها پرداخته اند و به همین دلیل این اطلاعات دارای پراکندگی موضوعی، زمانی و مکانی در خور توجهی است.

ناپیوستگی این اطلاعات نیز بدان دلیل است که با یک برنامه  و نقشه معین در جهت نیل به اهداف مخصوصی جمع آوری نشده است.

نکته دیگر آن است که دسترسی و حتی اطلاع بر آنچه موجود است نیز امری دشوار است. مرجع و ماخذی که بتواند از سیاست های اطلاعاتی و پژوهشی مربوط به کشاورزی را در یک جا جمع آوری نماید وجود ندارد.

عیب عمده ای که در این مورد وجود دارد و با گذشت زمان بر اهمیتش افزوده می گردد آن است که این اطلاعات بعلت عدم جمع آوری در محلی مشخص و با مرجعی مناسب رفته رفته بدست فراموشی سپرده می شوند و کم کم از طریق بایگانیها و سپس انبار کاغذ پاره ها راهی دیار عدم می شوند و موسساتی که وظیفه و کار اصلیشان لااقل جمع آوری آمارها و تحقیقات است، خود ستمی بزرگ بر این مملکت روا می دارند و از همه بدتر، دوباره کاریها به علت عدم آگاهی از فعالیت و تحقیقات انجام شده، شروع می شود و این سیکل همچنان ادامه می یابد...

 

 

طراحی الگو و تدوین نظام ترویج کشاورزی ایران:

 

از سالهای گذشته ، بخصوص پس از انقلاب اسلامی ایران، مسئله توسعه روستایی و عناصر مربوط به آن مطرح و همواره مورد بحث و بررسی قرار گرفته که چگونه می توان به توسعه روستایی مطلوب و مناسب جامعه و مملکت خود دست یافت. در این میان دیدگاهها و نگرش های گوناگونی مطرح بود که متاسفانه این نظریات بصورت مدون گردآوری نشده و شاید به این دلیل باشد که اتفاق نظری در این مورد نبوده و نبودن این اتفاق نظر را بایستی درعدم وجود مطالعات جامع و فراگیر درباره توسعه روستایی که بتواند نظرگاهها را به هم نزدیک سازد، جستجو کرد.

نکته ای که در اظهار نظر های چند ساله پس از انقلاب به چشم می خورد، نقش تکنولوژی و نوسازی در توسعه روستایی است که انتقال آن به روستا وروستایی مورد سوال و تردید قرار گرفته است. در این میان پرسش این است که چرا با وجود همه گونه امکانات وشرایط مناسب، در تحقق توسعه روستایی  ناموفق بوده ایم و در مقایسه با بعضی از کشورها که امکانات ما را ندارند و شرایط مشکلتری را نیز دارا می باشند آنچنان که باید نتوانسته ایم از منابع بالقوه استفاده نماییم. بخصوص در جنبه تولید کشاورزی این سوال بیش از همه جلب نظر می نماید.

بسیاری از صاحب نظران حداقل در این مسئله اتفاق نظر دارند که یکی از علل عمده در این باره، سطح نازل اطلاعات، بینش ها و مهارت های کشاورزان و روستائیان در باب تکنولوژی جدید و همچنین عدم جایگزینی فرهنگی متناسب برای زندگی وفعالیت در روستا بوده است. رسالت ارائه اطلاعات ، تغییر بینش ها ارتقاء مهارت ها و رساندن روستائیان به سطحی از آگاهی و دانستنی و انگیزشی که عامل حرکت آنها در مسیر توسعه روستایی باشد، بر عهده ترویج است. برای انجام این امر مهم و تدوین نظام ترویجی مناسب با شرایط کشورمان که بایستی در بر گیرنده آموزش های غیر رسمی روستایی و کشاورزی باشد، همانند نظام آموزشی رسمی نیاز به مطالعات گسترده و فراگیر می باشد و بایستی موضوعات مختلفی مورد بررسی قرار گیرد.

در این راستا دفتر برنامه ریزی و تحقیقات معاونت ترویج و مشارکت مردمی وزارت جهاد سازندگی با تشکیل یک کمیته تخصصی و دعوت از اساتید دانشگاه جهت تهیه طرح مطالعاتی اقدام نمود که البته لازم به ذکر است که این ایده و تنظیم مدل ترویج کشاورزی، آنی پدیدار نگشته بلکه از سال 1362 که اولین گردهم آیی متخصصین ترویج کشاورزی در شیراز و تا پنجمین آن در قالب سمینار علمی و ترویج کشاورزی در دانشگاه صنعتی اصفهان صورت گرفت، نیاز به تهیه و تدوین این الگو مطرح بوده است.

سیر تاریخ کشاورزی در ایران

 

 

 

تاریخچه تکامل ابزار کشاورزی در ایران

 

تاریخچه وسایل کشاورزی در ایران را در دو قسمت ابزار کشت و ابزار برداشت بررسی می نماییم.

الف- ابزار کشت

به گفته «پتروشفسکی» :

در قرون وسطی خیش اعم از سنگین و یا سبک مانند این ایام، از چوب بود و فقط انتهایی آهنین داشته. خیش سبک ، بیشتر متداول بوده. این خیش بتدریج از چوبی که شاخه کوتاهی به آن نصب بوده و زمین را با آن می خراشیدند، تکامل یافته پدید آمده بود.

به عقیده وی اصطلاح جفت گاو دارای دو معنای زیر بوده است:

1-                       خیش سبک یا سنگین با گاوهایی که آن را بکشد و نیروی کار انسانی، برای مراقبت. 2- قطعه زمینی که در یک فصل، به یاری یک خیش و گاوان نر، شخم و کشت شود.

«پطروشفسکی» مساحت قطعه زمین اخیر را، برای زراعت گندم شش تا هفت هکتار و برای زراعت برنج دو تا سه هکتار می داند.

جهت ایجاد شیار و تخم افشانی، از دراز گوش، گاومیش و بویژه گاو، استفاده می شد. ظاهرا خر را در شخمهای سبک به کار می بردند، زیرا به گفته حمدالله مستوفی:

از نیکویی زمین، شخم به یک دراز گوش کافی بود.

در بعضی نقاط غربی و شمال غربی ایران، برای زمینهای سخت و کوهستانی، خیش سنگین، بکار می رفت.

در زمان خلفا، خیشهای سنگینی که هر کدامشان، توسط هشت جفت گاو نر کشیده می شد، وجود داشته است. حتی « شرفخان بدلیسی » نویسنده فارسی زبان کرد، به گاو آهنی در ولایت موش ارمنستان غربی، اشاره می کند که با بیست  و چهار راس گاو نر و گاو میش، کشیده می شده است.

« جفت یا قطعه زمینی شخمی یک خانوار دهاتی، مطابقت نداشته و قاعدتا یک خانوار، قادر به خرید و نگهداری گاوان نر، برای کشش خویش نبوده است. و بدین منظور تا این ایام نیز، روستاییان ایران، در گروههای کوچک متحد شده و چند خانوار در یکجا به خرید و نگهدای خیش و عوامل کشش آن اقدام می کنند.

فردوسی کشف استفاده از جفت گاو را ، به هوشنگ نسبت می دهد. ثعالبی در داستانی متعلق به عصر ساسانیان به کشاورزی اشاره می کند که کشتزار خویش را به یاری یک جفت گاو و خیش و گاو آهن کاشته است. «قابوس وشمگیر» نویسنده قابوس نامه به فرزندش «گیلانشاه» نصیحت می کند که همواره، یک جفت گاو نیک، بعنوان رزرو در مزرعه خود نگاه دارد.

گاو آهنهای ایرانی که بسیار ابتدایی بوده و هست، فقط زمین را ، خراش می داد و عمق شیار آن، بسیار کم بود. پس کشاورزان ناچار بودند، زمین واحدی را، چندین بار شخم بزنند.

 بعقیده پطروشفسکی:

آلات شخم در ایران فوق العاده به کندی گسترش یافته و در طی چندین قرن تقریبا تغییری حاصل نکرده است و در عین حال، بنحوی بدوی است که بیننده را متعجب می سازد. تضاد و اختلاف شدیدی که میان بدوی بودن و عدم پیشرفت آلات شخم از یکسو و شیوه های متکامل فن فلاحت و زراعت ایران و انواع پیچ در پیچ دستگاهها و موسسات آبیاری بخصوص مجاری زیر زمینی از سوی دیگر وجود دارد در بادی نظر بیننده را در شگفتی می افکند وچون شخص فقدان پیشرفت آلات شخم را ، با سطح عالی و موفقیتهای فنی صنعتگران و پیشه های هنری ایرانی، در قرون وسطی مقایسه کند، بیشتر مایه تعجب می گردد.

« دکتر زکی محمد حسن» در تاریخ صنایع ایران بعد از اسلام بدینگونه ، از برتری صنعتگران قدیم ایران سخن می گوید:

« وچون به ایران نظر کنیم، می بینیم که محل تلاقی و برخورد فنون و صنایع قدیمه شرق نزدیک بوده و روشهای فنی متنوعی در آن، نشو و نما کرده است و فنون و صنایع بابل، آشور، مصر، هند و یونان در آن تاثیر نمایان داشته و پس از اینکه در کشور ایران نشو و نما کرده است، در سراسر قرون قدیمه و وسطی، در عالم منتشر شده و در فنون و صنایع ملل تاثیر بسزایی داشته است. به استثنای فنون و صنایع یونان، می توان گفت دوره هیچ فن و صنعتی، مانند فنون و صنایع ایران ممتد نشده است. گذشته از این با کمال اطمینان و عقیده راسخ می گویم، هیچ فن و صنعت مهمی در عالم یافت نمی شود مگر اینکه فنون و صنایع ایرانی، در آنها موثر بوده و از روش و یا ظریف کاری و تزیین آن اقتباس کرده باشند. آری، تمام فنون و صنایع یونانی، مصری قدیم و روم و بیزانت و چین و هند، در بعضی از اشکال فنی و روشهای معماری و تزیینی و یا از حیث رموز فنی و ظریف کاری مدیون فنون و صنایع ایرانی می باشند.

« پطروشفسکی» علت عقب ماندگی ابزار کشاورزی را بدین گونه بیان می کند:

برای عقب ماندگی آلات کشاورزی، فقط یک توجیه می توان یافت و بس: به این معنی که ریشه عقب ماندگی، نه در وضع فنون و صنعت، بلکه در روابط اجتماعی ایران زمان قرون وسطی بوده ایران در آن زمان قادر به تولید آلات کشاورزی بهتر و عالیتر و مکملتر بوده است ولی جامعه فئودالی ایران مانند دیگر کشورهای آسیای غربی و آفریقای شمالی، در این زمینه مشوق و محرک ترقی نبوده است.

اگر آلات کار تکمیل می یافت، مخارج تولید کشاورزی افزوده می شد. ولی نه روستایی که مقید و وابسته به مالک فئودال بوده در زیر بار شیوه مزارعه و بیغار و بهره و مالکیت مالک و دولت، خرد شده بود، در این افزایش هزینه ذینفع بود و نه مالک فنودال که از خود زراعتی اربابی نداشت و بدین سبب در اندیشه توسیع تولیدات کشاورزی نبود. زیرا محصول اضافی را که مالک مزبور بصورت بهره ماخوذ می داشت بخشی از آن مستقیما خود وی و خانواده اش و نوکران نظامی و آدمهایش مصرف می کردند و قسمتی را هم در رباخواری و بازرگانی بکار می انداخت و چیزی صرف تکمیل کشاورزی نمی کرد. به اضافه، هزینه تولیدات کشاورزی از قبیل خرید عوامل( گاو داری) بذر و خود گزاف بود. مثلا در املاک خاص غازان خان، مخارج هر جفت گاو زمین از قبیل یک جفت گاو نر و بذر و غیره به 185 دینار سر می زد که می بایست یکباره پرداخته شود. روستایی می بایست این هزینه ها را به عهده گیرد و یا چنانکه مالک متعهد مخارج مزبور می شد، میزان بهره اضافه می گشت. و در هر دو مورد، این مخارج را روستایی از سهم محصول خویش می پرداخت و بدیهی است که روستایی، مایل نبود، بجای آلات شخم قدیمی که از نیاکان خویش به ارث برده بود و نوع آن در طی قرنهای متمادی متناسب خاک و شرایط هر محل بتدریج پدید آمده بود، آلات مکملتر و بالضروره گران قیمت تری ابتیاع کند. بدین سبب به آلت کار، چندان توجهی نمی شد و اهمیتی برای آن قائل نبودند.

به گفته شاردن جهانگرد فرانسوی در عصر صفوی:

ایرانیان پس از هر شخم کلوخه ها را با تخته و ماله سیخی، خرد می کنند و آنگاه توسط بیل زمین را صاف نموده کرتهای چهارگوش می سازند. ارتفاع آب کرت، باید در حدی باشد که اردک در آن شناور گردد.

ب- ابزار برداشت

به گفته پطروشفسکی قدیمی ترین شرحی که در باره دستگاه خرمنکوبی موجود است به قلم شاردن جهانگرد فرانسوی می باشد. ( احتمالا شکل نوعی خرمن کوب است پس در این صورت قدیمی ترین سند مکتوب می باشد. )

اما رافائل دومان سیاح قرن هفدهم نیز خرمنکوبی در ایران را توصیف نموده است که ما به نقل مستقیم آن می پردازیم:

« آنان برای درو گندم، آن را از ریشه با داس می برند ولی دسته نمی کنند و از آن در نقطه ای از مزرعه که برای خرمن صاف و کوبیده شده، توده ای می سازند.. آنها عرابه کوچکی دارند که روستایی روی آن می نشیند. چرخهای آهنینی که عرابه به یاری آنها می چرخد، گاه به تعداد بیست سی هستند و قطر دایره هریک قریب نیم فوت است. این آلت شؤن نامیده می شود. قاطر ماده ای که چشمانش بسته است، آن را می کشد و دائما به دور توده گندم، می چرخد، این آلت کاره را خرد می کند و دانه را از خوشه ها جدا می سازد. کاهی که بدین طریق خرد شده در اینجا به اسب می دهند و دانه های گندم دست نخورده به جا می ماند. و اسبانی که ساعتی چرخیده اند، استراحت می کنند، و از همان کاه به ایشان می دهند و بی شک این رسمی باستانی است

به گفته شاردن برنج را در هاونی چوبین و یا گودالی آجری به ابعاد چهار فوت پاک می کردند.

تاریخ کشاورزی و دامپروری ایران

 

1 نوشته شده توسط هادی / کارشناس زراعت | لینک ثابت |

Bean
موضوع: زراعت و اصلاح نباتات جمعه 1385/03/12 1:8 قبل از ظهر

Beans

(Phaseolus spp.)


The author of this chapter is D.G. Debouck (International Board for Plant Genetic Resources [IBPGR], Rome).

The author wishes to express his thanks to G.F. Freytag (USDA), J. León (University of Costa Rica), G. Ballesteros (University of Córdoba, Columbia), O. Toro (CIAT) and O. Youdivich. He also thanks the following institutions: IBPGR (Rome), CIAT (Colombia), IUCN (Switzerland), INIFAP (Mexico), ICTA (Guatemala), ICA (Colombia), INIAP (Ecuador), INIAA (Peru), CIF (Bolivia), INTA (Argentina) and the University of Costa Rica


Of the genus Phaseolus sensu stricto, which includes 55 species, five have been domesticated. The pre-Columbian peoples grew them for thousands of years as a main source of protein, since animals did not have an important role as a source of food or draught power, particularly in Mesoamerica.

As early as the pre-Columbian period, the kidney bean (P. vulgaris L.) had gained wider acceptance and was selected more intensively. The early chroniclers inform us that, in the Aztec and Incan empires, great importance was given to this species and it was used to pay tributes. It gained even more popularity after the conquest and, from 1880, with the exception of isolated studies the work on genetic improvement was mainly concentrated on this bean. This preferential treatment was detrimental to the other species which are of greater or comparable interest in modern agriculture, at least in areas that do not offer optimum ecological conditions for their development.

The ancestral form of P. vulgaris grows within the boundary between two climatic zones subtropical dry and tropical temperate where pre-Columbian societies established many settlements, a tact which may explain the acceptance of the species. To cover the greater part of the area occupied (except for certain Andean regions), the Pre-Columbians domesticated four other species.

The five ancestral forms were lianas which grew in different ecological niches. Biochemical studies have shown how P. lunatus was domesticated in several points of Mesoamerica and P. vulgaris in the Andes. Except in the latter region, uniformity in selection pressure led to a considerable similarity in evolutionary stock. With the exception of the tepary bean, the association with maize—although it was late in the Andes—also contributed to this standardization. The levels of evolution of the five species have been varied and there is a great potential for exploitation; for example, as regards the growth habit in P. polyanthus and the size and colour of the P. acutifolius seed. The ecological potential of these species would enable some of them to be developed even more profoundly than P. vulgaris.

At a time when the model of an agriculture which is both sustainable and productive has been accepted, beans deserve to be given renewed attention.

Phaseolus coccineus

Botanical name: Phaseolus coccineus L.

Family: Fabaceae

Common names: English: scarlet runner beans: Spanish: ayocote (name of Nahuatl origin, central Mexico), patol (Mexico [Zacatecas]), botil (Mexico [Chipas]), chomborote, piloy (high platear of Guatemala), cubá (Costa Rica)

This species has been cultivated in the high parts of Mesoamerica for many centuries. In pre-Columbian Mexico. the people of the Anahuac cultivated it extensively and ensured its distribution. Its introduction into southern Colombia (Antioquia and Nariño) and Europe (where it is known as scarlet runner bean and haricot d'Espagne) could have occurred in the seventeenth century before reaching other parts of the world. such as the Ethiopian highlands. It has been found in archaeological remains only in Mexico in Durango and Puebla. and wild only in Tamaulipas. Although archaeological information is very scarce. it could be assumed that its Mexican domestication took place in humid high zones.

Changes in maize varieties (earlier-maturing and with softer stems) and the use of fertilizers (for example, urea) and herbicides in maize yields led to the gradual abandonment of this crop in eastern Guatemala and in Costa Rica. It is reasonable to suppose that the same is happening in other areas of its cultivation. Because of its ecological niche P. coccineus has suffered heavy competition from exotic crops with a higher consumption and better market, for instance vetch, broad bean, cabbage, garlic and onion.

P. coccineus has been used in its nuclear area, particularly for its dry or green seeds. The consumption of young seeds enables the crop to be expanded to higher altitudes, since the fleshy root produces a second growth after light frosts (for example in Huehuetenango, Guatemala). The root of this legume has medicinal uses in Mexico and the flowers are also eaten. Its gaudy influorescences may be the reason for its recent expansion as an ornamental plant in Europe and the United States. The green pod is used as a vegetable in western Europe and the dry seeds (white seeds) are eaten in some traditional dishes.

Botanical description

A pluriannual species of great vegetative vigour with stems of several metres (only in a few modern cultivars are there shrubby forms) which emerge from a fleshy root. P. coccineus is easily distinguished by: its large seeds (the weight of 100 seeds is 80 to 170 g and 6 to 12 g for the wild form) and small, narrow, elliptical hilum; and its large influorescences (20 cm and in excess of 20 fruit-bearing stems) with scarlet, white or, more rarely, two-colour flowers. It carries out hypogeal germination, has a fleshy root which is divided and generally fusiform and which allows cotyledonary young shoots to resprout over several consecutive years. It flowers 50 days after sowing. with early varieties, or at the start of the rains, and continues to produce flowers over a long period, except in the shrubby varieties. In the majority of cases P. coccineus undergoes cross-pollination. assisted by its extrorse stigma and nectaries and through the action of bees and humming birds. Thus far, it is considered self compatible.

The seed of wild varieties is dispersed through explosive dehiscence of the pods during the dry period. In some wild populations there is a short latency; the seeds viability in natural conditions does not exceed three years.


Figure 3. Beans: A) Phaseolus coccineus; A1) legume; A2) seeds; B) P. acutifolius; B1) legume; B2) seeds

Ecology and phytogeography

Like P. polyanthus, P. coccineus tolerates higher precipitations than other species of Phaseolus (Table 3), provided that the soil has good drainage: that is with derivatives of volcanic ash, fine particles, etc. It grows at cooler temperatures than other cultivated species and is generally heliophytic. although it tolerates mists.

Table 3. Selected cultivated species of Phaseolus: altitude, daytime temperature, mean annual precipitation, duration of growth cycle from start to end of harvest, yield potential in tropical areas

Species Altitude
(m)
Temperature
(°C)
Precipitation
(mm/year)
Growth cycle
(days)
Yield
(kg/ha)
Phaseolus coccineus 1400–2800 12–22 400–2600 90–365 400–4000
Phaseolus acutifolius 50–1900 20–32 200–400 60–110 400–2000
Phaseolus lunatus 50–2800 16–26 0–2800 90–365 400–5000
Phaseolus polyanthus 800–2600 14–24 1000–2600 110–365 300–3500
Phaseolus vulgaris 50–3000 14–26 400–1600 70–330 400–5000

Its nuclear area extends from Durango to Veracruz and Puebla. In Guatemala. it is traditionally sown on the slopes of the Cuchumatanes range, on the high plateau of Huehuetenango up to Alta Verapaz and Sacatepéquez. and in the highest parts of the rest of Central America. The wild form of P. coccineus (although unable to be confirmed as ancestral throughout its distribution) extends from Chihuahua in Mexico to Panama, generally between 1400 and 2800 m in the humid high forest.

Genetic diversity

In its wild form, this species displays a great phenotypical variation in its current state of evolution. in contrast with the other wild species of the genus (there is some similarity with P. augusti of South America). Wild P. coccineus may be considered to be a complex of several forms, now in active speciation. throughout its distribution range. Some very differentiated forms, such as P. glabellus, may have become separated, constituting an early form of a group of which it is now difficult to distinguish all the variants. Allogamy is frequent in these plants, and the crossing of wild and cultivated forms, which have been displaced by humans, has changed the speciation patterns. Because of its active process of evolution, this species complex is not an easy task for the taxonomist but, by the same token, it offers great potential for the plant improver.

In addition to a group of four wild forms with scarlet flowers, mention should he made of another four forms with purple flowers. P. polyanthus is a related species at the boundary of the primary genetic stock of the scarlet runner bean, since in some cases it can be crossed with the later, as in Putumayo, Ecuador or in Imbabura, Colombia. Likewise, P. vulgaris may he considered to be at the boundary of the primary genetic stock of the scarlet runner bean.

There are only a few definite cultivars, particularly among the climbers; among the indeterminate shrubby cultivars, "Patol Blanco'' may be mentioned and, among the determinate shrub cultivars, ''Hammond's Dwarf".

There are risks of genetic erosion in areas where the traditional maize field has been changed, as some parts of Mexico (Chiapas, Oaxaca, Puebla and Veracruz), Guatemala and Costa Rica. Along with maize, the three species of bean (P. coccineus, P. polyanthus and P. vulgaris) and gourds were frequently sown in these areas. In the high plateau of Mexico (Durango, Zacatecas), the recent spread of the kidney bean may displace the "patoles" for reasons of cost.

P. coccineus material exists in collections of germplasm, mainly in Chapingo in Mexico (INIFAP), Pullman in the United States (USDA) and Palmira in Colombia (CIAT). The cultivated material has already been collected to a great extent, except in some areas of Guatemala (for example. Quiche), Honduras and Costa Rica. where it may be already too late to make such a collection.

For the wild material. it is necessary to collect around the great cities of Mesoamerica, particularly in the valley of Mexico, since these areas were a centre of diversity of the P. coccineus, complex which is very rich in forms. Many areas still remain to be explored, in view of material collected compared with the abundant herbarium material available. The complications involved in handling these forms ex situ mean that they need to he conserved in situ.

Cultivation practices

In most of its area P. coccineus is sown with maize and other varieties or species (P. vulgaris, P. polyanthus) following documented practices, since precipitations allow their association. In Durango and Zacatecas (Mexico), under heavy rain conditions it is sown alone, either in widely spaced rows or broadcast. depending on the type of ploughing. Manual harvesting is still common; the pods are gathered and left to dry in the sun before being beaten and the seeds are stored in sacks.

Estimation of the yield in cultivated herds is difficult, since farmers intercrop P. coccineus with other beans or harvest it periodically. It produces 400 to 1000 kg per hectare in the shrubby forms while, for climbing varieties, the yield can be much higher (Table 3). In the United Kingdom, for crops with young pods, more than 23 tonnes per hectare have been recorded.

Prospects for improvement

The scarlet runner bean has been used on many occasions for improving the common bean but only in very few cases has its own improvement been addressed, although specialists agree on the hardiness of the species against several fungi, bacteria and viruses.

The delayed production of climbing forms may be considered a limitation. The number of shrubby forms is not sufficiently high (especially of those with white seeds) and several of them have a low yield. Not all colours and seed stocks exist in these varieties, and this is particularly the case with shrubby forms. Floral abscission can at times be considerable—perhaps because of the lack of pollinators—and causes yield losses.

Many cultivars root easily and can be maintained over several years thanks to their fleshy root. Their large attractive flowers make insect pollination easy (this crop may be assumed to have a positive effect on local entomofauna). A hybrid scarlet runner bean could be developed; however, unlike the kidney bean or the tepary bean, it is not known whether there would be a strong heterosis effect.

The use of the scarlet runner bean to complement maize in silage deserves investigation since, as well as its fodder value, the plant can limit soil erosion. It may also be useful interspersed in young forest or fruit plantations (to give soil protection, fertilizing value or additional income).

Because of its type of germination. P. coccineus is a useful species for fighting the bean fly (Ophiomyia phaseoli) in the highlands of East Africa.

Phaseolus acutifolius

Botanical name: Phaseolus acutifolius

Family: Fabaceae

Common names. English: tepary bean: Mayan: xmayum (Mexico [Campeche]): Spanish tépari, (name of Opatan origin) (Mexico [Sonora]). escomite or escumite (Mexico [Chiapas]), frijol piñuelero (name of hybrid origin) (Costa Rica)

This species has been grown for a long time in Mesoamerica, mainly as a vegetable in desert zones or areas with a long dry period. Unlike the case of other cultivated species of the genus, P. acutifolius was first described in its wild form while the relationship with the cultivated form was recognized later Archaeological findings have shown that this species was grown in ancient times in the southeastern United States, where it apparently penetrated from Mexico 1200 years ago) and Puebla (where it existed 5000 years ago). Geographical distribution of the cultivated form extends from Arizona and New Mexico to Guanacaste, Costa Rica, on the dry subtropical slope of the Pacific. The distribution of P. acutifolius is sporadic, which is reflected in its market. The main product is a dry seed which is eaten because of its rich protein ( 17 to 27 percent) and carbohydrate content It is also used as a young tender string bean and as fodder after harvesting.

It is still not known precisely where the species was domesticated It should be noted that electrophoretic analyses of the phaseolin and isoenzymes indicate that the domesticated populations were few. Either because of its historic extinction, because the initial genetic base was already reduced at the time of its domestication or because of the autogamy of the species, the cultivated genetic potential does not seem to have been very extensive, to judge from its sub sequent development. Following are some of the causes that several authors have reported as having led to neglect of the tepary bean:

  • the availability of cheap water in desert areas which enables the cultivation of fodder plants or garden produce and other vegetables of greater value (kidney bean, cowpea), as the tepary bean's yield remains the same or even diminishes with irrigation;

  • the loss of eating traditions in indigenous communities;

  • the shortage of demand on the big markets.

Its cultivation potential in desert areas is extensive and is still to be explored

Botanical description

P. acutifolius is a desert therophyte and is easily distinguished from other species of beans by its epigeal germination, sessile primary leaves, acute rhomboid folioles, pseudoracemes—with two to four fruit-bearing stems—small pink flowers (white in some cultivars) with very small triangular bracteoles and pods that have sutures marked with five to ten ovules Autogamy appears to be dominant Two wild forms are recognized: var. acutifolius with rhomboid folioles and var. tenuifolius with linear, sometimes sagittate, folioles. A third wild form appears sporadically with narrowly falcate folioles which. because they have different blastogenic characteristics from the var. tenuifolius and possess a certain incompatibility for crossing. could be considered a separate species (P. parvifolius).

Thc cultivated form, like the wild forms, has a short cycle, flowering 27 to 40 days after germination and ripening at 60 to 80 days. The plants wither completely (except P. parvifolius). In the wild forms, seeds are dispersed within a radius of 3 m by explosive dehiscence of the pods In some cultivars there is a brief postharvest latency of one month. The seeds of the wild plants germinate through the imbibition caused by the heavy desert rainfalls of the following year. However, only in some is germination staggered over three years.

Ecology and phytogeography

The cultivated form is found from 50 m to 1920 m above sea level. It requires an annual precipitation of 250 to 300 mm, although it is grown in Mexico in regions with a precipitation of 150 mm (Sonora) to 750 mm (Campeche). During the vegetative period, the daytime temperature can reach 20 to 32°C. It grows on well drained. sandy, muddy, sometimes organic soils with pH 6.7 to 7.1.

There is an ecological specialization in the wild forms of the tepary bean: var. acutifolius of Arizona, New Mexico, Lower California, Sonora, Chihuahua, Durango, Sinaloa and Jalisco occupies semi-sunny habitats with the mesquite on the banks of streams. while var. tenuifolius colonizes the sunny slopes with cacti and thorny shrubs in Arizona, New Mexico, Lower California. Sonora, Chihuahua, Durango, Sinaloa, Nayarit, Jalisco, Querétaro, Michoacán, Guerrero, Oaxaca and Jalapa. The cultivated form is a heliophyte and has characteristics that allow it to tolerate excessive sun.

Genetic diversity

Compared with the kidney bean, there is less seed variability. Basically two forms occur: one with a fairly small, rounded, white or black seed; and another with a larger-sized angular, rhombohedric seed that may be white, greenish white, grey, bay, dark yellow, mahogany, black or purple-mottled or coffee in colour. The average weight of 100 cultivated tepary bean seeds is between 10 and 20 g and, for the wild form, between 2 and 5 g. Two cultivars have been cited: one is white (Redfield) and another is dark yellow. Both result from mass selection. Although the cultivated and wild materials do not have a definite habitat, a desert environment is necessary. Whereas the wild varieties are generally climbers with a few guide shoots (2 to 4 m in length), there are two cultivated groups: the indeterminate shrubby varieties with short guide leaves and the indeterminate creepers with long guide leaves, which climb if they find support. The author knows only one escape variety. The secondary genetic stock is not well known: the kidney bean may be considered to be within the tertiary stock.

A good number of cultivars from which collections have been made mainly in Mexico appear to be no longer sown. It seems unlikely that many more cultivated forms will be found but it would be useful to re-examine the southern area of distribution. This examination is an example of a germplasm collection programme that has enabled a good part of the crop's variability to be saved. The two wild forms represent the major source of variation for future improvement of the species. As some plant species are threatened by overgrazing, it would be advisable to collect germplasm from Nayarit to Jalapa.

Cultivation practices

In the southern area of its distribution, the rural communities have conserved P. acutifolius, particularly because of its early maturity and reduced cultivation requirements. It is sown on the edge of maize fields, at the start of the rains to obtain the green bean and at the end of the rains to obtain the seed, or on plots around houses in virtually any period. In the northern area of its distribution (southeastern United States, northeastern Mexico), it is sown under heavy rain conditions in small fields with a favourable topography or on the edges of streams, generally alone or with some gourds and tolerated weeds. After the first heavy downpour, the land is ploughed and then sown in rows or broadcast following the second downpour. The plants are pulled up when they reach maturity and are left to dry in the sun. One week later they are trodden on a clean surface while the seeds are collected and winnowed with a basket. The seeds used to be stored in baskets or clay vessels (nowadays in tins or plastic bags), thus maintaining their germinating capacity for three years. In Campeche, to store seed for sowing, packets are made with the unopened pods and placed in contact with the smoke of embers.

Yields are estimated to be 200 to 900 kg per hectare, with wide variations depending on sowing density and rainfall. About 1000 to 2000 kg per hectare are obtained with fertilizer, with harvests of up to 4 tonnes per hectare.

Prospects for improvement

The tepary bean is considered to be a useful species for improving the kidney bean (it is not attacked by mildew or smut, Xanthomonas phaseoli), but no programmes have been carried out for improving the tepary bean itself. Unlike many leguminous vegetables, it gives an acceptable yield with less than 400 mm of annual precipitation. Its small seed size could be corrected by improving the species; the variability in colours and seed standards could also be increased. A pronounced heterosis is noticed when lines are crossed and there is a possibility of hybrid tepary beans being produced (it would be necessary to determine whether the secondary stock would make it possible to increase the flower's attractability to insects1). Some populations are susceptible to rust, oidium, mildew, root rot, leafminers, bruchids and leafhoppers. Some lines have good or excellent levels of resistance to these pests and diseases. In cultivation, the germplasm has proved susceptible to high temperatures, acidity, aluminum toxicity and common mosaic diseases.

Its potential for introduction into desert areas (the American tropics, the Sahel, the Near East, India) is considerable but it has not been exploited. For example, in July 1985, the author sent a small sample of tepary bean plants to Chincha in Peru for evaluation; in 1989 one of the tepary beans was already being sold under the name of cuarenteno in Chiclayo. In many areas its use as a cover plant or as a crop merged with millet (Pennisetum sp.), prickly pear (Opuntia sp.), mesquite (Prosopis sp.) and jojoba (Simmondsia sp.), for human or animal consumption, has not been exploited either. It should be possible to use it as a postharvest crop when temperatures are still favourable and residual humidity is low. One of the main reasons for promoting cultivation of the tepary bean is to limit the use of water in subdesert areas.

Research should be orientated towards increasing the collection of germplasm; distributing seed from gene banks to farmers; divulging information through agricultural extension services on the cultivation potential of the tepary bean in dry zones; setting up seed improvement projects; developing food technologies suited to leguminous vegetables (for example, industrial processing of proteins), which would free the farmer from market requirements; and promoting information on the methods of consumption in order to re-upgrade the use of this legume.

1No cytoplasmatic androsterility or agents re-establishing fertility have been recorded in P acutifolius.

Phaseolus lunatus

Botanical name: Phaseolus lunatus L.

Family: Fabaceae

Common names. English: butter bean, Lima bean, Burma bean, duffin bean, Rangoon bean

There are two main genetic stocks domesticated from two separate wild forms and with morphotypes from a different seed.

Common names of the small-seed cultivars (24 to 70 g per 100 seeds). Mayan: ib (Mexico [Yucatán]); patashete (Mexico [Chiapas]); ixtapacal (Guatemala [Suchitepéquez]); Spanish: sieva, comba (Colombia [Guerrero]), furuna (Mexico [Jalapa]), chilipuca (El Salvador), kedeba (Costa Rica), frijol caballero (Cuba), haba (Puerto Rico, Panama), carauta (Colombia [Atlantic]), frijol de año (Colombia [Tolima]), guaracaro (Venezuela); French: pois souche (Haiti)

The Caribbean group is made up of small, round seed material distributed in that area.

Common names of the large-seed cultivars (54 to 280 g per 100 seeds). Spanish: lima (because of its origin from the coast of Peru), torta (Colombia [Nariño, Huila], Ecuador [Imbabura, Azuay, Loja]), layo (Peru [Cajamarca]), pallar (Peru [Lambayeque, La Libertad, Lima, Ica, parts of the range]), palato (Bolivia [Chuquisacal), poroto manteca (Argentina)

Archaeological findings in Ancash, Peru, indicate that, after Lagenaria siceraria, the large-seed species were among the first to be cultivated (8 000 years ago), while the small-seed materials in Mesoamerica date back only 1 200 years. The large-seed material appeared 5 000 years ago on the coast of Peru, where they were of great nutritional and cultural value, particularly for the Mochican and Nazca peoples. Distribution of the wild form on the northern range (electrophoresis test results show that it is the ancestor of the Andean stock) suggests that domestication took place in this area and that it expanded towards the high parts of Ecuador and Colombia as well as towards the Peruvian coast and other high parts of Peru and Bolivia. Nowadays, the green seed in particular is eaten.

On the Peruvian coast, dulce de pallar, a kind of Lima bean conserve, is prepared from the dry seed. The aesthetic value of the seeds has enabled them to be used in recreation activities in peasant communities. The small-seed cultivars were domesticated from a wild form, possibly in Mesoamerica and in more recent times. The seeds are eaten dry (the Mayans of today prefer them refried) or green. In Asia the young plants or young leaves are consumed; in Madagascar they are used to prepare hay.

Among the reasons for the present marginalization of P. lunatus, apart from abandonment of the traditional diet with the rural exodus and changes in peasant customs, we should mention the presence of a cyanogenic glucoside which in some cultivars, if detoxification is omitted, may cause poisoning. Standardization in the consumption of leguminous vegetables (some varieties of common bean or cowpea) has been prejudicial to the Lima bean because of the presence of this glucoside. The small-seed cultivars, particularly under irrigation, suffer from the competition of soybean (and sometimes the cowpea because of its price). In the Peruvian Andes, Lima beans have heavy competition from the introduced lablab [Lablab purpureus (L.) Sweet] which is resistant to weevils, and the introduced pigeon pea [Cajanus cajan (L.) Mills], which is more tolerant of drought.

Botanical description

P. lunatus is a pluriannual species (except for a few modern cultivars) with epigeal germination and fibrous roots. Its ancestral forms come from low- or medium-altitude tropical deciduous forests. It is easily distinguished by its half-moon seeds (with the exception of a group of cultivars from the Caribbean that has a spherical seed). It is striated from the hilum and has: deltoid folioles; pseudoracemes with four to 12 fruit-bearing stems; small flowers, with a standard which is greenish (Mesoamerica) or purple (Andes); very small, roundish bracteoles; and smooth, falcate pods with three to six ovules. The two wild forms display marked differences but do not justify differentiated taxonomic treatment because of the considerable introgression among their genetic stocks. It is an autogamous species with an introrse stigma, but cross-pollination may exceed 32 percent.

The earliest genotypes flower 35 days after sowing and complete their cycle in around 100 days. Others may have two flowering cycles per year depending on the distribution of rainfall. In dry areas, the plants sprout from the lower part of the stem with the return of rainfall. In the majority of the traditional varieties, the guide leaves are long (3 to 6 m), indeterminate, creeping (and therefore useful as ground cover) or climbing.

The fibrous roots may attain several metres on filtering soils with deep humidity (Yucatán, coastal Peru), thus giving the plants great vegetative vigour (greater than maize) and a survival period of up to four years. In the wild populations. the seeds are dispersed through explosive dehiscence of the pods.


Figure 4. Beans: A) Phaseolus lunatus; A1) legume; A2) seed; B) P. polyanthus; B1) legume; B2) seed

Ecology and phytogeography

Although not strict, there is a certain distribution pattern of the forms. The small-seed wild form is found from Sinaloa in Mexico to Salta in Argentina, generally below 1600 m. The small-seed cultivars frequently grow at a lower altitude in the Pacific area of Mesoamerica, from Arizona in the United States to Choco on the western range of Colombia as well as the Ecuadoran coast, and from Yucatán and Colombia to Venezuela and in the Antilles. It also exists h northeastern Brazil and in Formosa, Argentina. The larger wild form is distributed in Ecuador and in the north of Peru between 320 and 2030 m. The large-seed cultivars are distributed in Peru from 50 to 2750m and in the high valleys of Chuquisaca and Cochabamba in Bolivia. Curiously, some also exist in the south of Brazil.

P. lunatus is a generally hardy species which prefers dry climates and deep soils (pH 6 to 7.2) with good drainage. Although it is true that some forms tolerate the climate of the lower tropics well, the species' exceptional altitude range should be mentioned, particularly in Peru where some forms withstand low temperatures (Table 3). P. lunatus, both cultivated and wild, is rather heliophytic.

Genetic diversity

The intraspecific variability of P. lunatus is particularly high in the groups of Siva and Gran Lima varieties and less in the Caribbean group. There are several commercial cultivars, particularly in California (for example. Henderson and Fordhook) and for domestic consumption (unripe green seeds in salads) in the United States. Relatives of the Andean wild form are P. augusti Harms, P. bolivianus Piper and P. pachyrhiozoides Harms. Of the cultivated species, the latter has the widest secondary stock.

There are numerous gene banks, mainly in Pullman in the United States (USDA), Chapingo in Mexico (INIFAP) and Palmira in Colombia (CIAT). Germplasm has been collected in order to save traditional material cultivated in several regions of the American tropics where varieties have rapidly disappeared. It could still be collected profitably in some parts of the Yucatán peninsula, northern Colombia, San Martin in Peru and in Paraguay.

In the case of wild material (particularly of the small-seed tone) many regions fall short for collecting specimens: Tamaulipas, Sinaloa, Michoacán, Oaxaca, Chiapas, Petén in Mexico, El Salvador, Nicaragua, Panama, Venezuela and easten1 Bolivia.

Cultivation practices

In the neotropical zones of America, it is very common to find from one to five P. lunatus plants in household vegetable gardens and on small plots, as it is customary for families to add a few green seeds to soups. In the Mayan Yucatán, this bean is traditionally sown as part of the slash-and-burn clearing system with maize, buul (P. vulgaris) and gourds. On the coast of Colombia, carauta is found on plots with maize, cassava and guandul. On the coast of Peru, it was frequently found broadcast on the banks of mountain streams where it absorbed the floodwaters. Similar practices may have existed in the cinteño valley in Bolivia before the introduction of the grapevine. Nowadays, in Chinca, Peru, it is sown as a commercial monoculture (white seeds) on ridges with irrigation. In many parts of the Andean range (in the dry inter-Andean valleys at 2000 m of Nariño, Colombia; Imbabura and Azuay in Ecuador; and Cajamarca in Peru) P. lunatus is frequently seen growing on old walls separating plots and roads or on landslides and slopes. The peasants thus use the spaces of least value. In other parts of Peru (Cajamarca, La Libertad), the Gran Lima types are sown around the edge of small farms. In some places, the plants behave spontaneously and cross with the wild forms that exist in the surrounding area (for example in Succhubamba, Cajamarca).

As it is sown almost individually in many family vegetable gardens. it is difficult to give figures for yield per area. Furthermore, periodic harvesting complicates the evaluation. In the shrubby forms, seed yields of 2000 kg per hectare have been recorded and, in climbing varieties, more than 3000 kg per hectare.

Prospects for improvement

Within the cultivated species, P. lunatus competes with P. coccineus through the genetic stock which is wider (primary and secondary) and differentiated into a very early form (for which there is genetic progress); it has a good rate of allogamy and heterosis has been found; consequently there are good prospects for improvement. P. lunatus' relatively late production, as well as that of the indeterminate creeping forms, may be compensated by exploiting the earlier shrubby forms. There is a wide variation in the glucoside content in the seed, and potential for improvement with types of less than 5 ppm, without any correlation with the colour of the tegument. The evaluation of cultivars to determine the glucoside content will make it possible to establish many materials in traditional areas of cultivation and consumption. Its hardiness and lengthy production may be advantages in adverse conditions where other leguminous vegetables do not prosper. The aesthetic value of the Gran Lima varieties may be considered in the development of handicrafts (which could be useful in remote parts of the Andes). The restoration of traditional dishes and uses (for example in recreation) would also contribute to the crop's promotion. The selection of varieties resistant to grub (Acanthoscelides sp.) and weevil (Apion sp.), particularly the Gran Lima, and of shrubby forms with a greater diversity of seeds (colour, shape) as well as the study of production techniques (the use of nettings, sowing on slopes, etc.) should be mentioned as research priorities.

Phaseolus polyanthus

Botanical name: Phaseolus polyanthus Greenman

Family: Fabaceae

Common names. Spanish: botil (Mexico [Chiapas]), piloya (Guatemala [Chimaltenango]), dzich (Guatemala [San Marcos]), piligüe (Guatemala [Alta Verapaz]), petaco (Colombia [Antioquía and western region]), cache (Colombia [Cauca, Huila and southern region]), matatropa (Colombia [Huila]), toda la vida (Ecuador, northern region of Peru).

The taxon P. polyanthus was recently acknowledged as a result of identification of its ancestral forms. There are no recordings of this legume on archaeological sites, in spite of the fact that the seeds found have been analysed thoroughly. The ecological conditions under which this species grows may not have been favourable for its preservation. Mention has been made of how old this crop must be in Mexico. In comparison with the wild forms and the other species, P. polyanthus is less evolved, which appears to be the result of its more recent domestication.

It has frequently been cultivated together with maize, gourds and two species of bean (P. coccineus and P. vulgaris) in Mesoamerican regions with a humid climate and at an intermediate altitude. Like the scarlet runner bean, this crop has been reduced with modification of the traditional maize field system in many parts of Mesoamerica. If peasants have to cease cultivating a species of bean, they keep the kidney bean, which generally obtains the best price. Among the other causes of its marginalization is the extension of coffee plantations and livestock rearing in its area of cultivation. As their incomes increased. peasants tended to abandon consumption of this legume. Traditionally, the green seed is preferred (either because it is easier to digest or because of its softer tegument) when the pod reaches physiological maturity and the dry seed is favoured less: it is eaten in soups. stews or even as a sweet (Amazon region).

Botanical description

Only pluriannual forms of P. polyanthus are known, which can live from two to tour years. In drier parts (for example, western Cajamarca, Peru) it tends to behave as an annual. It is easily distinguished from the other species by its epigeal germination; fibrous, fasciculate roots; inflorescences with six to 16 fruit-bearing stems; primary bracts and long, narrow bracteoles (giving the pseudoraceme the appearance of a spike); white or lilac flowers (purplish pink in the wild form); and terminal stigma. Its seed (70 to 100 g per 100 seeds for cultivated varieties and 16 to 25 g for wild forms) has a wide, elliptical hilum and the parahilum is frequently broken.

Ecology and phytogeography

P. polyanthus is distributed in intermediate altitudes (800 to 2600 m) in cool, damp climates with one dry period per year (Table 3); it has a long flowering period (two to five months) and can have two flowering and fruit-bearing periods per year if the rainy season is heavy (Colombia, Venezuela). It prefers deep, organic, damp and well-drained soils with pH 6.2 to 6.5 and it tolerates a degree of shade.

The cultivated form is found in Puebla, Veracruz, Oaxaca and Chiapas (Mexico). In Guatemala. it can be seen in Huehuetenango, San Marcos, Quezaltenango, Totonicapán, Baja and Alta Verapaz, Sololá, Chimaltenango and Sacatepéquez. It is also distributed in the upper parts of the Caribbean (Jamaica, Dominican Republic) and Costa Rica. It is cultivated in South America, where it is found in secondary vegetation, including wooded vegetation, from Mérida in Venezuela to Apurimac in Peru and in the western and central ranges of Colombia (the petaqueras of Antioquía), Ecuador (Azuay, Pichincha, Tungurahua) and northern Peru (Cajamarca, Amazon, Junín). To date, the wild form has been found only in the central-western part of Guatemala, where it is a liana that grows in the low, humid mountain forest; the possibility of it also occurring in the mountainous zone of the Jalisco-Michoacán boundary in Mexico should not be excluded.

Genetic diversity

This species is considered to be the least evolved of the cultivated Phaseolus species, hence it should have a greater potential for future development. There is little phenotypic variation (only the indeterminate climbing growth habit), including in the seeds. Normally it has orangy yellow seeds, but other colours do appear: reddish brown, bay, black and creamy white, for example. Seeds of the latter colour were found by the author in the Amazon region of Colombia and in Loja, Ecuador. It may have potential as a commercial crop in northern Peru and may compete as a plant with the caballeros (P. vulgaris with a large, round white seed), which do not produce in humid areas. Greater variation is seen in the seed where natural hybrids exist with P. coccineus (for example, in Putumayo, Colombia) and with P. vulgaris (for example in Tolima, Colombia) where colours may be combined with purple, coffee, etc. To date, there do not seem to be any properly recorded cultivars.

It is evident that P. coccineus, P. polyanthus and P. vulgaris are genetically close as a result of natural introgression among the species. However, each comes from a different and individualized ancestral form. The reason for this relationship should be found in the origin of the ancestral forms. Other species of the P. coccineus complex may also be considered to be close to the cache; the genetic stock of P. polyanthus is therefore wide.

An exact evaluation of genetic erosion in this species is difficult: in some parts of Guatemala (San Marcos, Chimaltenango) and Costa Rica, where the traditional maize field cultivation system has been modified, certain genotypes are disappearing; in others (Cauca, Tolima, Amazon region, in Colombia and Junín in Peru) it appears to extend into ruderal vegetations because peasants throw seed on roadsides and in smallholdings, etc. One farmer in Huila, Colombia, mentioned that it was the first seed that he sowed in the slash-and-burn system of Los Paez. The species' hardiness in humid environments provides food when the maize harvest is insufficient and explains its frequent presence in secondary forests in Colombia, Ecuador and northern Peru. It is even more difficult to evaluate erosion, as it is a predominantly allogamous species (although the local variation of this allogamy is not well known). However, it does seem useful to document the evolution of the native material in its areas of genetic cultivation in Mexico and Guatemala and to collect germplasm in appropriate cases. In the southern area of its distribution, where there seems to be less variation and erosion, collection would not seem to be urgent. The situation is different in the case of the wild ancestral form: its distribution area in central-western Guatemala is threatened by urbanization and agriculture (the primary forest where it grows is being cut down to set up coffee plantations). It is urgent to complete collection of germplasm and to ensure that at least some plant species are included in in situ conservation within the perimeter of natural parks. This method should also be considered for the few sites where there is natural introgression.

There are collections of this species, mainly in Chapingo in Mexico (INIFAP); Chimaltenango in Guatemala (ICTA); La Molina in Peru (INIAA); and Pullman in the United States (USDA). The widest collection is that of the CIAT in Palmira, Colombia.

Cultivation practices

The majority of the cultivation practices mentioned for the tepary bean in the high humid zones of Central America also apply to the cache bean. Although it is sown mixed with tepary beans, it frequently ripens a little earlier; separate harvesting (especially to eat it when green) is possible but is not always practiced. In the Andes it is frequent to see it in enclosures or in family vegetable gardens where it grows without any special care.

Prospects for improvement

A limiting factor appears to be the lesser digestibility of P. lunatus which has been verified in certain areas (Amazon region). The documentation of current consumption practices in peasant communities must be considered a priority before embarking on an investigation of its nutritional quality. It should be borne in mind that until the very recent past these beans were eaten several times a week. The lack of variation in seed colour is a problem which could be corrected partly with the distribution of germplasm from collections and through additional gatherings, particularly where there is introgression with P. coccineus and P. vulgaris. Variation in colour, type of seed and growth habits could be obtained through cross-breeding programmes that explore the primary and secondary genetic stock of P. polyanthus. Evaluation is still very much in its initial stage and is a priority for agrarian research. It would be very useful, since it is known that this species offers characteristics of resistance to several pests and diseases such as Ascochyta sp. (in the cool, humid parts of the Andes) and Ophiomyia phaseoli (in East Africa), respectively. There are genotypes ready for delivery to the farmer, particularly in conditions that are adverse to the kidney bean. The consumption of P. lunatus as a green seed could be recommended and recipes developed to improve preservation of the green seed. Its cultivation could also be encouraged in family vegetable gardens. Since the plant is attractive to livestock, it could be considered as a fodder crop in association with maize. In agrosilvicultural contexts (for instance in young plantations or hedges against erosion), it is possibly the best bean species to use. Its role in coffee plantations could also be considered from the point of view of fertilizing value and soil protection.

Conclusion

The bean was domesticated at a time when the current knowledge of molecular genetics and nutritional science was obviously not available to ensure selection of the material with the best evolutionary and nutritional potential. In addition to the kidney bean, four other species have been domesticated and have been maintained for thousands of years. It is not known whether the initial success of the kidney bean was due to its greater evolutionary potential compared with the other species or whether particular circumstances caused its domestication. Nor are all the reasons known for its promotion throughout the 200 years after 1492. Consequently, the germplasm collected of those species during the last 60 years, and the information relating to them, are possibly scarce in relation to what must have existed before the conquest. However, what has been able to be recovered is surprising and offers promise. In spite of all the changes that have occurred with the kidney bean since the fifteenth century, it has been difficult to modify its ecology drastically and the alterations that the latter may have suffered have had negative effects on species yield. Ought we not now give the neglected beans an opportunity?

Bibliography

  • Baudoin, J. P. 1981. L'amélioration du haricot de Lima (Phaseolus lunatus L.) en vue de l'intensification de sa culture en régions tropicales de basse altitude. Faculté des sciences agronomiques de l'Etat, Gembloux, Belgium. (thesis)

  • Debouck, D.G. 1989. Early beans (Phaseolus vulgaris L. and P. lunatus L.) domesticated for their aesthetic value? Ann. Rep. Bean Improvement Coop., 32: 62-63.

  • Debouck, D.G. 1991. Systematics and morphology. In A. van Schoonhoven & O. Voysest, eds. Common beans: research for crop improvement, p. 55-118. Wallingford, UK, CAB International.

  • Debouck, D.G., Maquet, A. & Posso, C.E. 1989. Biochemical evidence for two different gene pools in lima beans, Phaseolus lunatus L. Ann. Rep. Bean Improvement Coop., 32: 58-59.

  • Debouck, D.G., Linán Jara, J.H., Campara Sierra, A. & De la Cruz Rojas, J.H. 1987. Observations on the domestication of Phaseolus lunatus L. FAO/IBPGR Plant Genet. Resour. Newsl., 70: 26-32.

  • Delgado Salinas, A. 1985. Systematics of the genus Phaseolus (Leguminosae) in North and Central America. University of Texas Austin. USA. (thesis)

  • Delgado Salinas, A. 1988. Variation, taxonomy domestication and germplasm potentialities in Phaseolus coccineus. In P. Gepts ed. Genetic resources of Phaseolus beans, p. 441-463. Dordrecht the Netherlands, Kluwer Academic.

  • Hernández, X.E., Miranda Colin, S. & Prywer, C. 1959. El origen de Phaseolus coccineus L. darwinianus Hdz. X. & Miranda C. subespecies nova Rev. Soc. Mex. Hist. Nat., 20(1-4): 99-121.

  • Hernández, X.E., Ramos, E.A & Martínez M.A. 1979. Etnobotanica. In E.M. Engleman, ed. Contribuciones al conocimiento del fiijol en México, p. 113-138. Chapingo, Mexico Postgraduate College.

  • Kaplan, L. & Kaplan, L.N. 1988. Phaseolus in archaeology. In P. Gepts ed. Genetic resources of Phaseolus beans, p. 125-142. Dordrecht. the Netherlands, Kluwer Academic.

  • Katanga, K. & Baudoin, J.P. 1990. Analyses méiotiques des hybrides F1 et étude des descendances F2 chez quatre combinaisons interspécifiques avec Phaseolus lunatus L. Bull. Rech. Agron. (Gembloux), 25(2): 237-250.

  • Nabhan, G.P. & Felger, R. S. 1978. Teparies in southwestern North America. A biogeographical and ethnohistorical study of Phaseolus acutifolius. Econ. Bot., 2(1): 2-19.

    Nabhan, G.P. & Teiwes, H. 1983. Tepary beans, O'odham farmers and desert fields. Desert Plants, 5(1): 15-37.

  • Pratt, R.C. & Nabhan, G.P. 1988. Evolution and diversity of Phaseolus acutifolius genetic resources. In P. Gepts ed. Genetic resources of Phaseolus beans, p. 409-440. Dordrecht, the Netherlands, Kluwer Academic.

  • Schmit, V. & Baudoin, J.P. 1987. Multiplication et évaluation de Phaseolus coccineus L. et Phaseolus polyanthus Greenman deux espèces intéressantes pour ['amélioration de la productivité des légumineuses vivrières. Bull. Rech. Agron. (Gembloux). 22(3): 235-253.

  • Schmit, V. & Debouck, D.G. 1991. Observations on the origin of Phaseolus polyanthus Greenman, Econ. Bot., 45(3): 354-364.


Neglected Crops: 1492 from a Different Perspective. 1994. J.E. Hernándo Bermejo and J. León (eds.). Plant Production and Protection Series No. 26. FAO, Rome, Italy. p. 47-62.

1 نوشته شده توسط هادی / کارشناس زراعت | لینک ثابت |

پیاز
موضوع: زراعت و اصلاح نباتات پنجشنبه 1385/03/11 3:26 قبل از ظهر
پیاز

 

پیاز نوعی گیاه سوخی (غده‌ای) گوشتی زیرزمینی از خانواده لاله است و نام علمی آن Allium Cepa L می‌‌باشد. عموماً، پیاز به بخشی از گیاه اطلاق می‌شود که هر گیاهی از طبقه آلیوم‌ها دارای آن است. اما معمولاً منظور از پیاز، گیاه تند مزه‌ای است که بوی تندی هم دارد و در تهیه انواع غذاها به عنوان نوعی مادهٔ طعم دهنده از آن استفاده می‌‌کنیم.

به کرات مشاهده شده که هرچه پوست پیاز، زیادتر و کلفت تر باشد، زمستان طولانی تر و سخت تر خواهد بود. این امر نشان دهنده این است که طبیعت برای حفظ گیاه پیاز از سرمای سخت زمستان، از پوشش‌های ضخیم برای پوشاندن پیاز استفاده می‌‌نماید.

رشد پیاز

آلیوم به معنای بوی تند و نافذ و همچنین مزه تند می‌‌باشد. این گیاه دو ساله بوده که در سال اول، اندام‌های رویشی آن به وجود می‌‌آیند و در سال دوم اندام‌های زایشی ایجاد می‌شود که تولید تخم می‌کنند. برگ‌های گیاه پیاز توخالی و لوله‌ای شکل هستند، ساقهٔ آن که ارتفاعش بین 60 سانتی متر تا یک متر می‌‌باشد هم توخالی است که در بخش پایینی، ساقه کمی متورم شده است. پیاز دارای یک ساقه پهن زیر زمینی به قطر چند متر می‌‌باشد که در سطح بالای این ساقه، برگ‌های پیاز که سبزینه خود را از دست داده‌اند و به مخزن غذایی گیاه تبدیل شده‌اند قرار گرفته اند. ریشه پیاز از قسمت زیرین این ساقه خارج می‌شود. در وسط این ساقهٔ زیر زمینی، نقطهٔ رویشی پیاز که به عنوان جوانه انتهایی ساقه هوایی می‌‌باشد قرار دارد که در این قسمت، ساقه گل دهنده و برگ سبز بوته پیاز ظاهر می‌شود که به رشد خود ادامه می‌‌دهد.

شکل پیاز وابسته به نوع آن است، اما امکان دارد که بر اثر شرایط رشد تغییر نماید. اشکال مختلف آن عبارتند از:

  • کروی
  • کروی کشیده
  • سر پهن
  • گرد کشیده
  • پهن

رنگ پوست پیاز هم متغیر است. می‌تواند سفید تا زرد، قهوه ای، قرمز یا بنفش باشد. البته رنگ پوسته پیاز معمولاً وابسته به نوع پیاز می‌‌باشد.

پیاز دارای ویتامین ث و آنزیم اکسیداز بوده که برای هضم غذا مفیدند. همچنین به دلیل داشتن سلنیوم، مواد گوگردی، انسولین گیاهی، اسیدهای آمینه و...، برای پیشگیری از ابتلا به بیماری‌ها و تأمین سلامتی بدن مفید است.

معمولاً از پیاز در کنار انواع غذا استفاده می‌کنند، اما گاهی به تنهایی هم پیاز را می‌‌خورند. مزهٔ پیاز به نوع آن بستگی دارد که ممکن است تند، ملایم و یا حتی شیرین باشد.

 

تاریخچه

پیاز یکی از قدیمی‌ترین گیاهان زراعی بوده که از هزاران سال قبل، به عنوان طعم دهندهٔ غذاها و همچنین دارو از آن استفاده می‌‌شده است. قدیمی‌ترین منابع کشف شده از سومریان به دست آمده که نشان می‌‌دهد، سومریان که در عراق امروزی می‌‌زیسته اند، تقریباً 2600 تا 2100 سال قبل از میلاد مسیح از این گیاه استفاده می‌‌کرده اند.

در نسخه‌های کتب قدیمی مصر، تقریباً 1550 سال قبل از میلاد که نوشته‌های خود را روی پاپیروس می‌‌نوشتند، از اثرات دارویی پیاز سخن به میان آمده است. آنها عقیده داشتند که مصرف پیاز به همراه غذا انرژی بیشتری به فرد می‌‌دهد.

بو و خاصیت اشک آوری پیاز

بوی پیاز مربوط به مواد گوگردی فراری است که در هنگام تقطیر در حرارت معمولی اتاق تجزیه می‌‌گردند. به همین دلیل طعم پیاز پخته در مقایسه با پیازهای خام بسیار ملایم تر است. پیاز سفید معمولاً ملایم تر از پیازهای قرمز و زرد است، به این دلیل که از این مواد گوگردی کمتر دارد. اغلب پیازهایی که در نواحی مرطوب رشد می‌کنند، دارای مواد گوگردی کمتری بوده و در نتیجه ملایم ترند.

زمانی که پیاز را به مدت چند ماه در انباری قرار می‌‌دهیم، پیاز به دلیل این که آب و یا هیدرات کربن خود را از دست می‌‌دهد، به تدریج تندتر می‌شود. البته این تند تر شدن پیاز می‌تواند ناشی از تغییرات شیمیایی این گیاه هم باشد.

مواد گوگردی پیاز، خواص مختلفی از خود نشان می‌‌دهند که یکی از آنها اشک آور بودن است.

زمانی که پیاز را برش می‌‌دهیم سلول‌های پیاز باز می‌شوند. این سلول‌ها دو بخش دارند: بخش آنزیمی که به آلیناز معروف است و بخش گوگردی. آنزیم، ترکیبات گوگردی پیاز را تجزیه کرده و ترکیبات ناپایدار گوگردی ایجاد می‌کند که به گاز فراری تبدیل می‌شوند. این گاز که حاوی ترکیبات گوگردی است، وارد هوا می‌شود و به چشم انسان می‌‌رسد (البته ابتدا وارد مجرای بینی می‌شود). در چشم انسان، این گاز با آب واکنش نشان داده و اسید سولفوریک تولید می‌کند. اسید سولفوریک، بر پایانه‌های اعصاب چشم اثر کرده و سبب سوزش چشم می‌شود. در نهایت در پاسخ به این سوزش، غدد اشکی، اشک ترشح می‌کنند که این ماده گوگردی به همراه اشک از چشم خارج شود. قطرات اشک می‌توانند تنها چند ثانیه پس از برش پیاز ظاهر شوند.

اگرچه ما معمولاً اشک آوری پیاز را دوست نداریم و باعث ناراحتی ما می‌شود، این خاصیت پیاز آن را در برابر موجودات ریز زندهٔ خارجی حفاظت می‌‌نماید. البته روش‌هایی برای کاهش اشک آوری پیاز وجود دارد. برای مثال: قرار دادن پیاز در یخچال یا پوست کندن پیاز در آب روان. زمانی که پیاز را داخل یخچال قرار می‌‌دهیم، خنک شدن پیاز، ترکیب اشک آور آن را ضعیف می‌کند و دیگر پیاز زیاد اشک را در نمی‌آورد. همچنین زمانی که پیاز را زیر آب روان پوست می‌‌گیریم، بخش اعظم ماده اشک آور پیاز با آب شسته می‌شود و از خاصیت اشک آور بودن آن کاسته می‌گردد. خیس کردن پیاز و دستانتان پیش از بریدن پیازهم مفید به نظر می‌‌رسد. با این عمل، بخشی از گاز تولید شده با رطوبت دستان شما و همچنین رطوبت پیاز، واکنش نشان داده و شدت سوزش چشم کمتر خواهد بود. به علاوه نفس کشیدن تنها از راه دهان در طول پوست گرفتن و خرد کردن پیاز هم روش خوبی است.

نگهداری از پیاز

مناسب‌ترین محل برای انبار نمودن پیاز، سردخانه است که به این وسیله می‌توان در مدت انبار کردن پیاز، آن را از انواع تغییرات حفظ کرده و همچنین از انواع آفت از جمله قارچ ها، باکتری ها، ویروس‌ها و... محافظت نمود. به علاوه از آنجا که قرار دادن پیاز در مکان گرم سبب سبز شدن، ساقه زدن و کم وزن شدن خود پیاز می‌شود، با قرار دادن آن در سردخانه از این آسیب‌ها محافظت خواهد شد.

پیاز از آن دسته گیاهان فصلی است که دو دوره حیات را طی می‌کند:

دوره اول از رویش تخم شروع و به تولید پیاز منتهی می‌شود. دوره دوم، گیاه پیاز گل می‌‌دهد و تولید دانه می‌کند.

از آنجا که پیاز در سال تنها یک بار به دست می‌آید، بنابراین باید برای مصرف در سایر فصل‌ها از آن مراقبت نمود. معمولاً به دلیل تمایلی که این گیاه به تولید ساقه و ریشه دارد، به راحتی خراب و فاسد می‌گردد.

به منظور نگهداری صحیح پیاز، برداشت آن باید با دقت کامل صورت گیرد که تا حد امکان، از زخمی شدن آن جلوگیری شود. زمانی که پیاز را برداشت می‌کنند، ممکن است کمی رطوبت داشته باشد که باید چندین روز پس از برداشت، زیر نور خورشید بماند تا برگ و پوست خارجی آن کاملاً خشک گردد. در مواقع بارندگی، این عمل را باید در مکان سرپوشیده‌ای که اطرافش باز باشد انجام داد که پیاز با کمک جریان هوا خشک شود.

سمی بودن پیاز

گاهی بر اثر مصرف زیاد پیاز، عوارض مسمومیت گونه‌ای بروز می‌کند. مثلاً به برخی گاو و گوسفندان به عنوان خوراک، پیاز می‌‌دهند که ممکن است سبب مسمومیت و حتی مرگ حیوان شود. در انسان هم پس از مصرف زیاد پیاز، چه خود پیاز و چه فراورده‌های دارویی تولید شده با آن، ممکن است مسمومیت خفیف یا شدید به وجود آید. این فساد پیاز می‌تواند ناشی از عدم رعایت قوانین لازم جهت کاشت، داشت یا برداشت گیاه، نگهداری نامناسب در انبار و... باشد. علائم مسمومیت با خوردن پیاز عبارتند از: کم خونی و زردی که در نتیجه همولیز خون (تخریب عناصر یاخته‌ای خون) حادث می‌شود و احساس بوی تند از ادرار یا هوای بازدم فرد مسموم که تشخیص مسمومیت را ساده می‌کند. بنابراین لازم است همان طور که سالم بودن گیاه را در نظر می‌‌گیریم، مقدار مصرف پیاز را هم مد نظر داشته باشیم و در خوردن آن، زیاده روی نکنیم.

به علاوه زمانی که پیاز را پوست نموده و در مجاورت هوا قرار می‌‌دهیم، این ماده غذایی قادر است تا انواع آلودگی‌ها را به خود جذب نماید و مصرف چنین پیازی که پوست گرفته شده و مدت زیادی در مجاورت هوا قرار داشته می‌تواند خطرناک می‌‌باشد. بنابراین سعی نمایید بلافاصله پس از پوست گرفتن پیاز، آن را مورد مصرف قرار دهید.

مواد غذایی تهیه شده با پیاز

در تهیه غذاهای مختلف از انواع پیاز استفاده می‌کنند. این مادهٔ غذایی، عطر و طعم خوبی به غذاها می‌‌دهد. همچنین پیاز را در تهیه انواع ترشی از جمله پیاز ترشی و پیاز شور و برای درست کردن انواع سالاد به کار می‌‌برند. در تهیه انواع ساندویچ هم پیاز یکی از اجزای مهم محسوب می‌شود.

اثرات درمانی گیاه پیاز

از مخلوط آب پیاز با عسل، شربتی تهیه می‌کنند که مصرف روزانه سه قاشق غذاخوری از این شربت، در درمان سرماخوردگی، آسم، برونشیت و نارسایی‌های کلیه و مجاری ادرار بسیار مؤثر است. پیاز خام پ.هاش مواد داخل معده را بالا می‌‌برد و باعث تشدید فعالیت دستگاه گوارش می‌شود. به همین دلیل مصرف پیاز به افرادی که غذایشان دیر هضم می‌شود توصیه می‌گردد. خوردن پیاز ترشحات معده را تنظیم نموده و اشتها را زیاد می‌کند. خوردن پیاز همراه با غذاهای چرب، مخصوصاً در مهمانی‌ها یا مسافرت ها، سبب هضم چربی شده و همچنین ناراحتی‌های حاصل از آشامیدن آب تصفیه نشده در مناطق مختلف مسافرت را کاهش می‌‌دهد. این امر به دلیل آن است که پیاز خاصیت پادزیست (آنتی بیوتیک) داشته و قادر است میکرب‌ها را نابود سازد. بو کردن آب پیاز به ویژه زمان پوست گرفتن آن، برای بهوش آمدن فردی که سست یا بیهوش شده و همچنین برای رفع تشنج، بسیار مفید است. جوشانده پیاز هم برای جلوگیری از احساس گرمای شدید، بسیار مناسب است. مصرف پیاز پخته به همراه کره برای رفع یبوست و برطرف نمودن نفخ معده بسیار مفید است. برای این منظور، پیاز را آرام می‌‌پزند و در حین پخت، کره را آرام آرام به پیاز اضافه می‌کنند. اصولاً مصرف پیاز پخته برای رفع ناراحتی‌های اعصاب مفید است. همچنین در درمان کم ادراری هم مصرف پیاز پخته توصیه می‌شود.

پیاز به دلیل داشتن موادی از جمله پروستاگلاندین ها، رگ‌های خونی را گشاد می‌کند و همچنین به واسطه داشتن انسولین گیاهی، موجب شفای بیماری دیابت می‌گردد. قرار دادن پیاز گرم پخته در محل سوختگی یا جراحت، سبب التیام درد می‌شود. پیاز خام، آلبومین ادرار را کاهش داده و التهاب بدن را از بین می‌‌برد. در مبتلایان به ورم کلیه، اگر به بیمار پیاز یا سوپ پیاز داده شود، تورم کلیه و مجاری ادراری از بین می‌رود. همان طور که پوست گرفتن پیاز باعث سوزش چشم، آبریزش بینی و ریزش اشک می‌شود، هنگام سوزش بینی، حساسیت، خارش، ورم لب‌ها و نیز برای بر طرف کردن التهاب، زخم بینی، دهان، مصرف پیاز مؤثر است. برای برطرف نمودن آبسه زیر پوست، ورم چشم‌ها و پلک ها، از بین بردن دردهای گوش، سردرد و درد دندان، پیاز بسیار مفید است.


پژوهش‌های انجام گرفته بر روی پیاز

پیاز گیاهی است که از هزاران سال پیش، به عنوان غذا و نیز دارو مورد استفاده قرار می‌‌گرفته است. پیاز خاصیت ضد عفونی کننده داشته و ادرار آور می‌‌باشد. در کتاب رسمی داروسازی چینی، پیاز برای درمان آنژین صدری، سرفه، تنگی نفس همراه با درد و همچنین اسهال خونی کاربرد دارد. پیاز به منظور درمان کم اشتهایی و پیشگیری از ابتلا به تصلب شرایین هم به کار می‌رود. سازمان بهداشت جهانی ضمن تأیید مراتب فوق، مصرف پیاز را برای درمان نارسایی‌های رگهای خونی سالمندان هم توصیه نموده است.

اخیراً طی چند تحقیق انجام شده بر روی رژیم‌های غذایی حاوی مقادیر زیادی پیاز، متوجه شده‌اند که پیاز هم همچون سیر، قادر است از تجمع پلاکت‌ها جلوگیری کند و در تجزیه فیبرین دخالت نماید. وجود ترکیبات گوگردی در پیاز، موجب جلوگیری از تجمع پلاکت‌ها شده، از لخته شدن خون داخل رگ‌ها پیشگیری می‌‌نمایند.

کاهش کلسترول خون و کم شدن قند خون در اثر مصرف پیاز، به تأیید بسیاری از مراکز علمی و تحقیقاتی رسیده است. پیاز قادر است که چربی‌های خون را کاهش داده و از انعقاد خون داخل رگ‌ها جلوگیری نماید. به علاوه پیاز قادر است که بیماری‌های قلبی از جمله فشار خون را درمان نموده و همچنین خطر ابتلا به سرطان معده را کاهش دهد.

1 نوشته شده توسط هادی / کارشناس زراعت | لینک ثابت |

اصول ترویج
موضوع: زراعت و اصلاح نباتات پنجشنبه 1385/03/04 3:10 قبل از ظهر

 اصول ترویج

 

چکیده :

متولی اصلی انتقال دانش و مهارت و همچنین تغییر بینش و نگرشها در جوامع روستائی بخش ترویج کشاورزی می باشد.

کانال ارتباطی یا ابزارترویج برای انتقال دانش و مهارت به بهره برداران، انواع روشهای ترویجی می باشد . برای افزایش بهره وری و تسریع در دستیابی به اهداف مورد نظر فعالیت های ترویجی باید از مناسب ترین روشها به صحیح ترین نحو استفاده شود. عدم توجه و دقت در هریک از دو مورد مذکور، دستیابی به اهداف را غیر ممکن و یا باعث صرف هزینه و اتلاف وقت بیشتر خواهد شد.    

این تحقیق در پی پاسخ به سئوالاتی است شامل:  روشهائی که مورد استفاده قرار گرفته اند، استانداردهای اجرائی و عوامل موثر در انتخاب این  روشها، موانع اجرائی روشهای مختلف ، مناسب ترین روشها در شرایط مختلف برای گروههای مختلف بهره برداران کدامند ؟       

برای دستیابی به اهداف تحقیق ضمن بررسی کتابخانه ای سوابق، با بهره گیری از پرسشنامه  با شیوه نمونه گیری خوشه ای، نظرات کارشناسان  و مجریان برنامه های ترویجی مربوطه جمع آوری وبا استفاده از نرم افزار SPSS   نسبت به جمعبندی اطلاعات، توصیف داده ها و تعیین همبستگی ها ، محاسبه رگرسیون و تجزیه وتحلیل داده ها اقدام گردید .

مناطق مورد مطالعه پژوهش شامل استانهای آذربایجان غربی ، لرستان ، قم ، خراسان ، فارس ، مازندران وستاد معاونت ترویج ونظام بهره برداری بوده است.   با توجه به نتایج تحقیق بیشترین روشهای مورد استفاده به ترتیب : آموزش رو در رو، کلاس آموزشی، بازدید ترویجی، جلسات ترویجی، نمایش فیلم، نشریه ، بروشور ترویجی و پوسترابراز شده است. بطور کلی بیشترین استفاده به ترتیب از روشهای انفرادی ، روشهای گروهی و روشهای انبوهی  ابراز شده است.

موثر ترین عامل در انتخاب روشها به ترتیب : اعتبارات ترویجی، رغبت و تمایل کشاورزان، محدودیت اعتباری، آشنائی مروجان از روشها ، اهداف مورد نظر برنامه های ترویجی ، سهولت و راحتی اجرای روش، سطح تحصیلی مخاطبین و محتوای  موضوعات برنامه عنوان گردیده است.

اکثریت پاسخگویان به عدم وجود دستورالعمل برای بیشتر روشهای ترویجی اشاره داشته اند.   بین بعضی ویژگیهای پاسخگویان (شامل: سطح تحصیلات آنها، سابقه خدمت ترویجی ورشته تحصیلی) و نظراتشان در مورد میزان تاثیر بعضی عوامل در انتخاب و بکار گیری روشهای ترویجی همبستگی معنی داری مشاهده شد .   

پیشنهاد می گردد که ضمن آموزش کافی به کار کنان ترویج، با بهره گیری از رهیافتهای مشارکتی و انتخاب و استفاده از روشهای آموزشی ترویجی متناسب با مراحل مختلف پذیرش نوآوری ( آگاهی، علاقمندی، ارزیابی، آزمایش و پذیرش)، دستیابی به اهداف ترویجی را ملموس تر و سریع تر حاصل نمایند.     برای هر یک از  روشهای ترویجی ، دستورالعمل دقیق اجرائی تنظیم و ابلاغ گردد، و در اختیار کلیه مروجان قرار گیرد.       

تلفیق مناسب روشهای مختلف با امکان تصمیم گیری مناسب در هر منطقه در کلیه برنامه ها پیش بینی و مد نظر واقع شود.

کلمات کلیدی :   روش های ترویجی،   ارزشیابی،  فعالیت های ترویجی

 

 

مقدمه :

بدون استفاده از اطلاعات و دانش فني، دستيابي به توسعه و تحولات مفيد اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي غير قابل تصور است .    

بخصوص ، دستيابي به توسعه كشاورزي وروستائي، افزايش توليد، امنيت و سلامت مواد غذائي مورد نياز جمعيت رو به رشد جامعه و همچنين افزايش درآمد و رفاه جوامع روستائي مستلزم تامين نيازهاي اطلاعاتي ودانش فني روستائيان مي باشد . یا به عبارت دیگر يكي از مهمترين عوامل دستيابي به توسعه كشاورزي استفاده از اطلاعات و دانش فني وتوسعه منابع انساني مي‌باشد و  به همين دلايل  همة دولتها خود را موظف به تامين شرايطي مي دانند كه كشاورزان به توانند به اطلاعات فني مورد نياز فعالیت های خود به سادگي ، سهولت و سرعت ممكن دست يابند.  و اين وظيفة دولت غالباً از طريق  ترويج كشاورزي تحقق مي يابد .       لذا اين نهاد ترويج كشاورزي است كه وظيفه دارد در چارچوب برنامه هاي مدون ، پس از تصويب، با استفاده از اعتبارات اختصاص داده شده به بهترين نحو ممكن و با استفاده از روش هاي مناسب در حد اقل زمان زمينه سازي لازم را براي حد اكثر انتقال اطلاعات ميسر سازد  به نحوي كه ضمن تغييرات مطلوب در دانش ، بينش و مهارت كشاورزان به تغييرات رفتاري منتهي گردد كه افزايش كمي و كيفي توليدات كشاورزي را با حداقل هزينه ممكن سازد(حجازی،1363) .

از آنجائيكه در نظام ارتباطي كه براي انتقال مطالب آموزشي به فراگيران سازماندهي مي شود كانال ارتباطي مورد نياز و مورد استفاده همان روش هاي ترويجي مي باشد ،  لذا روشهاي ترويجي يكي از اجزا مهم فرايند ارتباطي است كه براي انتقال اطلاعات و دانش فني  مورد استفاده واقع مي گردد (شهبازی، 1354).

در ارزشيابي هائي كه از فعاليت هاي ترويجي بعمل آمده به اين نتيجه رسيده اند كه در موارد زيادي ترويج كشاورزي  نتوانسته است در انتقال دانش و اطلاعات مورد نياز  به موفقيت كامل مورد انتظار دست يابد ولذا غالباً مشاهده شده است كه سازمانهاي ترويجي به جاي ارزيابي دقيق روش هاي انجام شده واصلاح آنها براي تسريع در امر انتقال فناوري ها تصميم به تغيير كلي رهيافت هاي مورد اجرا گرفته اند كه انجام اين تغييرات غالباً نياز به دگرگوني هاي ساختاري و يا تغيير وظايف سازماني داشته كه معمولاً در قالب طرح و تصويب پروژه هائي جديد و توام با صرف هزينه و وقت بسيار زيادي مي باشند.      حال آنكه احتمال دارد عدم دستيابي به  موفقيت ها ي مورد انتظار، به دليل عدم انتخاب روش هاي ترويجي متناسب با شرايط باشد و يا آنکه دلیلش عدم اجراي صحيح و بموقع روشهای ترویجی باشد.   بنابراين  ترويج علاوه بر تلاش براي بهبود فعاليت هاي مربوطه و استفاده بهينه از روشهاي ترويجي ضرورت دارد كه مستمراً كليه مراحل اجراي برنامه هاي خود ازجمله روشهاي ترويجي بكار گرفته شده را مورد ارزشيابي قرار دهد تا بتواند با كمترين هزينه و در حداقل زمان نسبت به افزايش سطح اطلاعات و دانش فني  ونهايتاً تحول و تغييرات اساسي در دانش ، بينش و مهارت توليد كنندگان بخش كشاورزي كه هم از اهداف اساسي ترويج كشاورزي بوده وهم يكي از شاخص هاي مهم ارزيابي توسعه مي باشد عملاً توفيق حاصل نمايد.

بهمين دليل در اين پژوهش نيز در نظر است ضمن ارزشيابي روشهاي ترويجي بكار گرفته شده در فعاليت هاي ترويجي  راهكارهاي مناسب در حد توان ارائه گردد.

فرضيات این پژوهش که بخشی جنبة توصيفي و تعدادي نيز شامل روابط علّي معلولي بوده اند به شرح زير می باشند:

1 به نظر مي رسد كه مجريان ترويجي با همة روشهاي ترويجي موجود آشنائي نداشته باشند.

2- به نظر می رسد روشهای مختلف ترویجی از نظر مجریان، درجات مطلوبیت متفاوتی دارند.

3- به نظر مي رسد مهمترين و اصلي ترين روش در اجراي فعالیت های ترويجي روش برگزاري كلاسهای آموزشي باشد.

4- به نظر مي رسد  مجريان و مروجان ترويج روشهاي  ترويجي را بدون توجه به موضوع برنامه انتخاب وبكار مي بندند

5-  به نظر مي رسد روشهاي ترويجي بدون توجه به شرايط مخاطبان انتخاب مي گردد.

6-  به نظر مي رسد بین وجود وسایل و امکانات و استفاده از آنها همبستگی معنی داری وجود دارد.

7-  به نظرمی رسد بیشترین میزان دستیابی به اهداف ترویجی در روش آموزش رو در رو می باشد.

8- به نظرمی رسد عوامل مختلفی در انتخاب و بکار گیری روشها موثرند.

9-  به نظرمی رسد اعتبارات بیشترین میزان تاثیر را در انتخاب و بکار گیری روشهای ترویجی دارد.

10-  به نظرمی رسد روش های آموزشی انبوه از روشهای اولویت دار در واگذاری به بخش خصوصی باشند.

11-  به نظرمی رسد اجرای روشهای ترویجی بدون دستورالعمل و آئین نامه صورت می گیرد.

12-  به نظرمی رسد از روشهای مختلف بصورت تلفیقی استفاده نمی شود.

اهمیت این پژوهش از این لحاظ است که   استفاده از اطلاعات و دانش فنی و توسعه منابع انسانی یکی از مهمترین  عوامل دستیابی به توسعه کشاورزی و روستائی است .  از طرفی ابزار اصلی انتقال سریع دانش و اطلاعات به کشاورزان روش های ترویجی است که توسط نهاد ترویج کشاورزی بمنظور تغییرات مطلوب در دانش و مهارت کشاورزان مورد استفاده قرار می گیرد .  انتخاب روش های ترویجی مناسب و بکار گیری درست آنها اهمیت و نقش قابل توجهی در موفقیت برنامه های ترویجی و تحقق اهداف دارد.     لذا ارزشیابی و سنجش اثربخشی روشهای ترویجی اجرا شده برای بازنگری در روشها و تسریع و تسهیل فعالیت های ترویجی و تحقق اهداف آنها امری ضروری است که تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

اهدافی که این پژوهش داشته است شامل: تعیین روشهای ترویجی موجود مورد استفاده در اجرای فعالیت های  ترویجی،

تعیین اولویتهای استفاده از روشها،   بررسی نحوه اجرای روشها،      تعیین موانع ومحدودیت ها در بکارگیری روشها،  دستیابی   به شاخص های مناسبی برای بکار گیری صحیح انواع روشهای ترویجی می باشد.

برای دستیابی به اهداف این تحقیق ضمن بررسی کتابخانه ای سوابق، با استفاده از پرسشنامه طراحی شده، نظرات کارشناسان  و مجریان برنامه های ترویجی در سطوح مختلف ستادی و اجرائی در مناطقی که با شیوه نمونه گیری خوشه ای مشخص شده است جمع آوری وبا استفاده از نرم افزار آماریSPSS   نسبت به جمعبندی اطلاعات، توصیف داده ها و تعیین همبستگی های بین داده ها و محاسبه رگرسیون و تجزیه وتحلیل داده ها اقدام گردیده است .

پاسخگویان پژوهش شامل کارشناسان ، تکنسین ها ، کارکنان ومروجین شاغل در بخش ترویج که ارتباط مستقیم وغیر مستقیم با اجرای فعالیت های ترویجی دارند می باشند. که ا زبین آنها با روشهای مناسب آماری تعداد 350 نفر انتخاب که پاسخگوی سئوالات پرسشنامه های تحقیق بودند. مناطق مورد مطالعه پژوهش شامل استانهای آذربایجان غربی ، لرستان ، قم ، خراسان ، فارس ، مازندران وستاد معاونت ترویج ونظام بهره برداری می باشند. از بین مناطق مورد مطالعه، استان آذر بایجان غربی با در نظر گرفتن8/18 درصد پاسخگویان بیشترین تعداد را به خود اختصاص داده است.

مبانی نظری و پیشینه های موضوع:

بر اساس مبانی نظری صاحبنظران میتوان نتیجه گیری نمود که روش های ترویجی ابزارها و راهکارهایی در جهت ایجاد تغییر در دانش ، بینش و مهارت روستاییان و کشاورزان و همچنین انتقال نوآوری ها به آنان است .  با توجه به مراحل پذیرش نو آوری ها که شامل آگاهی ، علاقه ، ارزشیابی ، آزمایش و پذیرش است و ماهیت و وضعیت ویژه ای که مخاطبین در هر مرحله دارند می بایست از روش و ابزار ترویجی مناسب برای هر مرحله استفاده گردد .

روش های ترویجی به سه دسته عمده شامل روش های انبوهی ، گروهی و انفرادی تقسیم گردیده اند. برای تغییر در دانش و بینش ، روش های انبوهی و گروهی و برای تغییر در مهارت روش های انفرادی و تا حدودی بعضی روش های گروهی کارآمدتر میباشند .  درمراحل انتقال نوآوری نیز هر چه این فرایند از مرحله آگاهی به سمت مرحله پذیرش پیش می رود استفاده روش ها نیز از انبوهی به سمت گروهی و سپس انفرادی  در تغییر باید باشد بدین معنی که در مرحله آگاهی  روش های انبوهی ، در مرحله علاقه وارزشیابی، روش های گروهی،   و در مراحل آزمایش وپذیرش ، روش های انفرادی کارآمدترند .  با توجه به تعداد مخاطبین تحت پوشش از نظر هزینه سرانه ، روش های انبوهی کم هزینه تر از روش های گروهی،  و روش های گروهی کم هزینه تر از روش های انفرادی است .

با توجه به اهمیت ارتباط و نوع آن در فرآیند برنامه های ترویجی ، نوع ارتباط در روش های انبوهی یک سویه و بدون مشارکت مخاطبین است .  در روش های انفرادی ارتباط کاملاً دو سویه و با مشارکت کامل مخاطب همراه است .

انتخاب روش ترویجی مناسب علاوه بر موارد ذکر شده به ویژگی های مخاطبان از نظر سن ، سواد ، میزان پذیرش و همچنین به اهداف و محتوای برنامه آموزشی ترویجی ، نیاز آموزشی ، شرایط محیطی ، منابع مالی ، میزان مشارکت مخاطب و بسیار ی موارد دیگر بستگی دارد .

پژوهش های انجام شده در زمینه روش های ترویجی و تاثیر آنها نشان می دهد که انتخاب روش ترویجی مناسب با توجه به شرایط منطقه ای متفاوت است . روش های موثر در یک منطقه ممکن است در منطقه دیگر مناسب و موثر نباشد .

آزمون روش های جدید می بایست با مشارکت گروههای هدف و در موقعیت های واقعی صورت گیرد.  در آموزش انفرادی ارتباط کاملاً دو سویه و باز خورد کامل است .

مطالعات انجام شده نشان داده است که تلفیق چند روش مختلف در موفقیت و اثر بخشی برنامه ترویجی مناسب تر و مطلوب تر از بهره گیری از یک روش خاص می باشد .

برخی از پژوهش ها نشان می دهد که علی رغم پیشرفت های موجود در رسانه های دیداری و شنیداری هنوز هم رسانه های نوشتاری که از قدیمی ترین رسانه های  مورد استفاده بوده اند جایگاه مطلوبی در برنامه های ترویجی دارند .

در برخی مطالعات مشابه در خصوص مقایسه  روش های ترویجی ، روش های: سخنرانی و بحث ، حل مسئله و آموزش انفرادی مستقیم مطلوب تر از سایر روش ها بوده و ابزار های کمک آموزشی برتر شامل پروژکتور ، اور هد ، اسلاید  و تخته سیاه (یا وایت برد) بوده است  .

روش تحقیق:

پژوهش حاضر كه تحت عنوان ارزشيابي روشهاي ترويجي بكار گرفته شده در اجراي فعالیت های ترويجي طراحي و به مورد اجرا گذاشته شد،   به بررسي نظرات ، ديدگاه ها و قضاوت هاي برنامه ريزان و مجريان فعالیت های ترويجي در خصوص بكار گيري انواع روشهاي ترويجي مي پردازد.  براين اساس پژوهشي از نوع پيمايشي با جامعه آماري مجريان و برنامه ريزان داشته است كه در آن ضمن بررسي فرضيات توصيفي ، تعدادي فرضيات علًي معلولي نيز مورد توجه قرار گرفته است.

از طریق مطالعات كتابخانه اي ، گزارشات فني ترويجي ، اسناد ، مدارك ، مقالات داخلي و خارجي اطلاعات لازم جمع آوري و مورد تجزيه وتحليل قرار گرفته و نظرات مجريان و برنامه ريزان ترويجي مورد قضاوت واقع شده است .

اين تحقيق از نوع تحقيقات ارزشيابي مي باشد كه در آن از طريق يك مطالعه پيمايشي با بهره گيري از پرسشنامه اي متناسب اقدام گردیده است.

جامعه نمونه آماری :

جامعه نمونه شامل 380 نفر از کارکنان ترویج بوده است که 350 نفر آنها از شش استان انتخابی (به روش خوشه ای تصادفی)شامل استانهای خراسان، قم، لرستان، مازندران، فارس، و آذربایجان غربی  و 30 نفر از حوزه ستادی معاونت  ترویج و نظام بهره برداری وزارت جهاد کشاورزی می باشد.

از هر استان 30 درصد شهرستانها به صورت انتخاب تصادفی مشخص ودر سطح هر شهرستان  انتخاب شده با هماهنگی ادارات ترويج و مشاركت مردمي شهرستان، بخش و مراکز تابعه شهرستان مربوطه بین 20 تا 100 درصد کارشناسان ترویج به صورت تصادفی انتخاب و مورد پرسش واقع شده اند .

كارشناسان ستادي ترويج در استانهای انتخاب شده و همچنين كاركنان ستادي معاونت ترويج ونظام بهره برداري كه مستقيماً درگير برنامه ريزي يا سياست گزاري فعاليت ها و برنامه هاي ترويج مي باشند بعنوان عوامل برنامه ريز در جامعة نمونه مورد مطالعه قرار داشته اند.

به منظور تعیین حجم کلی نمونه ای که باید از جامعه مورد مطالعه انتخاب گردد و این افراد پاسخگوی پرسشنامهء تحقیق باشند از فرمول کوکران به شرح ذیل استفاده شد:

حجم نمونه :n           حجم جامعه: N          واریانس جامعه: S               احتمال داشتن صفت مورد نظر: P

احتمال نداشتن صفت مورد نظر: q   تی استیودنت که برای جامعه بالاتراز 120 در سطح 5% برابر  96/1 می باشد: t²                                                                                                             N t²Pq                    t²S²       N

n=------------------       یا      n = ----------------------

N d² + t²S²                          (N-1) d² + t²Pq

با عنایت به فرمولهای فوق الذکر و اطلاعات بدست آمده از پیش آزمون پرسشنامه های طرح،   حجم نمونه مورد مطالعه با توجه به آنکه جامعه آماری مورد نظر تحقیق حدوداً 2000 نفر می باشند، برابر با 320 نفر برآورد گردید.

ابزار تحقیق

ابزار تحقیق، یک پرسشنامه بوده است که برای طراحی آن اسناد ومدارك موجود درزمينة موضوع مرتبط با روشهاي ترويجي، جمع آوري و نسبت به استخراج شاخص هاو معيارهاي مناسب به شرح زیراقدام و در پرسشنامه مورد استفاده واقع شد:

-          ويژگيهاي شخصي و حرفه اي پاسخگويان

-          وضعيت امکانات، تسهیلات و ابزار کمک آموزشی موجود و میزان استفاده از آنها

-          نوع روشهاي آموزشی- ترويجي مورد استفاده وحجم عملیات با استفاده از هر روش در سطوح مختلف

-          وضعیت اهداف در برنامه های آموزشی ترویج

-          نوع اهداف ومیزان دستیابی به آنها از طریق روشهای مختلف آموزشی مورد استفاده

-          میزان آشنائی کارشناسان ترویج و مروجان با فرایند و مراحل پذیرش و نوآوری و توجه به آنها در انتخاب روشهای ترویجی

-          نقش کشاورزان در برنامه ریزی و تعیین اهداف آموزشی ترویج

-          میزان توجه و استفاده از تلفیق روشهای مختلف ترویجی برای رسیدن به یک هدف ترویجی

-          چگونگی تدوین مطالب آموزشی برای هرروش ترویجی برنامه ریزی شده

-          نحوه ارزشیابی روشهای ترویجی

-          عوامل موثر در انتخاب یا عدم انتخاب و بکار گیری روشهای ترویجی (22 عامل و یک سوال باز)

-          بررسی تاثیر علل ویژه ( راحتی و سهولت اجرای روش، کم هزینه بودن روش ، کمبود امکانات فنی،کمبود نیروی انسانی، درج نوع روش در برنامه ابلاغی) برای هریک از روشهای ترویجی بکار گرفته شده در منطقه

-          میزان دانش و مهارت مامورین ترویج در بکار گیری هریک از روشهای ترویجی